موسيقی ما- حمزه امجديان: رضا صادقی نیاز به معرفی ندارد. همین که نامش میآید، قطاری از آهنگها و خاطرات ما با آهنگهایش از جلوی چشممان میگذرد. قرار است تا هفتهی آینده آلبوم تازهای از او منتشر شود با عنوان «یکی بود، یکی نبود» قرار مصاحبه در دفتر کارش در قیطریه گذاشته شد و مثل بیشتر مصاحبههایش با خنده شروع کرد و با خنده هم تمام کرد. مصاحبهی زیر خود گویای همه چیز است.
***
شاید موضوع قدیمی باشد اما مربوط به آلبوم جدید شماست. اگرمایل باشید قبل از اینكه به بحث دربارهی آلبوم جدیدتان بپردازیم، كمی در مورد ماجرای لورفتن چند آهنگی كه قرار است در آلبوم جدیدتان هم باشند، توضیح میدهید.ماجرای خاصی نداشت. نه میگویم اشتباه كردم، نه میگویم تقصیر كسی است و نه... از قدیم گفتهاند مالتو سفت بچسب، همسایهرو دزد نكن. یكسری از آن آهنگهایی كه متأسفانه برای خیلیها معقول نیست لو رفت و خندهدار هم هست كه به یكی بگویم آقا آهنگهایم لو رفت. ولی لو رفت.همه میگویند چی آقا، یعنی چی؟ 3،2 ماه قبل از انتشار آلبوم، چند تا ازآهنگهایت بیرون میآید و حالا میگویید لو رفت؟
چطور شد كه مثل «وایسا دنیا» آهنگها را تا روز انتشار آلبوم حفظ نكردید؟ البته بهجز یك آهنگ كه آهنگ «نرو» بود؟در این آلبوم هم آهنگهای جدیدم را خیلی خوب حفظ كردم اما متأسفانه در 2،3 ماه اخیر رسید به اسبابكشی و اعتماد بیش از حد ما و شاید بچهگانه به بعضی از دوستان نزدیكام باعث شد كه این اتفاق بیفتد و به قول شما آهنگها لو برود. هرچند آنها این كار را برای ضررزدن به من نكردند و برای خودشان كپی كرده بودند كه داشته باشند و گوش کنند. (باخنده) اما بعدش میدانید كه هر کس 3 تا محرم دارد و هر 3 تا محرم 300 تا و... و اینترنت هم كه 30 میلیارد تا. از آن ٣ محرم، یكیشان بلد است اینترنت برود و آپلود كند، اما باعث و بانی اینها كسی نیست جز خود من. در نهایت تلاش همه ما بر این است كه كارها به گوش مردم برسد، که اصل ماجراست. اما خب قانونمند بودن ماجرا خیلی مهم است.
اما در آلبوم جدیدم سعی كردهام تنظیمها و كیفیت را خیلی بالاتر ببرم و میتوانم بگویم اصلا آهنگهایی كه لو رفته در آلبوم اصلی به صورتی تنظیم شدهاند كه اصلا یك چیز دیگرند.
یعنی آهنگهایی كه الان میشنویم خام كارهای آلبوم جدیدتان است؟كاملا. اینهایی كه الآن میشنوید ١٠٪ ماجرا است و یك چیز كاملا خندهدار است. و در كل خوشایند نبود و دوست داشتم باز هم مثل «وایسا دنیا» سورپرایز باشد و بیشتر هم نمیخواهم توضیح بدهم؛ چون هرچقدر بیشتر توضیح دهم بقیه فكر میكنند كه دارم توجیه میكنم.
كدامیك از ٩ یا ١٠ قطعهای كه الان در بازار است در آلبوم جدیدتان هم حضور خواهد داشت؟آلبوم من ١٦ آهنگ دارد كه ٥ تای آنها متأسفانه لو رفت و خیلیها آن را شنیدهاند.
اسم آن 5 آهنگ را میگویید؟چقدر سخته، به تو مدیونم، شاهزاده، رویای دریا، آغوش تو.
در آهنگهای جدیدتان، آهنگ «زوركی نخند عزیزم»، كه از آهنگهای قدیمی شماست، با تنظیم جدید و سبك رپ پاپ اجرا كردید. كمی در مورد این آهنگ و اینكه در آلبوم جدیدتان حضور خواهد داشت یا نه توضیح میدهید؟«زوركی نخند عزیزم» یكی از آهنگهای قدیمی من است كه فكر میكنم حدود ٣ سال پیش بود كه یكروز من و چند تا از دوستان در منزلام بودیم و با هم در مورد سبكهای مختلف موسیقی صحبت میكردیم كه میشود روی همه سبكها كلام محترم گذاشت و گفتند مثلا روی رپ چطور میشود؟ من هم یكی از آهنگهای قدیمی خودم را كه همان «زوركی نخند عزیزم» بود، برای آنها اجرا كردم گفتم كه میشود این كلام را روی آن گذاشت؛ «بهزور میخندی واسه پر کردن لحظه...»...و آن را ضبط كردم. به اضافهی یك قطعهی كوتاه عربی كه آن را هم همان روز ضبط كردیم. (باخنده) اما خب بزرگواری که وارد هارد كامپیوترم میشود، دیگر نمیتواند جلوی خودش را بگیرد و همهی آهنگها را کپی می کند. ای كاش میگذاشت آهنگها كامل شود و بعد آنها را از جانب خودش منتشر میكرد.
یكی از كارهای شما را هم آقای «یاس» از خوانندگان رپ، خوانده. میكس اینکار با اجازهی خود شما بوده؟یاس یكبار من را در فرودگاه دید، به من گفت كه میخواهد همچین كاری بكند. من هم پذیرفتم و خیلی هم ازو ممنونم. نه بهخاطر كاری كه کرد، بهخاطر اینكه با شعور و با فهم آمد، این موضوع را با من هماهنگ كرد. كمتر كسی این كار را میكند.
