امیر ارجینی: آن روز ، روز مرگ من است | موسیقی ما
 
امیر ارجینی
ترانه سرای «سنگ صبور» درباره محسن چاوشی، شکل گیری این ترانه و دغدغه های آن روزهایش می گوید:
امیر ارجینی: آن روز ، روز مرگ من است
موسیقی ما - بهمن بابازاده: «امیر ارجینی» به همراه «حسین صفا» مدت ها به عنوان ترانه سرای ثابت آثار «محسن چاوشی» شناخته می شد. اما چند وقتی هست که دیگر این همکاری به دلایل مختلف قطع شده و هر چند هر دو طرف هنوز سعی می کنند احترام یکدیگر را داشته باشند، اما عملا همکاری چاوشی و ارجینی مدت هاست که میسر نشده و هیچکس هم از دلایل آن خبر ندارد.

حرف زدن درباره لحظه تولد ترانه «سنگ صبور» برای فیلم «سنتوری» بهانه ای خوبی بود که گه کداری از این ترانه سرای خوش اخلاق و خوش قول، درباره حاشیه ها و اخبار داغ جدایی هنری و کاری اش از چاوشی گپ بزنیم. این گفتگو هیچ سانسوری ندارد...
 
  • * می خواهم در مورد تولد ترانه «سنگ صبور» حرف بزنید. با توجه به این که من با محسن هم حرف زدم، می دانم که شما بعد از خواندن فیلمنامه به سراغ ترانه رفته اید. یک مقدار در مورد آن فضا و آن لحظه ببینم چیزی در ذهنتان باقی مانده ؟
ترانه « سنگ صبور» ترانه ای نبود که من با خواندن فیلمنامه تمام آن را نوشته باشم. یک بخشی از آن را با خواندن فیلمنامه نوشتم. این ترانه ترانه ای بود که من آن را نیمه کاره داشتم و می شود گفت تا بیت سوم یا چهارم ترانه را نوشته بودم. وقتی که محسن زنگ زد و این مساله را مطرح کرد که قرار است برای این فیلم کار کنیم، نگاه کردم در کارهای نیمه کاره ای که از قبل در آرشیو ام بود. دیدم این ترانه فضای خوبی برای یک فیلم سینمایی دارد. آن هم فیلمی که قرار است «داریوش مهرجویی» بسازد. به خاطر اینکه جنس مخاطبان کارهای مهرجویی را می شناختم و می دانستم کسانی که مخاطب داریوش مهرجویی هستند یک مقدار جدی تر فضای سینما و چیزی را که به آن می پردازند دنبال می کنند. به همین دلیل این ترانه را انتخاب کردم و ظرف یک شب فیلمنامه را تمام کردم و از بیت «صدای سازم همه جا پر شده» را بر اساس فیلمنامه نوشتم.
 
  • * و فکر می کردید که واقعا اینقدر این کار بیاید و همه گیر بشود و کلا عمر هنری هم شما و هم محسن را تغییر دهد؟
جامعه در موسیقی پاپ اصلا قابل پیش بینی نیست. یعنی کارهایی بوده است که ما روی آن زیاد حساب کردیم ولی اتفاق خاصی برایشان رخ نداده است. کارهایی هم بوده که همین طوری انجام دادیم و ناگهان دیدیم یک اتفاق خیلی خوب برایش رخ داده است و گرفته و هیت شده است. کار «سنگ صبور» از همان کارها بود. اتفاقا کار سنگ صبور از آن کارهایی بود که محسن نگرانی داشت که مردم به دلیل فضای شعر و شاعرانگی بیش از حد ترانه خیلی راحت با آن ارتباط برقرار نکنند. چون ترانه ای نیست که ترانه ی صرف باشد. یک سری از ترانه ها هستند که شاعرانگی زیادی دارند مثل همین ترانه. یک سری کارها هم هستند که مثل خیلی از کارها خوانده شده اند و فقط ترانه اند و ارزش شعری روی آنها نمی توان گذاشت. یعنی وقتی از ملودی و صدای خواننده جدا می کنید و به روی کاغذ می آورید ارزش زیادی ندارند. ولی خب نمی شود آنها را هم نداشت چون خود من هم از آن قبیل کارها داشتم که کارهایم با موسیقی خوب بوده و روی کاغذ شاید کارهای قابل دفاعی هم نبوده اند. ولی ترانه سنگ صبور فرق می کرد. هیچ وقت هم به این فکر نمی کردم که این کار یک کار هیت شود و یا خیلی از عنوانها را بدست بیاورد و ماندگار شود و جزو کارهای خیلی خوب ما بشود.
 
