جواد رهبر:
انتخاب غیرممکن بود. حتی به دو ترانه هم راضی شده بودم اما نشد که نشد. استیونس آن قدر ترانه های زیبا و اشعار تفکر برانگیز و ترغیب کننده ای دارد که برای اینکه تصویری کلی از دنیای او به دست بدهیم، تصمیم گرفتم قطعه هایی از چند ترانه او را انتخاب و ترجمه کنم.
*****
آری پاسخ در درون ماست، پس چرا اکنون نظری به آن نیندازیم؟
وسوسه های شیطان را پس بزن و کتابِ نیکی دستت بگیر
در مسیر اکتشاف
تازگی ها که به اتفاق های خوش آتی می اندیشم، شاد می شوم
و باور قلبی ام این است که رویداد نیکی در شرف رخ دادن است
آه تازگی ها لبخند می زنم و به جهانی یگانه می اندیشم
و باور قلبی ام این است که روزی بلاخره آروزیمان به حقیقت خواهد پیوست
چون بر ریل های تاریکی، قطار صلح در شتاب است
آه قطار صلح این کشور را فتح کن، بیا و مرا به خانه ام ببر
قطار صلح
آه عنفوان جوانی
این بار چه چیزی برایمان به جا می گذاری
فرصت بهتری برای تغییر تصمیمت پیش نخواهد آمد
و اگر می خواهی جهان روزهای خوشی به خود ببیند
باید کهه همسفر کلمه عشق شوی
باید که سوار بر کبوتر بزرگ سپید رنگ راهی بهشت شوی
و هرچند دلت می خواهد تا ابد پابرجا باشی
می دانی که نخواهی بود
می دانی که نخواهی بود
و وداع هم سفر را دشوارتر می سازد.
ای عنفوان جوانی
خجالت نکش، فقط بگذار احساست راهنمایت باشد
جامه ترس به تن نکن وگرنه هیچ کس نمی فهمد که تو هم وجود داری
فقط سرت را بالا بگیر، و در عوض احساست را بروز بده
و اصلا هم خجالت نکش، فقط بگذار احساست راهنمایت باشد
خجالت نکش
خُب اگر می خواهی بخوانی، بخوان
و اگر می خواهی آزاد باشی، آزاد باش
چون می شود هزاران کار انجام داد
و تو می دانی که می شود انجامشان داد...
خُب اگر می خواهی بگویی بله، بگو بله
و اگر می خواهی بگو نه، بگو نه...
و اگر می خواهی مثل من باشی، مثل من باش
و اگر می خواهد خودت باشی، خودت باش
اگر می خواهی بخوانی، بخوان
گرفتاری
آه گرفتاری رهایم کن
چهره ات را دیده ام
و دیگر طاقتم سرآمده
گرفتاری
آه گرفتاری نمی بینی
که به دلم آتش زده ای
و هیچ از من باقی نمانده...
گرفتاری
آه گرفتاری نمی بینی
که خانه خرابم کردی
نمی شه راحتم بگذاری تا با بدختی ام بسوزم و بسازم
گرفتاری
می دانم که پیشرفت های بسیاری به خود دیده ایم،
روز به روز هم متحول می شویم،
اما به من بگو تا بدانم این وسط بچه ها کجا بازی کنند؟
بچه ها کجا بازی کنند؟