چطور شد قطعهی عربی را اجرا كردید، به اصطلاح فلسفهاش چه بود؟با دكتر چراغعلی تصمیم داشتیم كه روی زبانهای مختلف كار كنیم و آهنگ بسازیم. من هم از آنجایی كه بر زبان عربی تسلط داشتم، یكروز شعری را نوشتم و اجرا كردیم. وقتی كه آهنگ را گوش میكنید كاملا مشخص است، جنبهی آزمایشی دارد. نه اینترو دارد و نه... یكدفعه شروع میشود و یك دفعه هم تمام میشود.
برگردیم به قطعهی قبلی كه اشاره كردید، در آن از سبك رپ هم استفاده شده و خودتان آن را اجرا كردهاید. چطور شد با توجه به مخالفت شما با سبك «رپ» و «رپ-پاپ» برای اولینبار آهنگ «رپ- پاپ» خواندید؟من مخالف رپ نیستم و همه موسیقیها مثل رپ، راك و... برای من قابل احتراماند. اما من از آنها در كارهایم استفاده نمیكنم و همانطور كه گفتم آن آهنگ را به صورت كاملا اتفاقی و تستی خواندم. اگر قرار باشد روزی این كار را انجام دهم، با یك موزیك جدید و فكر جدید خواهد بود. مثلا كارهای «سروش هیچكس» از كارهای بسیار خوب رپ است كه خیلی كارهایش را دوست دارم. تكست هایش [متن هایش] خیلی زیبا و بامفهوم است، ولی در توانایی خودم نمیبینم كه بخواهم رپ بخوانم. من در پاپ یك نیمچه قدرتی دارم كه ترجیح میدهم به همین صورت از آن استفاده كنم. در مورد آن آهنگی كه اشاره كردیم، دقیقا عین همین جمله را به بچهها گفتم كه ببیند این طوری هم میشود اجرا کرد. آن را خواندم و ضبط كردم. از آنجایی که همه كارهایم حتی، ببخشید، مسخرهترین و سادهلوحترین كارهایم را در آرشیوم نگهداری میكنم، همانطور كه گفتم، بزرگواری وارد آرشیو یا همان hard كامپیوترم شد و هرچه داشتیم مورد عنایت قرار داد.
اعضای گروه شما در این آلبوم از اعضایی هستند که قبلا با آنها همکاری داشتید، یا از آهنگسازان جدیدی استفاده كردید؟مرسی از شما كه اینقدر مهربون! روی این قضیه نگاه كردهاید. معمولا همیشه دوستانتان از خود خواننده، بابت آلبوماش میپرسند. اول اين را بگويم آلبوم من «وايسا دنيا» نيست.
قطعا. كمي بيشتر توضيح میدهید.یعنی هیچكس توقع نداشته باشد آلبوم جدید مثل «وایسا دنیا» و به عبارت دیگر تكرار «وایسا دنیا» باشد. نه میگویم خیلی خوب و نه میگویم خیلی بد است. یك جاده خاكی دیگر را در این آلبوم میخواهم آسفالت كنم كه با زیباییها و معایب خودش همراه است. اما بیتعارف بگویم كه در پیمودن اینراه شریك جرم هایم را زیاد كردم كه همان تیمم است(!) حالا بگذریم از این كه بعضی از دوستان در آلبوم قبلی، جوانی كردند و آلبومی منتشر کردند و اینور و آنور یك حرفهایی زدند.
منظورتان سیروان است.حالا... خدا حفظش كند. آن هم زحمت كشید. در آلبوم قبلم سیروان، پوریا نیكپور، مهدی زنگنه، مهران خالصی و خیلی از دوستان زحمت كشیدند و مرا یاری كردند. دیدم كارهایشان خیلی خوب است و كارهایی مثل «خداحافظ» و «وایسا دنیا» كه مردم خیلی از آنها استقبال كردند و به اصطلاح خودمان بُرو داشت. از همین حربه استفاده كردم و گفتم حالا كه اینطوری كارها خوب پیش میرود باز هم از دوستانم استفاده كنم اما یك مقدار بیشتر. چون هر چقدر تنظیم دوستانی كه در كنار من هستند قویتر میشود من هم باید همان قدر بدوم و تلاش كنم كه به آنها نزدیك بشوم. همانطور كه گفتم در این آلبوم شریك جرمهای بیشتری جمع کردم. چون لازم دیدم از تجربیات آنها استفاده كنم. مثلا این دفعه 3 تا از كارهایم را به مهران خالصی دادم كه فوقالعاده زیباست. نه اینكه چون من آن را میخوانم تعریف كنم. اگر یادتان باشد مهران خالصی یك آهنگ را با نام «خداحافظ همین حالا» با شعر فرزاد حسنی ساخته بود كه واقعا زیبا بود. من در مهران خالصی یك ستاره میبینم كه جزو معدود نوازندهها و تنظیم كنندههایی است كه در برنامههای غیرایرانی هم میتواند حضور داشته باشد. در این آلبوم من با توجه به آهنگهای مهران كه آهسته با تمهای خیلی آرامی است، ریسكی كردم و تنظیم آهنگ «شاهزاده» را به عهدهی مهران گذاشتم که چیز متفاوتی نسبت به كارهای قبلی اوست.
مهدی زنگنه و دكتر چراغعلی از دوستان جدیدی هستند كه در این آلبوم مرا یاری كردند. مهدی زنگنه ملودی «نقطه سرخط» را كه یك روز پیشش بودم، برایم گذاشت و دیدم چقدر این ملودی به روحیات و ذهنیات من نزدیك است و از او خواستم كه آن ملودی را در اختیارم بگذارد.