  • * قبل از این کار ما در موسیقی سینما و فیلم کلا ترانه های زیادی را داشتیم که آمدند و ماندگار شدند مثل «پر پرواز»، «دلشدگان»،«میم مثل مادر» و «مرسدس» و خیلی کارهایی در این تیپ. می خواستم ببینم چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب کار خاصی بوده که شما دوست داشته باشید؟
ببینید فضای خیلی از کارها بوده که دوست داشتم مخصوصا در کارهایی که در فیلمها اجرا شده است. کار «مرد تنها»ی «فرهاد مهراد» را که خیلی دوست داشتم. ولی خب این یک ترانه تقریبا می توان گفت تیتراژ مانند بود و فیلمهایی که در آن زمان این ترانه ها بر رویشان قرار می گرفت تقریبا فیلمفارسی هایی بودند که مضمونی نداشتند. منتها زمانی که من داشتم این کار را می نوشتم اصلا به این موضوع فکر نمیکردم که به پیشینه ترانه هایی که در فیلمها کار شده است نگاه کنم. یا به ترانه هایی که تازه در همین چند سال اخیر قبل از کار روی «سنتوری» انجام شده است نگاه کنم. فقط به این فکر میکردم که یک کار دلی دیگر انجام بدهیم چون روند کاری من و «محسن چاوشی» این گونه بود. هر چند سنتوری برای ما  هم خوب شد و هم بد .
 
  • چرا بد شد؟
بد از این لحاظ که ببینید اگر شما بخواهید یک خط سینوسی برای پیشرفت کارهای من و محسن و یا کارهای محسن در نظر بگیرید، این خط نموداری که می کشند خیلی  ملایم داشت رو به بالا حرکت می کرد. خیلی ملایم این خط داشت به بالا می رفت. ناگهان این کار سنتوری و به خصوص کار «سنگ صبور» باعث شد که این خط خیلی بالا برود. این بالا رفتن خیلی چیزها در کنارش دارد. معروفیت زود هنگام بیش از حد دارد و شاید پیشنهاد های کاری بهتر. ولی بعد از آن توقع مردم را نسبت به خودت زیاد می کند. یعنی اینکه شما داشتید پله پله بالا می رفتید که ناگهان این کارباعث شده شما ده پله جهش داشته باشید.
 
  • و چرا خوب شد؟
خوبش هم همین بود که دیده شد و مردم ما را شناختند و کسانی که کار موسیقی انجام می دادند و خیلی حرفه ای کار را دنبال می کردند ناگهان توجه شان جلب شد که یک ترانه سرا و خواننده و آهنگساز دیگر هم هستند. این چیزها هم جنبه خوبش بود. «محسن چاوشی» الان یک چهره شناخته شده است ولی چند سال پیش اگر می خواستم او را به کسی معرفی کنم می گفتم همان که سنتوری را خوانده است و سریع وی را می شناختند. محسن هم اگر قرار بود من را به کسی معرفی کند اگر می گفت که کار سنگ صبور را نوشته است تمام بود و می شناختند.
 
