ماجرای محکومیت محسن نامجو - 2
شيری در قفس يا قفسی در شير!
موسیقیما- محسن ظهوری: در شعبه 1083 دادگاه عمومی شهر تهران، موزیسینی به 5 سال حبس تعزیری محكوم شد كه ماجرای ظهور و نفرینشدگیاش در همین چندساله اخیر رخ داده است، حوزه هنری اولین آلبومش را منتشر كرد و صدا و سیما از او حمایت كرد و رادیو كارهایش را پخش كرد، اما از آنطرف وزارت ارشاد به انتشار آلبومش ایراد گرفت و پخش آثارش از رسانه ملی متوقف شد و دادگاه محكومش كرد.
ماجرا از خود این موزیسین شروع شد، از وجود خود او و از وجود موسیقی منحصربهفردی كه در سر داشت و اجرا میكرد. ماجرایی كه از اوایل سالهای 80 شمسی در تهران شروع شد و از سال 84 همهگیر شد. در این سالها سیدیهایی از موسیقی غیرمتعارفی دست به دست میگشت و هر روز عده بیشتری را جذب خود میكرد، و البته دشمنانی را هم در صف مقابل قرار میداد. خیلیها هم از همان اول تشخیص داده بودند كه این ترانهها دردسرساز است و جسارت سازنده این نوع موسیقی كار دستش میدهد. موسیقیای در ظاهر وحشی و لجامگسیخته كه در چارچوبی تازه، نگاه و بیانی تازه را بهوجود آورد و نامی تازه گرفت؛ موسیقی محسن نامجو.
اولین عكسالعملها به كار نامجو از شخصیت پرتلاطم خود او برآمد. بیان بیپروا و نقادانه او در فیلم «آرامش با دیازپام ده» باعث شد تا خیلیها را جلب كند و بازهم البته عدهای را هم از خود براند. طرفدارن او كه بسیار بیشتر از مخالفانش بودند، شیفته جسارت و ركگوییاش شدند؛ نامجو در این فیلم مستند، بیپروا شهرام ناظری را به انتقاد گرفته بود و با شعر و حنجره و سهتار خود نوید موسیقی جدیدی میداد. درون دستگاههای موسیقی كلاسیك ایرانی، سیمهای سهتار را دیوانهوار به صدا درمیآورد و در میان شعر غریبی كه میخواند، صدای زوزه سگ را تحریر میكرد. گرچه دیگران پیش از او آزمایشهای موفق و ناموفقی از تلفیق در موسیقی دستگاهی ایران انجام داده بودند، اما سر و صدای تلفیق نامجو كه به گفته خودش تلفیق گامهای بلوز و جز با گامهای موسیقی ایرانی بود، بلندتر از دیگران شد. كارهای این موزیسین جوان فقط كسانی را كه شیفته تلفیق در موسیقی بودند به سمت خود جلب نكرد، بلكه طیف وسیعی از موزیسینها و موسیقیبازها را كه سلیقهشان فرسنگها با هم تفاوت داشت، یكجا گرد آورد.
اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80، نسل تازهای در موسیقی ایران در حال شكل گرفتن بود. نسلی كه قواعد موسیقی كلاسیك ایرانی را نمیپذیرفت و بیشتر متمایل به موسیقیهای راك و بلوز غربی بود. در این بین طرفداران موسیقی كلاسیك هم دست به نوآوریهایی میزدند تا جایگاه موسیقی مودعلاقه خود را جهانی كنند. البته این موضوع هرگز باعث منزوی شدن موسیقی دستگاهی ایران نشد و فروش بالای این نوع موسیقی بخصوص كارهای شجریان همچنان استوار ماند. اما سلیقهها از هم فاصله میگرفت و طیفهای جداگانهای شكل میگرفت كه البته امر مباركی هم بود. محسن نامجو آغازگر اتفاق تازهای شد، اتفاقی كه بسیاری از محققان موسیقی حتی وقوع آنرا هم حدس نمیزدند؛ پیوندی بین دو نگاه و دو سلیقه، پیوندی بین موسیقی كلاسیك ایرانی و موسیقی راك، بلوز یا جز غربی. میلی مشترك در شنیدن بیپروایی و جسارت نامجو همه را گرد آورد و دردسر هم از همینجا آغاز شد؛ بعضی از موزیسینهای معروف طردش كردند و موسیقی او را بیقاعده خواندند. بعضی دیگر كارهای او را نادیده گرفتند تا بیش از این به این موج تازه بها ندهند! بعضی هم البته با اینكه منتقد سرسخت او بودند، با دیدن سیل طرفدارن او به تعریف و تمجیدش پرداختند. نامجو اما در این تلاطم تاب آورد. لحن بیان انتقادات خود را در فیلم «آرامش با دیازپام ده» ناشی از ناپختگی اعلام كرد و «باد نوبهاری» خود را كه قطعهای كلاسیكتر از بقیه بود تقدیم به ناظری كرد. نامجو از سالهای فیلم «آرامش با دیازپام ده» فاصله گرفته بود و شیوه بیان انتقاداتش معتدلتر شده بود، اما همچنان همان نامجوی ساختارشكن در موسیقی ماند تا چندی بعد در جشنواره طنز حوزه هنری، قطعه «باد نوبهاری» تقدیم به استاد را دستخوش تغییر دهد و اجرایی تازه و مدرن از آن ارائه دهد. نامجو تا حدودی از مهلكه گریخت، اما همچنان نامجو ماند تا دردسر ابعاد تازهای یافت.
