.
plays 44724
«حسین علیزاده» خود را چندان مقید به عناوین و نام‌ها و جایزه‌ها نکرده است؛ برای همین است که آن زمان‌که می‌خواستند به او نشانِ شوالیه دهند؛ آن جایزه را رد کرد و گفت نمی‌خواهد به عنوانِ شوالیه‌ی تار شناخته شود؛ می‌خواهد «حسین علیزاده» باشد: « به احترام مردم هنرپرور و هنردوست ایران، به نام حسین علیزاده قناعت کرده، تا آخر عمر به آن پیشوند یا پسوندی نخواهم افزود.»  با این حال او تا کنون سه‌بار برای آلبوم‌های فریاد، بی تو به سر نمی‌شود و به تماشای آب‌های سپید نامزد جایزه گرمی در بخش «بهترین آلبوم سنتی جهان» شده‌است. او رکوردار سیمرغِ بلورین برای بهترین آهنگساز در جشنواره‌ی موسیقی فجر نیز هست (گبه، زشت و زیبا، آواز گنجشک‌ها و ملکه) دریافت جایزهٔ دو سالانهٔ موسیقی جهانی آسیا از دیگر افتخاراتِ‌ اوست.

او همچنین هر گاه اثری منتشر کرده در «جشن موسیقی ما» عنوان بهترین آهنگساز را دریافت کرده است؛ به طور مثال در اولین جشن «موسیقی ما» به عنوان بهترین آهنگساز سنتی انتخاب شد و در دومین جشنِ موسیقی ما نیز عنوان بهترین آهنگساز را برای اثر «باده تویی» دریافت کرد؛ شبی که با تقدیرِ استادش –فرهاد فخرالدینی- همراه بود؛ کسی که علیزاده خود می‌گوید عاشقانه دوستش دارد. او این شب را شبِ انسِ اهالی موسیقی دانست و مثلِ همیشه از این فرصت بهره برد تا نظراتش درباره‌ی موسیقی بگوید: «فکر می‌کنم امشب همه خوشحال هستیم؛ اما به‌دور از تعارفات معمول خیلی خوشحال هستم در شبی که استاد «فرهاد فخرالدینی» تجلیل می‌شود؛ این جایزه را دریافت کردم. من ایشان را مثلِ همه عاشقانه دوست دارم؛ علاوه بر آن امشب شبِ انس است؛ شبی که هنرمندان موسیقی در هر ژانری کنار هم قرار گرفته‌اند؛ با این وجود امیدوار بودم که دوستانی که امشب صحبت‌ می‌‌کنند؛ حرف‌هایشان باعث دوستی‌ها و نزدیکی‌ها شود و خدای ناکرده جملاتی بیان نشود که عکس آن را ثابت کند.»‌

استاد آهنگ‌ساز همچنین ادامه داد: «در حال حاضر وضعیت موسیقی، وضعیت نرمالی نیست و ما بارها در شورای عالی خانه‌ی موسیقی پیشنهاد دادیم که اهل موسیقی خود تکلیف خیلی چیزها را مشخص کنند؛ چون مسوؤلان موسیقی معمولا تخصصی در این زمینه ندارند؛ ما باید مشخص کنیم که موسیقی اصیل و پاپ کدام است؟ آثاری که در این سال‌ها ساخته شده‌اند، قطعا زیبا و اثرگذار هستند؛ اما این موسیقی‌ها باید ژانربندی شود؛ هیچ کدام از این آثار حتی «باده تویی» اثرِ‌ خود من موسیقی سنتی نیست؛ اگرچه سنتی بودنِ یک اثر حتما یک فخر نیست؛ ضمن آنکه ما نباید از انتقاد ناراحت شویم؛ به‌خصوص صحبت‌های کسانی که سابقه‌ی طولانی در موسیقی دارند؛ قبلا جامعه به‌شکلی بود که وقتی استادی نظری درباره‌ی کاری می‌داد؛ دیگران به چشم یک اثر راهگشا به آن نگاه می‌کردند؛ اما هم‌اکنون نسل جدید دچارِ توهم در نوآوری شده است و به این مساله توجه نمی‌کند که تمامِ جوامع دنیا زمانی متحول می‌شوند که از فرهنگ خودشان استفاده می‌کنند؛ اما ما کشورهای جهان سوم تنها به تقلیدِ کشورهای توسعه یافته بسنده می‌کنیم؛ ما در فکر و کارهایمان هویت ایرانی را فراموش می‌کنیم، تحول این نیست که در کارهایمان ساز ایرانی را به کار نبریم؛ ضمن آنکه هنرمند هیچ‌وقت نمی‌تواند آدم بدی باشد یا بد حرف بزند. در شب موسیقی باید از «هوشنگ کامکار» اعاده‌ی حیثیت کنم که بد با او برخورد شده است من و هم‌نسلانم و استاد ناظری باید حکمیانه با این مساله برخورد می‌کردند؛ جواب انتقاد را باید با موسیقی داد نه اینکه به فحاشی کشیده شود.»

او همچنین درباره‌ی انتخاب بخش مردمی گفت: «ما 35 سال است که موسیقی درست در اختیار مردم قرار نداده‌ایم؛ چون رسانه‌های جمعی در اختیار موسیقی نبوده است و این باعث تنزل سلیقه‌ی آنان شده است؛ اگر ما به رای مردمی اهمیت می‌دهیم ای کاش امکاناتی باشد که سلیقه‌ی مردم را هم ارتقا دهیم. »


افزودن یک دیدگاه جدید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.