دكتر چراغعلی چطور به اعضای آلبومتان اضافه شد؟ من یک كاری را با نام «یكی بود یكی نبود» برای تنظیم به ایشان داده بودم و باز هم مثل آهنگ مهدی زنگنه یك ملودی و شعر فوقالعاده به من معرفی كردند كه آنقدر عمیق و با احساس بود كه تصمیم گرفتیم تنظیمش در سادهترین وجه باشد. یك ساز چلو و ویلنسل و یك پیانو كه آقای چراغعلی اجرا كردند. یك كار هم با ملودی و شعر خودم تنظیم كردند. یكی دیگر از دوستان عزیزی كه من را در این آلبوم یاری كرد آقای اسماعیل حسینی است که جوانی ساكت و آرام و در عین حال بسیار پر و بامعلومات است. اما در آلبومم، آهنگها به طوری است كه كاملا با آلبوم های قبلی متفاوت است. مثل «پیرهن مشكی» نیست که اكثرا فانك (funk) باشند و یكی دو تا را اسلو (آرام) و «شش و هشت».
در این آلبوم سعی كردهام از ریتم های متفاوتی استفاده كنم و یكی از كارهای قدیمی ام را هم با نام جادو اجرا کردم كه مربوط به دوران جوانیام است. فكر كنم با یك كیبورد 510 یاماها آن را ساختم. خیلی آن را دوست دارم؛ چون مربوط به زمان عاشقیام است. دوست داشتم آن را دوباره زنده كنم (باخنده). اما یك ترسی از این كار داشتم كه اگر یادت باشد یكبار اینكار را در آلبوم «پیرهن مشكی» كردم و آهنگ «دلم برات تنگ شده جونم» را كه از آهنگهای قدیمیام بود بازسازی كردم و خواندم که اصلا مرا راضی نكرد. خیلیها هم كه این آهنگ را دوست داشتند از این كار خوششان نیامد و ورژن version)) اول آهنگ را بیشتر دوست داشتند.
خلاصه همانطور كه گفتم این یك ترسی را در من ایجاد كرده بود كه در آلبوم جدید هم همچنان از این كار میترسیدم. با اسماعیل حسینی مشورت كردم و گفتم این آهنگ را میخواهم دوباره بخوانم و یك ترسی هم از گذشته دارم. باورتان نمیشود یكی از نقطههای عطف من همین آهنگ قدیمی من است كه اسماعیل حسینی آن را فوقالعاده تنظیم كرده است. دلیلش هم فكر میكنم این است كه فضای صمیمانهای بین من و اسماعیل حسینی و تمام بچهها وجود داشت. چون فضای بین ما اینطور نبود كه بگویم مثلا چقدر میگیری تنظیم كنی و... وقتی كه اسماعیل حسینی مجددا آهنگ را تنظیم كرد باور نمیكردم این آهنگ بتواند دوباره متولد شود. به این ترتیب اسماعیل حسینی هم (باخنده) به باند مجرمین این آلبوم اضافه شد. یكی دیگر از آهنگهای آلبوم، آهنگ فولكلوریك بندری است كه شعرش از سرورم آقای محمدعلی قویدل است (كه معلم دوران دبیرستان و معلم تمام زندگی من است). زحمت تنظیم این آهنگ را آقای معین راهبر كشیدهاند.
اسماعیل حسینی و معین راهبر برای اولین بار است با شما همكاری میكنند؟برای اولین بار است كه افتخار همكاری با اسماعیل حسینی را دارم. قبل از من كار «رو در و دیوار این شهر» و چندین كار دیگر را در آلبوم محمد زارع ساخته بود. با آقای چراغعلی هم برای اولین بار است كه كار میكنم.
معین راهبر هم از شاگردان خودم است و شنیده بودم معمولا شاگرد از استاد بهتر میشود ولی باورم نمیشد، اما الآن واقعا باورم شده، به طوری كه جرأت نمیكنم اسم تنظیم را جلوی او بیاورم. اعتراف میكنم خیلی قدرتمند شده است و او هم وارد تیم ما شد. بعد از مدتی كه دیدم شرایط همه چیز و حال همه چیز خوب است، گفتم از بقیه دوستان هم دعوت كنم كه اگر آلبوم بد شد، بگوئیم آقا كار اینها بوده و فقط كار من نبوده(میخندد).
علی ثابت از دیگر دوستان من در این آلبوم است كه رهبر اركستر در كارهای قبلیام بود و تا به حال تنظیمی از او به جز تنظیم آهنگها در اركسترم نشنیده بودم. جالب اینجاست كه تنظیمی كه در این آلبوم انجام داده كاملا با كارهای اركسترم در كنسرت های گذشته متفاوت است. او بیشتر در فضاهای آرام و به اصطلاح اسلو (slow) كار میكند.
خلاصه بعد تصمیم گرفتم یكی از آهنگ هایم را به نام «ماه گرد حلقهها» را برای تنظیم به علی ثابت بدهم. به او گفتم این كار برای من مثل كار «ممنونم» در آلبوم «وایسا دنیا» عزیز است، لطفا به همان اندازه برای تنظیم او احساس در نظر بگیر!
گویا اولین آهنگ آلبوم جدیدتان آرام است. چطور شد که تصمیم گرفتید در آلبوم «یکی بود یکی نبود» بر خلاف آلبوم «وایسا دنیا» و بیشتر آلبوم های امروز، با یک آهنگ آرام شروع کنید؟خب، آلبوم در «وایسا دنیا» با یك آهنگ تِرنس (trance) و پرتحرك شروع كردم. گفتم برای اینكه تصور بدی در ذهن مردم ایجاد نشود كه مثلا رضا صادقی یك آهنگ trance خواند و گرفت، حالا دیگر ولكن قضیه نیست و مدام روی این تیپ آهنگها مانور میدهد، اولین آهنگم را یك آهنگ كاملا آرام انتخاب کردم. به عبارتی قاعدهشكنی کردم. (باخنده) چون اكثر آلبوم هایی كه الآن منتشر میشوند اولین آهنگشان بكوب بكوب و داد بیداد است.
