|
با اینکه با پیامی که نگارنده ی مقاله در صدد انتقال آن هست ، موافق نیستم ولی جمله ای در مقاله به چشمم خورد که به نظرم اعترافی ناخواسته از نوید غضنفری عزیز است : ""مایکل همچنان ترکیبی از همان جینجر راجرز ترکه ای و چاپلین زمانه ما بود که می خواست سرگرم مان کند و ما تماشاگران هزار و یک چیز دیده و شنیده، مقاومت می کردیم."" بله .. ما مقاومت میکردیم. با گذار به دوران پست مدرن و تحت تاثیر آموزه های آن در مقابل هر لذتی که "رو " بود مقاومت میکردیم . با اینکه بدنمان شدیدا در پی این بود که با شنیدن موسیقی او تکانی به خود بدهد ولی ما مقاومت میکردیم چون یاد گرفتیم که بزرگ شدن ، فرهیخته شدن گذر کردن از مایکل جکسون است. گرچه در همان اصالت محتوا و رجحان آن بر فرم تردید وجود دارد ولی بی انصافی ست که جکسون را در فرم و شکل خلاصه کنیم . گرچه شکل را به بهترین نحو ممکن ساخت ولی آیا این شکیل بودن لزوما به معنای بی محتوا بودن است ؟ شاید اگر در مقاله ی شما جای نام مایکل جکسون از نام بریتنی یا جاستین و یا حتی مدانا استفده کنیم ، حق مطلب ادا شود ولی بی انصافی ست که جکسون را نماینده ی شکل و خالی از محتوا بدانیم . به گمان من هیچ خواننده ای اندازه ی جکسون از نماد گرایی در کلیپ هایش استفاده نکرد . شعر هایش به اندازه ی کافی قابل تامل بود و این هنر او بود که او هم شکل را داشت و هم محتوا . این است که موسیقی او را جاودانه ساخته است . موسیقی او بر خلاف هنرمندان صرفا معنا گرا ، هم سریع با مخاطب ارتباط برقرار میکند و بر خلاف هنرمندان پاپ ، هم خوب این ارتباط را حفظ میکند . همین فاکتور جکسون را از خیل عظیم هنرمندان شکیل پاپ و همینطور هنرمندان آشفته ی راک جدا میکند . چرا موسیقی او هنوز هم میفروشد ؟ قبول کنیم که شکل و ظاهر روزی تازگی خود را از دست میدهد ولی هنوز پس از گذشت بیش از دو دهه موسیقی او بالاتر از "همه" فروش میکند . امری که در موسیقی و فرهنگ زوال گرا و دوروزه ی پاپ غیر عادیست .
|