صفحه مناسب براي چاپگر





سه‌شنبه 30 مهر 1387 - 12:13

نقد بابك رياحي پور درباره پديده چاووشي
صدايِ يك سينه سوخته


موسيقي ما- بابك رياحي پور: از همين اول بگويم كه خيال دارم محسن چاووشي را به عنوان يك پديده اجتماعي بررسي كنم، نه به عنوان يك پديده موسيقايي. با اين همه محبوبيتي كه چاووشي در حال حاضر ميان مردم دارد، خيلي بيهوده است كه بخواهيم بنشينيم و اثرش را نقد كنيم، به اين خاطر كه آن هايي كه به قول معروف دوست اش دارند و طرفدارش هستند، خب، براي نقد ما تره هم خورد نمي كنند، و آن هايي هم كه موسيقي چاووشي را نمي پسندند كه اصلا آلبومش را گوش نمي كنند. به اين ترتيب فكر نمي كنم نقد ما، حالا مثبت يا منفي، چندان تأثيري روي ذهنيت عمومي داشته باشد و مثلا باعث شود كه آن هايي كه چاووشي گوش مي كنند، ديگر اين كار را نكنند.
محسن چاووشي نماينده نسل جديدي از خوانندگان ماست كه به آن ها اصطلاحا خوانندگان «زيرزميني» گفته مي شود؛ خوانندگاني كه موسيقي شان را ضبط مي كنند اما مجوز براي پخش رسمي اش دريافت نمي كنند، چاووشي اما ( حالا نمي دانم خواسته يا ناخواسته؟‌ ) آثارش به سرعت پخش شد و كارش هم يكهو گرفت، لابد مي دانيد كه اين طور چيزها اصلا توي ايران حساب و كتابي ندارد و فكر هم نمي كنم كه خود چاووشي براي آن حكايت ها برنامه ريزي خاصي داشته است. خيلي ها عقيده دارند كه صداي چاووشي گرمي خاصي دارد، به نظر من در صداي محسن چاووشي يك حزني هست كه خب توي ايران اين نمونه صدا طرفداران بسياري دارد و مثلا آدم را ياد صداي فريدون فروغي يا خوانندگاني با صداي مشابه مي اندازد كه بالاخره در ايران خيلي طرفدار دارند. البته شخصا اين را قبول ندارم كه دائما روي صداي خواننده افكت Auto Tune باشد، Auto Tune يك نوع افكتي است كه در واقع فالشي هاي صداي خواننده را مي گيرد، يعني اگر موقع اجرا نتي را خارج بخواني، آن نت با اين افكت، درست صدا خواهد داد و صداي خواننده كوك مي شود. تأثير اين افكت توي اجرا موقعي مشخص مي شود كه تا اندازه اي صداي خواننده كشيده مي شود و كمي هم تو دماغي به نظر مي رسد، من زياد با اين افكت موافق نيستم، اما خب، الان كه نظر من اهميتي ندارد، چاووشي اين كار را كرده و مي بينيم كه آهنگ هايش محبوب شده است.
نكته ديگري كه در محبوبيت آثار چاووشي داراي اهميت است، شعرهايي است كه براي آهنگ هايش انتخاب مي كند، آدم پيش خودش فكر مي كند كه طرف يك جوري «سينه سوخته» است و مطمئن باشيد كه همه يك طوري خودشان را توي شعرهاي او پيدا مي كنند، هر كسي كه به قول معروف زندگي به نحوي پس كله اش زده، خودش را توي شعرهاي چاووشي مي بيند. اما مهم ترين نكته اي كه به نظرم نبايد آن را در محبوبيت چاووشي ناديده گرفت اين است كه بزرگ ترين رسانه تبليغاتي در اختيارش قرار گرفت در قالب فيلم «سنتوري» و جالب اين كه هر دوي اين ها به محض توليد به پديده هايي غير مجاز تبديل شدند؛ آلبوم هاي محسن چاووشي از يك طرف و «سنتوري» داريوش مهرجويي از طرف ديگر، غير مجاز شناخته شدند و بعد هم خيلي سريع از طريق شبكه هاي غير رسمي در اختيار همگان قرار گرفتند. حالا من زياد با «سنتوري» كاري ندارم و زياد هم آن را نپسنديدم ( اين را هم بگويم كه من صلاحيتي براي نقد سينمايي فيلم مهرجويي ندارم اما به عنوان كسي كه سال هاست به صورت حرفه اي دارم آهنگ مي سازم و مي نوازم، بسياري از رويدادها و وقايع داستان «سنتوري» برايم تا اندازه اي عجيب و دور از ذهن آمد) اما بيش تر فيلم بر محور صداي چاووشي مي چرخيد، هر چند كه برخلاف نظر خيلي ها، صداي او به نظرم ربط چنداني به چهره بهرام رادان ندارد.
چاووشي به هر حال تا به اين جاي ماجرا خيلي خوش شانس بوده. اصولا بعضي وقت ها در جهان هستي همه چيز طوري دست به دست هم ديگر مي دهد كه كارت خوب پيش مي رود. بله، اين را كاملا قبول دارم كه چاووشي از يك منظر ديگر كاملا بدشانس است؛ اين كه يك كاري را انجام بدهي و تمام ايران تو را بشناسند و دوستت داشته باشند اما عملا هيچ دست مزدي از آن عايدت نشود، واقعا قسمت بدشانسي ماجراست، اما چاووشي خوش شانس است كه بالاخره مجوزش را گرفت. حكايت شهرت محسن توي ايران برعكس شد، همه خواننده ها معمولا وقتي مجوز مي گيرند بايد يك آلبوم هم بسازند، شايد بعد از آن محبوب شوند اما چاووشي موقعي كه آلبومش به صورت رسمي به بازار موسيقي آمد، محبوب ترين خواننده ايران بود و احتمالا اين آلبوم هم شهرت و محبوبيت اش را مضاعف كرده است، البته ناگفته نماند با اين سيستم بيماري كه موسيقي ايران دارد فكر نمي كنم باز هم از نظر مادي، رقم دندان گيري عايد چاووشي شود اما به هر حال بدون شك ركورد فروش را خواهد زد و اگر قانون كپي رايت درست و حسابي توي عرصه موسيقي داشتيم، آلبوم چاووشي شيرين يك ميليون نسخه مي فروخت، اما الان شايد اين رقم نصف بشود.
اين نكته را هم در نظر داشته باشيد كه اين اواخر توي موسيقي پاپ، خواننده هاي زيادي داشته ايم كه يك مدت خيلي شهرت پيدا مي كنند و محبوب مي شوند و كلي آلبوم شان سر و صدا مي كند اما بعد يكهو فيد مي شوند، آن ها بايد اين نكته را در نظر داشته باشند كه شهرت و محبوبيت هاي اين چنيني شان فقط با اجراهاي صحنه اي و كنسرت هاست كه محفوظ مي ماند، بايد حضور داشته باشد و گرنه كه يك خواننده پاپ كه نمي تواند در سال بيش تر از يك آلبوم روانه بازار موسيقي كند، حالا بايد ديد كه محسن چاووشي چه طوري توي اين ماجرا پيش مي رود و اين محبوبيت اش پايدار مي ماند؟