میلاد ترابی از دیگر دوستانی بود كه برای تنظیم «به تو مدیونم» او را انتخاب كردم، نه به خاطر اتفاقات خوبی كه برای كارهایش میافتد و ذهنیت و سلیقه و...
نه به خاطر اسمش؟به قول شما نه به خاطر اسمش. شاید خندهدار باشد و بگوئید چه معیار مسخرهای، اما من میلاد ترابی را فقط و فقط به خاطر خودش و روابط صمیمانه مان انتخاب كردم. به نظر من انرژی یك موزیسین توی كارش میآید و شاید برای من هم این اتفاق افتاد. هرچند من موزیسین نیستم و روزی كه وارد موسیقی شدم احساسم را گرو گذاشتم و جواب داد و دیدم این همه آدم خوب مرا با تمام بدی هایم پذیرفتند. میلاد ترابی هم از آنجایی كه فوقالعاده بچه مهربان و با ادب و با احساسی است. اگر میگویم بچه، چون مثل برادر كوچكم دوستش دارم و اكثرا وقتی همدیگر را میبینم، اصلا در مورد موسیقی صحبت نمیكنیم. با خودم گفتم این همه احساس و احترامی كه میلاد ترابی برای من قائل است میتواند در ملودی «به تو مدیونم» مؤثر باشد و زحمت تنظیم آن را به عهده میلاد ترابی گذاشتم. موقعی كه میخواست آن را تنظیم كند، به او گفتم با چشم Trance به آن نگاه كن. نمیخواهم از سبك خودت فاصله بگیری، اما ملودی را فراموش نكن. او هم صمیمانه این مطلب را پذیرفت. معمولا وقتی به تنظیمكننده جماعت، میگویی این كار را بكن یا آن كار را نكن ناراحت میشوند و به اصطلاح بهشان بر میخورد. اما خدا را شكر دوستان من در این آلبوم اصلا اینطور نبودند و در كمال دوستی با هم كار میكردیم.
آغوش تو هم از كارهای Trance آلبوم شماست. كمی در مورد این قطعه توضیح میدهید.داستان آغوش تو خیلی جالب است. یك روز با ایمان حجت، كه خیلی به من لطف دارد، در مورد قطعه «چقدر سخته» صحبت میكردیم. متوجه شدیم، آهنگ در یك جاهایی كه با گیتار الكتریك است، فضای خوبی ندارد. بعد امید حجت آمد و گفت میخواهم این یك تیكه آهنگ را برایت بزنم، از من كادو داشته باشی. این بزرگی یك آدم را نشان میدهد و دیدم امید و ایمان حجت واقعا با یك نگاه استادانه و مهربان قطعات من را بررسی میكنند. بعد ایمان گفت برای قطعه آغوش تو یك فضایی در ذهنم است كه میخواهم روی آن اجرا كنم. من هم گفتم باشد و خوب است نگاه تازهتری به آن كنیم وخیلی از آن لذت بردم. چون فضا، فضای كاملا ترنسی نیست .
من تا به حال در استودیو تحت تأثیر كارهای خودم قرار نگرفتهام. شاید در خلوت خودم چون با آنها زندگی میكنم تحت تأثیر قرار بگیرم، اما در استودیو نه. اما وقتی این قطعه را در استودیو شنیدم گریه كردم و اشك من را درآورد. احساس كردم چقدر خوب است. به نظر من بعضی چیزها خوب است، بعضی چیزها حالشان خوب است. دیدم حال این تنظیم خوب شده است.
سازبندی وكارها هم نسبت به كارهای قبلی تان در آلبوم جدید متفاوت است؟بله من این آلبومم جزآلبوم هایی است كه فضای اركستری دارد و بیشترین سازها را در آن استفاده كردم. چون احساس میكنم دیگر سن وسالم دارد بالا میرود. مردادماه وارد 30 سالگی شدم. آدمی هم كه وارد 30 سالگی میشود دیگر نمیتواند مثل گذشته تنظیم كند. هر چقدر آدم سنش بالا میرود باید نگاهش هم بر اساس سنش جلو برود. یعنی من باید یك چیزی بخوانم كه نگاه محترم داشته باشد، حتی برای آن بچه 15سالهای كه آهنگ را گوش میدهد. دیگر نباید كارهایم با سیتی سایزر و استفاده از سازهای سمپل به طور فاحش باشد که یک جوری از آن طرف بام بیفتیم. در این آلبوم تمام سازها مثل كلارنیت و ساكسیفون، چلو و... را به صورت زنده استفاده كردم. اگر فكر محترم باشد، این اشتباه محض است كه بگوئیم آلبوم را با سمپل بزنم، مردم هم دو روز گوش میكنند و تمام. اما مردم آن را به عنوان سابقه و مرجع از تو میدانند و ورق میزنند.
فوقالعادهترین كاری كه با سمپل میشد انجام داد، آلبوم «اسكناس» شاهكار بینش پژوه بود. اما شما ببینید، وقتی میگویند سازهای آكوستیك، همه، مرحوم بیات را به عنوان مرجع میشناسند. من احساس میكنم به سنی رسیدهام كه دیگرباید مرجع شوم.
یعنی یك سبك و امضاء مشخصی داشته باشید.احسنت. یك چیزی را داخل پرانتز بگویم. از این جمله كه: یك آلبوم بزنیم كه بتركونیم خیلی بدم میآید. این حرف ها مال كسی است كه اولین آلبومش را میخواهد بدهد.