در همان اولین سالهای پخش موسیقیهای محسن نامجو، یكی از اولین سیدیهایی كه از این موزیسین بدون مجوز از صاحب اثر و وزارت ارشاد دست به دست میگشت، آلبومی شامل 14 قطعه موسیقی بود به نام «دماوند». البته نامجو بارها این نكته را گفته كه نه تنها ترتیب قرار گرفتن این قطعات در آلبوم كار او نیست، بلكه نام آن را هم دیگران گذاشتهاند. به هر صورت در این آلبوم قطعهای به نام «والضحی» وجود داشت، قطعهای غیرمتعارف كه نامجو در آن آیات قرآن را به شیوهای دیگر و با سهتار خوانده بود. عباس سلیمی – قاری قرآن – سالها پس از پخش این قطعه بود كه بهخاطر اجرای این قطعه به دادگاه شكایت كرد و این كار موزیسین را توهین به مقدسات دانست. نامجو بلافاصله جوابیه كوتاهی در سایت خود گذاشت كه در آن به نكته جالبی اشاره كرد؛ او اعلام كرد كه این قطعه قدیمی به تازگی به گوش مسئولین ذیربط نرسیده و پیش از این هم برای ساخت آن نوشتهای را به برخیها تحویل داده و پشیمانی خود را از ساخت و انتشار غیرمجاز آن در آن نوشته ذكر كرده. نكتهای كه با خواندن این جوابیه كوتاه به ذهن آدم خطور میكند این است كه چرا در یك زمان و موقعیت خاص، آنهم درست وقتی كه این موزیسین به خارج از كشور رفته باید این شكایت صورت بگیرد.
چند روزی گذشت تا نامجو ندامتنامه معروف خود را منتشر كرد. او قطعه اجرا شده را تجربهای دانست كه هرگز قصد انتشارش را نداشته و از قوه قضاییه درخواست كرد تا مسئولین این كار را بیابد. نامجو در این نامه از مادرش، مراجع تقلید و همه مردم ایران عذرخواهی كرد و گفت یك مسلمان است و هرگز قصد خواندن آیات قرآن را نداشته، بلكه قرار بوده تا اشعار عربی را در این تجربه بخواند، ولی به دلیل آنكه شعر مربوطه را به همراه نداشته، بخشی از آیات قرآن را كه از حفظ بوده خوانده. با انتشار این ندامتنامه قضیه هم فروكش كرد و پیگیری نشد تا همین چند روز اخیر كه سلیمی – قاری قرآن – خبر داد كه حكمی در 19 خردادماه یعنی قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم صادر شده و نامجو به خاطر اهانت به قرآن به 5 سال حبس تعزیری محكوم شده است. البته رای دادگاه نشان میدهد كه بیغرض بودن او را در اجرای این كار پذیرفتهاند و احتمالا تنها بهخاطر بیمبالاتیاش در پخش این اثر او را محكوم دانستهاند. اما در قسمتی دیگر از مصاحبه با سلیمی كه در خبرگزاری ایكنا منتشر شده، سلیمی به این نكته اشاره كرده كه چون نامجو در دادگاه نبوده و دفاعیهای هم نفرستاده بود، حكم غیابی صادر شده. اما حمید نامجو – برادر موزیسین – از این موضوع تعجب زده است؛ «پس چرا احضاریه برای او نفرستادهاند كه بتواند دفاعیه خود را به دادگاه بفرستد یا لااقل وكیلی برای خود انتخاب كند؟ اگر حكم قبل از انتخابات صادر شده پس چرا به خود او یا خانوادهاش ابلاغ نشده؟» این سئوال فعلا بیجواب است و محسن نامجو تا این لحظه جوابی برای حكم دادگاه نداده. اما نكته اینجاست كه آیا این موزیسین جنجالی باز هم می تواند فضای تهدید را به نفع خود برگرداند؟
نامجو در سالهایی كه مشهور شد و در صدر اخبار هنری ایران قرار داشت، گاهی بهصورت شیری درنده ظاهر میشد و همه چیز را میدرید، گاهی هم چون طفل معصومی فضا را تلطیف میكرد. در هر صورت در كارش موفق بود و طرفداران خود را همچنان حفظ میكرد. درست است كه حكم این دادگاه كه مشخص است او را تا حدود زیادی تبرئه كرده، خللی در میزان طرفداران او ایجاد نمیكند، اما شاید خود نامجو را از بازگشت به ایران منصرف كند. او بارها گفته كه دلش نمیخواهد برای همیشه خارج از كشور بماند و دوست دارد تا در وطن خود به كارش ادامه دهد. نكته اینجاست كه اینبار چه تصمیمی میگیرد، اگر به ایران بیاید و به زندان برود، و یا مدت زندان را بخرد و در وطن بماند، به هرحال نمیتواند مثل گذشته كار كند. این نكته در انتشار آلبوم ترنج او به خوبی مشخص بود، چرا كه نامجو فضای جسارت این آلبوم را با آن چه قبلا از او شنیده بودیم، كاهش داده بود. اینجاست كه باید بگوییم با این حركت شیر درنده و ناآرامی در قفس شده است. اما اگر بماند و هوس برگشتن را كنار بگذارد، آلبومهای جدیدی منتشر كند و كنسرتهای مداوم بگذارد، همچنان كه همین كار را تا این لحظه میكند، كمتر با فضای داخل كشور ارتباط پیدا میكند. این كار باعث میشود تا مثل همین چند سالی كه نبود و فعال بود، موج موسیقیاش هم فروكش كند، پس اینبار هم قفسی برایش درست میشود اما قفسی كه در دل شیر درست میشود. نامجو كدام را انتخاب میكند؟ باید دید كه اینبار هم از این تلاطم بهخوبی گذر میكند؟