  • و این که چقدر اعتقاد به این دارید ترانه هایی که در فیلمها ساخته می شوند (چه در فیلمفارسی ها و چه در آثار بعد از انقلاب)، با توجه به آن تصویری که در ذهن مخاطب با آن صدا می ماند، باعث ماندگار شدن ترانه در ذهن مخاطب شود؟ به این قضیه اعتقاد دارید که آیا مثلا وقتی یک ترانه در قالب یک فیلم ارائه می شود ماندگاری و تاثیرگذاری اش خیلی بیشتر از یک موسیقی خالی است؟ با توجه به اینکه تصویر را بر روی خود دارد ؟
دقیقا. ببینید اول این را بگویم که من هیچ وقت به این فکر نمی کنم که چون ترانه خیلی خوب بوده این کار گرفته است. نه این کار به این دلیل مورد توجه قرار گرفته است که مجموعه کار خوب بود. از کارگردانی فیلم از بازی بازیگران فیلم و حتی سنتور خیلی خوب «اردوان کامکار» و تنظیم های سنتور خیلی خوب ایشان که یکی از بزرگان موسیقی در نواختن سنتور است. تا آهنگسازی خوب محسن و همخوانی صدای محسن با موضوع فیلمنامه و با کاراکتر فیلمنامه و خیلی چیزهای دیگر باعث شدند که این کار خیلی بیشتر دیده شود. من فکر میکنم اصلا روی پرده سینما نرفتن کار سنتوری هم یکی از دلایلی بود که مردم خیلی بیشتر این کار را شنیدند و دیدند. البته این را هم بگویم ترانه سنگ صبور از آن ترانه هایی بود که قبل از اینکه فیلم پخش شود پخش شده بود و باز هم مورد توجه قرار گرفته بود. ولی خب آنجایی زیاد مورد توجه قرار گرفت که مردم کار را دیدند و این روی پرده نرفتن آن و مجوز نگرفتن برای اکران باعث شد که اتفاقا عده بیشتری بتوانند این فیلم را ببینند. یعنی می دانید مردم این شکلی هستند. برای یک چیز که ناگهان اتفاق خاصی رخ می دهد فکر می کنند چه خبر است و هجوم می برند به سمت آن و نگاه می کنند.
 
  • در آینده هم احتمال چنین تجربه موفقی بین شما و محسن باشد؟ یا نه دیگر شما قطعا با محسن کار نخواهید کرد؟
فعلا که همکاری ای بین من و محسن وجود ندارد. اتفاق هنری ای بین من و او نیست که بخواهم به آن اشاره کنم که ما می توانیم دوباره چنین کاری انجام دهیم یا خیر. ولی من فکر میکنم یک شاعر فوتبالیست نیست که وقتی پایش شکست دیگر نتواند فوتبال بازی کند. میخواهم بگویم من اگر می توانم خوب بنویسیم حالا حالاها می توانم خوب بنویسم و اگر محسن می تواند خوب بسازد حالا حالاها می تواند خوب بسازد. و مطمئنا جا برای کار کردن هم برای من و هم برای محسن وجود داشته و خواهد داشت. ولی یک سری اختلاف نظرها بین من و محسن بوده که هنوز چون ننشسته ایم صحبت کنیم هست. نه اینکه بگویم مثلا بیست بار نشسته ایم صحبت کرده ایم و آن اختلاف نظر هست. ننشسته ایم صحبت کنیم و چون ننشسته ایم سوءتفاهم ها را برطرف کنیم هنوز هست. اگر یک روزی همکاری باشد شاید این اتفاق با من و محسن بیفتد و اگر نباشد شاید با من و شخص دیگری رخ بدهد. سنگ صبور از نظر من بهترین کاری نبوده که من و محسن انجام دادیم و اتفاقا کار «عشق دوحرفی» را خیلی بهتر از سنگ صبور می دانم. اما به عنوان یک هنرمند اعتقاد دارم که هنوز بهترین کارم را انجام نداده ام. چون هر زمان که این جمله را بگویم، مطمئن باشید آن روز ، روز مرگ من است و البته روز مرگ هر هنرمندی که فکر کند بهترین کارش را انجام داده است .
منبع: 
ماهنامه فیلم
تاریخ انتشار : یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 - 03:44

برچسب ها:

دیدگاه‌ها

یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 - 09:38

امیر ارجینی یه بار دیگه با ترانه خداحافظه تو امین رستمی نشون داد که یکی از بهترین ترانه سراهای ایرانه.امیر جون دوست داریم.

یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 - 11:04

به امید همکاری مجدد این دو دوست عزیز
هیچوقت شاهکار عشق دوحرفی از ذهنم بیرون نمیره....

یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 - 11:16

کاش امیر ارجینی عزیز قدم در پیش می ذاشت و بزرگی ی مرد و می نشستند مثل دو تا مرد با هم حرف می زدند.به هر حال یکی از دو طرف باید بزرگی کنه.آیا این حق طبیعی یک هوادار نیست که بخواد خواننده ی مورد علاقش و ترانه سرای اون در کنار هم باشند و شاهکار بسازند؟

ايمان امير
5.250.33.160
یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 - 12:04

آقاي ارجيني ..
كار نكردن شما با محسن كار جالبي نيست..
بنشينيد صحبت كنيد چون تا جايي كه من ميدونم شما دوستاي خيلي صميمي اي بوديد ..
نميدونم چطور ميشه احساس رو بيان كرد .. ولي تو بزرگ كشورمون هم سر يك اختلاف شايد خانوادگي از هم جدا شدن ..!!
اساتيد شجريان و مشكاتيان .
كار مشترك شما جزو جاودانه ترين آثار ملي ماست . به هر ترتيب .. خودتون رو اينقدر زود تموم نكنيد..
شايد با اين حرف من(و ديگر مخاطبا) سر لجبازي هم كه شده ديگه نريد با محسن كار كنيد ، ولي متاسفانه همونطور كه گفتيد نيست! محسن ميتونه بدون شما كار كنه .. شايد بالاخره صداي همه در بياد و قاعدتا حس ترانه هاي شما و افكارتون يك چيز ديگري است! ولي دور محسن هم خيلي پره بالاخره آدم باهوشيه، خودشو ميكشه بيرون ..
ولي شما كه ميخواي با سيروان و شهاب رمضان و حميد عسكري كار كني حس نميكني داري لگد ميزني به سابقه و افكار چندين سالت كه تو اين 70 ميليون آدم واسه همون 1000 نفرم كه خيلي دقيق دنبالت ميكنن ، كمرنگ و كم ارزش ميشي ؟
كه يه كتاب چاپ كني و توش بارون پاييزي رو به سيروان تقديم كني و هيچ كاري رو به محسن تقديم نكني!
بابا به خدا درست نيست ..
بچه كه نيستيد ..

در هر حال آقاي ارجيني عزيز .. شاگرد و مريد استاد حسين منزوي ..
دلمون براي صداي محسن با اشعار و ترانه هاي شما خيلي تنگ شده ..
نه كسي براي محسن مث شماس نه براي شما مث محسن ..
بهترين ويترين كاري هم هستيد ..

در پايان موفق باشي و ..
صبوري!

danesh jamshidi
194.225.186.80
یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 - 14:40

رفیق روز های خوب
خودتم میدونی که سروده هاتو وقتی به محسن چاوشی میسپری اونمقست که به هنر حودت افتخار میکنی.
ترانه هات خوراک صدا و ملودیه چاوشیه. دلم برا شعرات تنگ شده. بیا و کدورتارو برطرف کنین

saeid mahjoob
194.225.168.146
یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 - 16:25

به امید همکاری دوباره محسن و امیر ارجینی

مصطفی
78.38.150.220
یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 - 17:10

آخ جون بوی صلح میاد!

Jalal MahdizadeH
2.180.127.248
یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 - 19:28

مصاحبه جالبی بود

علی اکبر
5.123.55.151
یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 - 22:41

خیلی جالب بود..
من به شخصه امیر ارجینی رو بهتر از حسین صفا میدونم..
البته کارای حسین هم خیلی دوست دارم..
اما خب یه سری چیزا بین محسن و حسین صفا هست که بهم پایبند بودن..
شاید اتفاقی افتاده که نباید با هم ادامه بدن..
اما از این حرفا میشه استنباط کرد که امیر ارجینی دوست نداره دیگه با محسن کار کنه..
شاعر فوتبالیست نیست که اگه پاش شکست...
این همون جمله ای هست که خیلی منو به فکر میبره..
ولی هر دو دوس داشتنی هستین..

حامد امینی
5.134.157.147
جمعه 7 اسفند 1394 - 21:30

سلام من خودم به عنوان ترانه سرا میدونم که مچ بودن ترانه سرا و خواننده یعنی چی ی !!! ترانه های بی نظیر ارجینی با وکال چاوشی جاودانه میشن
دوست دارم هم محسن عزیز وهم امیر عزیز به مخاطبانشون اهمیت بدن!! و قبل از هر تصمیمی نظر طرفدارانشون هم براشون اهمیت داشته باشه!!!

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.