یا كسی كه یك دفعه تصمیم میگیرد خواننده شود.این هم حرفی است. من نزدیك 200 تا 300 آهنگ دارم و به خوب و بدش كار ندارم و عمرم را برای آنها گذراندهام. فكر میكنم این وسط یك امضایی دارم كه نسبت به این 30 سال خیلی كمرنگ است و یواش یواش باید آن را پررنگتر كنم كه برادر و خواهر و دوست من بگوید كارهای رضا صادقی امضایی در موسیقی مملكت ما بود؛ نه اینكه امروز چیزی بخوانم و فردا ببینم فلانی چه میخواند و من هم دنبالش بروم و عین آن بخوانم. چون نه میتوانم مثل او بخوانم نه بر میگردم به حالت خودم. پس دوست دارم امضای خودم را نگه دارم.همانطور كه گفتم در این آلبوم از سازهای زیادی استفاده كردهام و بعضی از قطعات را در چند استودیوی مختلف تهران و بندرعباس ضبط كردم. میخواستم كارهای میكس و مسترینگ را دوبی انجام دهم و مدام غصه این را داشتم چطور بروم دوبی و 2 ماه آنجا سركنم و كی حال داره بره و...
بعضی وقت ها برای كار میروم و خیلی بمانم یك هفته آنجا هستم. یك روز احسان خواجهامیری كه خیلی دوست داشتنی است (حالا به حرفهایی كه بعضی از وقتها در مجلات میزند توجه نكنید و جدی نگیرید) به من زنگ زد و گفت ایمان حجت، استودیش را تجهیز كرده و سیستم پوروتولز را آورده است. گفتم: «كور از خدا چی میخواد؟ دو چشم بینا». گفتم: اگر واقعا خوب باشد مشقت سفر را از من بر میدارد. خلاصه من و احسان رفتیم و استودیو را دیدیم و در وهله اول رفتار حرفهای و متشخص ایمان حجت بود كه من را جذب كرد.
بعد از اینكه استودیو را دیدم دیگر كوالیتی و كیفیت كار برایم در وهله دوم قرار گرفت. به او گفتم: اینجا كارها خوب میشود. چون راحت بودم. واقعا میگویم تا به حال ندیدهام كسی برای میكس و مسترینگ اینقدر با طمأنینه و با دقت كامل وقت بگذارد. هر چند برای ایمان هم، نه این كار بلكه هر كاری كه میكس و مسترینگ میكند جزو شناسنامه كاریاش محسوب میشود.
یك خاطرهای از ایمان حجت از كار نقطه سرخط بگویم جالب است. وقتی كه كار «نقطه سرخط» را ضبط میكردیم خیلی آن را تغییر میدادم و آنطوری نمیشد كه دلم میخواست. ایمان حجت گفت: میدانی چرا نمیشود؟ گفتم: چرا؟ گفت: چون میخواهی ادای خوانندهها را در بیاوری. راحت باش.
و گفتم بریم آقا، قطع هم نكن. میخواهم به اصطلاح یه تك بخوانم. انگار كه كنسرت دارم و چقدر خوب درآمد. به طور كلی ایمان در كارهایم خیلی وقت گذاشت. در آلبومم خواهید دید كه اگر از لحاظ فنی كار من عیب داشته باشد، مطمئن باشید، از لحاظ كوالیتی و كیفیت و میكس و مسترینگ چیزی كم نخواهد داشت. به جرأت میتوانم بگویم با كارهای خارجی میتواند رقابت كند.
آلبومهایی كه در چند سال اخیر از طرف خوانندگان پاپ منتشر میشوند برای اینکه قدرت خرید مخاطبان برسد و CD های ارجینال را بخرند، معمولا پكهای با كیفیتی تولید نمی شو. شما برای پك آلبومتان فكری كردهاید یا آلبوم شما هم به همین صورت منتشر خواهد شد؟من كلا در آلبومهایم روی عكس و اینطور مسائل فكر نمیكنم.
منظورم فقط عكس نیست. اینكه فقط یك تكه كاغذ است خیلی كم از عوامل آلبوم ونوازندگان دیده میشود.خب متأسفانه مسئله هزینه پكها به عهده شركت تولیدكننده است ودو نوع پك شیشهای و كاغذی است كه «وایسا دنیا» جزو اولین پكهای كاغذی بود. اما قبول داشته باشید كه فضای كپیرایت به طوری است كه برای تهیهكنندهها مقرون به صرفه نیست و نمیتوانند هزینه فوقالعادهای برای این قسمت كار بگذارند.
دلیل دیگرش هم برای این است كه قیمت CD ها پائین باشد ومردم توانایی خرید آن را داشته باشند.بله. از قدیم گفتند: ارزونی بیدلیل نیست و هر گرانی بیحكمت نیست. این ارزان بودن یك چیزهایی از كار را میزند. اما این دفعه فكری كردیم و گفتیم: پك كاغذی باشد و برخلاف همیشه، به عكس آلبوم توجهی نکردم. چون معتقدم رضا صادقی با چهرهاش اصلا مهم نیست. شاید فردا روی صورتم اسید بپاشند یا بسوزد. چیزی كه در كار مهم است، صدایم است و مردم میخواهند صدایم را بشنوند. یكی از دوستان گفت: این فضای ذهنی توست و مردم دوست دارند از تو عكس خوبی در آلبوم داشته باشند. با دوست عزیزم امیر سزاوار كه كار جلد گروه سون و آقای سیروان خسروی را اخیرا انجام داد، تصمیم گرفتیم پك، همان كاغذی بماند ولی با یك نگاه متفاوت. اولش هم به او گفتم: من نه اهل فشنبازیام نه اهل موسیخ كردنم. موهایم را هم سیخ كنم اما ریشهایم اجازه نمیدهد تو كاری بكنی.
در این آلبوم تصمیم گرفتیم در پك آلبوم برای هر آهنگ تصویری انتخاب كنیم كه به ذهنیت شعر و آهنگ نزدیك باشد تا اینكه بیایم شعرهایم را در ٣ برگ بنویسم كه به نظر كار جالبی نمی آید.
شعرهای آلبوم كه از خودتان است؟90٪ شعرها ازمن است. 10٪ دیگر ازشاعرانی مثل خانم زنگنه است. خانم زنگنه از شاعران بزرگی است كه مطمئنم اگر روزی بتواند كتاب شعر منتشر كند، كتاب خوبی منتشر خواهد كرد.
