صفحه مناسب براي چاپگر





دوشنبه 13 مهر 1388 - 17:55

یادداشت رضا یزدانی برای سالروز درگذشت فریدون فروغی، اختصاصی موسیقی ما؛
فریادهای پرسوز


[رضا یزدانی]

شاید اولین چیزی که با آوردن نام فریدون در ذهن من تداعی می‌شود یک صدای پر‌قدرت و یک حنجره‌ی قوی و یک جنس صدای خاص است که همیشه با فریادهای پر سوز‌ش‌، هنگام گوش کردن به آن‌، همه‌ی دغدغه‌های فکری و کاری از ذهن‌ها فراری می شوند و لذت یک موسیقی پر خشم و اعتراضی را با تمام وجود حس می‌کنیم.
افتخار می‌کنم که در خیلی از مصاحبه‌هایم این بحث بارها تکرار شده که کارهایم تداعی‌گر فریدون است و بر‌عکس بقیه که از شباهت کارهایشان با بقیه هراس دارند‌، این اتفاق را دوست دارم و برایم هیجان‌انگیز است‌. به طور کلی موسیقی‌ای که خاص پسند‌تر از سایر گونه‌ها است در خیلی از مواقع تا حدودی نزدیک به هم به نظر می‌آید، اما کسانی‌ که به این گونه از هنر علاقمندند به هر حال قابلیت کنکاش و رسیدن به تفاوت‌ها را دارا هستند و می توانند آن‌ها را تحلیل کنند‌. سوز صدای فریدون وقتی فریاد می‌زند‌: «وقتی که دستای باد...» را چه کسی است که دوست نداشته باشد؟ در هر کدام از قطعات این بزرگ مرد موسیقی‌، یک شگفتی و غافل‌گیری وجود دارد که می‌شود رویش حساب باز کرد و دوباره و چند‌باره آن‌را شنید.
خبر شکستن سنگ قبر فریدون یکی از ناراحت کننده ترین بحث‌هایی بود که تا به حال شنیده بودم‌. یک‌ سری از ما آدم ها از قرار معلوم قرار نیست که این افکار منسوخ و کهنه را از خود دور کنیم و با نگاهی جدید و بدون هیچ‌گونه غرض‌ورزی‌های کور‌کورانه‌، به هنر و زندگی نگاه کنیم. کاش آن‌ها بدانند که با این کارها چیز زیادی عایدشان نمی‌شود و طرز فکری که دارند دقیقا نتیجه معکوس خواهد داشت‌.
به امید نگاه‌های زیباتر به هنر و احترام‌هایی قشنگ‌تر.
روحش شاد

رضا یزدانی
13/ 7 / 1388
 


تصویری تاثیرگذار از سنگ قبر شکسته فریدون فروغی