قصد ساختن ويدئو كلیپ ندارید؟نه، نه.
توبه كردید؟(میخندد). راستش را بخواهید گفتم دیگر بالاغیرتا كلیپ را بیخیال شوید. اگر یادتان باشد زمانی كه كلیپ «چارهای ندارم» را ساختیم اولین باری بود كه با كلی روابط و صحبت و محبت دوستان كلیپ را در شهرك سینمایی ضبط كردیم كه بعدها باب شد خیلیها در آنجا كلیپ دادند. اما راستش را بخواهید، امسال دیگر قصد ساخت كلیپ ندارم. بیشتر قصد دارم در 2 یا 3 سالی كه حداقل قرار است كار كنم، فرصت ارایه كار داشته باشم.
یعنی تا فقط 3 سال دیگر میخواهید ادامه بدهید؟فكر میكنم تا 3 سال دیگر ادامه بدهم.
شما گفتید كه قصد دارید كه سبك و امضای مشخصی برای كارهایتان مشخص كنید. این امضا برای كارهای جدیدتان است یا اینكه با این امضا می خواهید پرونده كارهایتان را ببندید؟من تا سال 90 وقت دارم نهایت آن چیزی را كه دارم ارائه كنم. بعد از آن باید روندم را بررسی كنم. یك روز امیرحسین مدرس در تلویزیون یك حرفی زد كه خیلی لذت بردم. گفت: ذوق آدم ها مثل یك چاه آب است. اگر یك بار از آن آب كشیدی وآب نداشت دیگر ادامه ندهید و بگذارید تا چاه پر شود.
به صطلاح در اوج میخواهید خداحافظی كنید؟بله، اما خدا را چه دیدی شاید هم تا 90 سالگی اگر كارهایم خوب بود ادامه دادم.
یعنی تا 3 سال دیگر كارهایتان را تضمین میكنید؟ مثل خیلیها كه مثلا میگویند ما تا2 یا3 آلبوم دیگر را به مردم تضمین میدهیم؟دم آنها گرم. ولی من تضمین نمیكنم. چون من حرف برای گفتن دارم و این حرف قرار نیست راكد شود. باید هر روز پرتر و پرتر شود. مثلا در این آلبومم یك كاری به نام «ماه گرد حلقهها» دارم كه در این كار آنقدر به سادگی رسیدهام كه در یك جا میگویم: «میدونم لجباز و غدّم، گاهی هم بیحس و چوبی، اما اینو هم میدونم با تمام این بدی ها كه چقدر عزیز و خوبی.» و در اینجا اعتراف كردم و به این باور رسیدم كه هرچه كه دارم و ندارم بگویم.
همیشه گفتهام و باز هم میگویم این رضا صادقی نیست كه قرار است پرداخت شود. فكر رضا صادقی است كه باید پرداخت شود. شاید من بدترین آدم روی زمین باشم، اما دوست دارم حرف های خوب بزنم. این حرف خوب زدن فكر میكنم چیز خوبی باشد و به طور كلی تا سال 90 یك زمانی را برای خودم مشخص كردهام كه اگر دیدم رهاتر از قبل و بهتر از قبل شدهام باز هم ادامه میدهم. اگر هم نه اصرار ندارم كه ادامه بدهم.
باز برگردیم به آلبوم جدیدتان و اینكه آیا از شعرهای اجتماعی و معناگرا در آلبوم جدیدتان استفاده كردهاید؟بله. یك شعر اجتماعی به نام «بیا بد شیم» است كه خیلیها با آن موافق نیستند و گفته اند: این آهنگ را در آلبوم نگذار. «بیا بد شیم» فضایی از ذهنیت «مشكی رنگ عشقه» است چون از آنجایی كه همه میگفتند مشكی رنگ بدی است و رنگ غم و غصه است ولی من گفتم نیست. «بیا بد شیم» هم به همین صورت است و میگوید حالا كه خوبی در بدی هاست، بیا با هم بد بشویم. اما روند كل شعرها در آلبوم سادهتر از گذشته است و به اصطلاح روزنامهایتر شده. یك بچه 15 ساله آن را میفهمد و یك آدم 70 ساله هم اگر لطف داشته باشد و گوش كند، تقدیر می كند.
منظورتان ازاینكه فكر رضا صادقی پرداخت شود چیست؟متأسفانه جامعه ما به گونهای است كه مثلا وقتی در مورد كار كسی میخواهند نظر بدهند بر اساس اخلاق و شخصیتش نظر میدهند. مثلا میگویند: رضا صادقی؟؟؟ بعد آن یكی میگوید بابا رضا صادقی آدم بداخلاقی است. میخندد. نمیخندد. خودش را میگیرد و از این حرف ها. به نظر من اینها اصلا مهم نیست. چون فكر من مهم است و فكر من باید پرداخت شود. برای من مهم نیست بزرگواری كه الگوی من است چه طور آدمی است. یا مثلا فلانی مافیای سینماست. اما آیا در هر فیلمی كه دست دارد آن فیلم مثل بمب صدا نمیكند؟ مگر نه اینكه آچار فرانسه سینماست؟ مهم فكر آن است.
چند كار سفارشی برای صدا وسیما ساختید. آیا این كار برای بهبود روابط با صدا وسیما ومسائل مالی بود.هیچكدام. اگر دنبال روابط بودم ٣ سال پشت مجوز نمیماندم. شاید شرایط ایجاب میكرد و میخواستم یك كار خوبی انجام دهم. در ابتدا گفتند دستتان باز است، اما بعد كه شروع كردیم هر روز مشكلی پیش آمد و گفتند این نمیشود و آن نمیشود و از این طور مسائل که كار ما را دشوار میكرد. تنها كاری كه توانستم در آن خودم باشم، موسیقی سریال «ارث بابام» به اسم «نرو» بود كه جواد رضویان دستم را بازگذاشت، اما اسمم را در تیتر نزد. ولی در آینده اگر بخواهم كاری با تلویزیون انجام دهم، تو رودرواسی وسط كار نمیمانم. همان وسط میگویم ما را به خیر و شما را به سلامت.
در حال حاضر چند خواننده خوب پاپ در كشور خودمان میشناسید؟اگر پاپ به معنای عامهپسند باشد باید براساس قشر سنی طبقهبندی كرد. اما خدا را شكر خواننده خوب زیاد داریم. مثلا یكی از كسانی كه امسال از آلبوم آن لذت بردم و آن را به خاطر نگاهش به موسیقی تحسین میكنم، آلبوم سعید شهروز به نام «بیخوابی» است. قبل از آمدن سر مصاحبه هم داشتم آن را در ماشینم گوش میدادم. كار احسان هم قشنگ بود. البته دروغ نگویم كار قبلیش را خیلی بیشتر دوست داشتم.
خیلیها این نظر را دارند كه «سلام» آخر احسان خواجه امیری بهتر از فصل تازه است.نمیشود گفت بهتراست. وقتی یك نفر را با یك نگاه قبلی میشناسی، خیلی سخت است آن را با یك نگاه جدید بپذیری.
ممكن است در آلبوم شما هم این اتفاق بیفتد؟امیدوارم كه این طور نشود. اما اگر هم بشود بد نیست. نمیدانم چرا ما ایرانیها فرصت اشتباه را به كسی نمیدهیم. همیشه فكر میكنیم كسی كه درست است باید همیشه درست باشد. هركسی میتواند این اشتباه را مرتكب شود اما این اشتباه از روی این نیست كه طرف تعمدا دارد این كار را میكند. او میخواهد دریچه دیگری را امتحان كند. اما چون سیستم پخش در كشور ما به گونهای است كه فرصت اینكه زود به زود این پنجرهها و دریچهها را باز كنیم و تا پنجره بعدی زمان زیادی است، مثلا ٢سال طول میكشد تا كاری منتشر شود. در دنیا مثلا طرف ٦-٧ ماه یك آلبوم میدهد. مثلا یكی از خوانندههای بزرگ اروپا یك آلبومی داد که بدترین كارش شد و ٢ ماه بعد یك آلبوم داد و آلبوم خوبی از آب درآمد. اما متأسفانه ما این فرصت را به خاطر كارهای اداری و مسیرهایی كه باید طی كنیم نداریم.
اما در مورد خوانندگان امروز بگویم: سعید شهروز، احسان خواجه امیری، سمیروان خسروی، محسن یگانه، بالاخص چون تا آنجایی كه میشناسم دل پاكی دارد، حمید حامی برای قشر خودش و محسن چاوشی كه آن كار «گوشی رو بردار» خیلی برایم جالب بود.
بعضی وقتها میشنوم آن طرفیها (لوس آنجلسیها) میگویند در ایران خبری نیست، دیگر خبر بیشتر از این چه میخواهید باشد؟!
یك ادعایی هم دارند كه فرصت ارتباط با 70 میلیون ایرانی را نداریم. كی گفته. چطور قبل از اینكه پاپ ایران جان بگیرد و رشد بكند با مردم تماس داشتند؟ به هر حال وقتی یك حرفی میزنند باید یك جوری توجیح كنند. آلبوم بچههای ما اینجا بدون كلیپ، بدون تبلیغات و بدون امكانات فراگیر میشود. در ایران و اروپا و آمریكا و آسیا پخش میشود و مردم با آنها ارتباط خوبی برقرار میكنند.
از بچههایی كه در سایتها آلبومها را تبلیغ میكنند تشكر میكنم. اما ای كاش فورا 2 روز بعد از انتشار آلبوم، آهنگها را روی سایت نگذارند و یك فرصت 1 یا 2 ماهه به ما بدهند. شاید نمیدانند چه كار میكنند. قرار است به زودی جلسهای با بچههایی كه سایت موسیقی دارند برگزار كنیم. نباید منكر این باشیم این دوستان باعث پخش آثار من و دیگر دوستان خواننده در دنیا هستند. بارها در یوتیوپ دیدهام كه با آهنگهای من یك سری كلیپ با عكس ساختهاند كه واقعا از آنها ممنونم و دستشان را میبوسم. طرف آمده یك عكسی را پیدا كرده كه به شعر من ربط داشته باشد و خیلی زحمت كشیده است. واقعا نمیشود به سادگی از این محبتها گذشت. نمیشود نگاه كنی و بگویی خب حال كردیم، مائیم دیگه. نه آقا. ما هیچی نیستیم. آن دوست عزیز كه آن كلیپها را درست كرد. میتواند روی آهنگهای نمیدانم چیچی جانكن آهنگ بگذارد.
ساسی مانكن؟نمیدانم.
دلیل این اختلاف نظرشما با ساسی مانكن و اینكه قبل از عید در یكی از مجلهها گفته بودید كه یكی از آهنگهای او از بدترین آهنگهایی است كه شنیدهاید چیست؟من با خود شخص مشكلی ندارم. منظورم كلام و شعر آن آهنگ بود. یك نفر در آمریكا صدایش در حد قژقژ است اما موسیقیاش یك موسیقی راك و قدرتمند است و مردمش هم لذت میبرند چون آنها فرهنگ كلام ندارند. ما تاریخ فرهنگی و كلامی داریم. كاری به حافظ و مولانا ندارم كه اصلا اسطورهاند. بابا در عصر معاصر خودمان احمد شاملو و سهراب سپهری و نیمایوشیج و اخوان ثالث داشتهایم.
خب روی آن سبك آهنگها كه نمیتوان از شعرهای بزرگان استفاده كرد. مگر مجبور است كه چنین آهنگی بسازد.
یعنی ما آهنگ شاد در موسیقیمان نداشته باشیم. داشته باشیم اما حتما باید: «دل و بلوتوث كن، نرو...» باشه؟
آهنگ شاد از نظرشما چه آهنگی است؟آقا، از «كفتر كاكل به سر» بدتر كه هر وقت میشنیدیم میخندیدیم و میگفتیم اه چه آهنگی است، بهتر؟ بعد «دل و بلوتوث كن نرو» خوب است. آهنگهای شادی در گذشته داریم كه جوانان و پدر و مادر ما همه از آن لذت میبردند.
خب الان خوانندهای كه تازه میخواهد شروع كند شعری را انتخاب میكند كه متفاوت باشد و بقیه مردم مخصوصا جوانان آنان را بپسندند. حرف شما كاملا منطقی است اما منطق حال دارد، منطق كلی ندارد. ما میگوییم مردم ما دوست دارند. مردم ما اگر چیز بهتری دم دستشان باشد هیچ وقت كار بد را انتخاب نمیكنند. شما وقتی دوست داری یك مسیری را بروی و3 تا ماشین پیكان، بنز و بیام دبلیو داری كدام را انتخاب میكنی؟ اما وقتی فقط پیكان باشد چون دوست داری بروی مجبوری با پیكان بروی.
مردم دوست دارند شادی كنند. جوانان ما باید شاد باشند ولی وقتی آهنگ شاد درستی دم دستشان نیست با نیناش و ناناش سر میكنند.
بابا آهنگهای كابارهای قدیم از اینها بهتر بود. از خود آدم انتقاد نمیكنم. هر كس ذهنیت خودش را دارد. در موسیقی رپ یكی مثل «هیچكس» تكستهایش را كه گوش میدهی لذت میبری و یكی هم در آهنگش فحش ناموسی میدهد. واقعا نمیتوانم بپذیرم برای خانواده خودم كه سر سفره نوروز كه قرآن و دیوان حافظ است، وقتی كه میخواهم بروم برای روبوسی و عید دیدنی اهل فامیل، تو ماشینم آهنگ نیناش ناش گوش كنم و شاد باشم. ما هستیم كه میتوانیم ذهنیت شاد بودن را در مردم القا كنیم. اگر این طوری است چرا كارهای جواد یساری ومشابه آن را دیگر نمیخوانند؟
شاید فكر میكنند چون به روز نیست و كلاس ندارد. بستگی دارد به روز را در چه ببینی. ما همه جای دنیا كه میرویم هر کسی كه گوشواره دارد و زیرلبش از این نشانهها میگذارد، میگویند این آدم مشكل دارد، اما اینجا میگویند مدرن است. واقعا نمیدانم. در فیلمهای خارجی ببینید سوپراستار همیشه با كراوات و كت و شلوار است، وقتی میخواهد دعوا كند لخت میشود. اما اینجا طرف وقتی با حال است لخت است. وقتی كه اینها را كنار هم میگذارم با هم جور در نمیآید. به طور کلی انتقاد من از نوع كلام و بیان است.
این ضعف ما در موسیقی شاد از كجا آمده است؟ ما وقتی میگوییم موسیقی شاد فكر میكنیم موسیقی شاد یعنی یك تم ریتمیك و 6 و 8 و برو تا آخر. 6 و 8 بد نیست. دوستش داریم. مال خود ماست، اما نوع نگاه شما به شادی مهم است. خود من بعضی وقتها یك آهنگ آرام میشنوم شاد میشود یكی دیگر هم ممكن است با شنیدن آن آهنگ یا بدهكاری هایش بیفتد.
این خلاء و ضعف در كار ما و شعرها از كجا وارد موسیقی ما شد. از زمانی كه یك سری مسائل مثل كانالهای ماهوارهای irammusic و MITV و... به وجود آمدند. موسیقی ما از قبل دچار مشكل بود و یك سریها در مورد اینكه پاپ باشد یا نه اصلا مشكل داشتند. ماهواره و... که آمدند دیگر كارها روبه سطحی رفت. یك عمر ما آن وریها را مسخره میكردیم حالا آنها ما را مسخره میكنند.
البته این هایی كه گفتم قسمتی از ماجراست و منظورم همه جامعه نیست. ما متاسفانه میگوییم تا جامعه شنوا، فكر میكنند منظورمان آنهایی است كه فقط در ماشین آهنگ دوبس دوبس گوش میكنند. اما خیلی ها در خانه و كار آهنگ گوش میكنند و به نظر من جوان ما خیلی با شعور است و این خواننده است كه باید به شعور او احترام بگذارد. من احساس میكنم اگر یك روز یك شعری مثل نیناش یا ... را بخوانم به همه مخاطبانم توهین كردهام و به او میگویم فهم تو همین قدر است. به قیمت لبخند چه چیزی را دارم به او هدیه میكنم و به نظر من درست نیست بگوییم جوانان از این تیپ آهنگها استقبال میكنند.
یعنی تفننی هم نباید آنها را گوش داد. باید آنها را از موسیقی جدا كرد. ضمن اینكه تنظیم های آنها خیلی خوب است و نباید منكر این مسئله شد. اما در كل مشكلم با كلام آنهاست. مثلا یك آهنگی را گوش میدادم یاد هم نیست دقیقا احتمالا...
دارم عاشقت میشم؟آره. خیلی بامزه بود. كه میگفت دارم عادت میكنم دور و برم ببینمت و... اما همین دوستی كه «دل و بلوتوث كن نرو» را خوانده است، حتما برسد به سن 30 سالگی به نوع شعری كه خوانده میخندد مگر اینكه خودشان را مثل خیلیهایی كه بعد از 70 سال تازه یادشان می افتد زیر ابرو بردارند گول بزنند.
در كار جدیدتان آقای اصفهانی هم هست؟ من قابل نبودم كه با ایشان همكاری كنم و شرایط كاری ایشان هم اجازه این كار را نمیداد.
علی لهراسبی چطور؟برای علی در آلبوم خودش یك كاری را با نام مرگ برگ ساختهام كه آقای صفاریان تنظیم كردهاند.