گالری‌ها و موزه‌ها مکانی مناسب برای برگزاری کنسرت‌های کلاسیک؛
هر آنجا که بشاید
[ آیدین احمدی‌نژاد - نوازنده ویلنسل، مدرس موسیقی و سرپرست ارکستر پارسیان ]
 
فرض کنیم که انواع دسته‌بندی‌شده موسیقی توسط ارگان‌های رسمی را بدون مناقشه پذیرفته‌ایم که این «انواع» به‌طور کلی عبارتند از موسیقی پاپ، موسیقی سنتی و موسیقی کلاسیک. هر کدام از فعالیت‌های بالا جدای از تفاوت ذاتی­شان و مراحل آماده­‌سازی برای اجرا، از نظر بازدهی اقتصادی نیز با یکدیگر تفاوت­‌های عمیقی دارند. یعنی پتانسیل جذب مخاطب برای بازدهیِ نُرمال اقتصادی در میان این انواع موسیقی بسیار گوناگون است. این البته از دید حرفه­‌ای نه دلیل ضعف و نه دلیل قوت هر کدام از آنها است. چرا که حتی معیارهای ارزشیابی این گونه­های مختلف نیز با یکدیگر تفاوت زیادی دارند.

از طرفی، با گسترش موسیقیِ پاپ و پاپ شدنِ بخشی از موسیقیِ سنتیِ کشورمان و گردشِ مالی قابل توجهی که بدون هزینه‌هایِ چشم­گیر اولیه دارا شده‌­اند، هم مدیریت سالن­‌های اجرای موسیقی توقع درآمدزاییِ بیشتری (به ازای هر سانس) پیدا کرده‌­اند و هم ترافیکِ سالن­‌ها در اوقاتِ «ممکنُ الکُنسرتِ» تقویم هنریِ ایران باعث شده که برگزاریِ کنسرت­‌های درآمدزا تبدیل به اولویتِ اکثر سالن‌های کنسرت شود.

تمام اینها شاید از نظر اقتصادی توجیه‌­پذیر باشد، ولی ماحصل این روند این خواهد بود که موسیقیِ جدی، آکادمیک و آن انواعِ موسیقی که جزو میراث فرهنگی کشور ما هستند، کمرنگ شده و هنرمندانِ فعال در این زمینه­‌ها، بالاجبار فعالیت خود را تقلیل داده و یا در عمل -به دلایل اقتصادی- به موسیقی بازارپسند گرایش یافته و ذیلِ سلیقه پاپ‌زده مخاطب قرار گیرند. با توجه به مصاحبت چندین ساله با هنرمندان انواع موسیقی­‌های غیرپاپ و غیرسنتیِ پاپ‌شده(!)، مشخص شده که این هنرمندان -علاوه بر آنکه باید برای کمرنگ شدنِ گسترده فرهنگ شنیدن موسیقی جدی در جامعه ما پاسخگو باشند- نه‌تنها از نظر کم بودن مخاطب تحت فشار هستند، بلکه از نظر اقتصادی نیز باید هم‌ارز انواع درآمدزای موسیقی باشند تا برنامه‌­هایشان برای سالن‌داران (و خبرنگاران) جذاب باشد. یعنی تمام فشار بی‌ریشِگی موسیقی در کشور ما روی شانه‌های کسانی است که خود با حضورشان به محاربه با این پدیده رفته‌­اند.

یکی از راه­هایی که برای حلِ این مشکل به ذهن می­رسد، علاوه بر تعدیلِ انتظارات مدیران و سیاست­گزاران سالن‌های کنسرت، باز کردنِ امکان برای اجرا در فضاهایی غیر از سالن‌­های معمول کنسرت در کشور است. خیلی از انواع موسیقی جدی به امکانات خاصی برای اجرای موسیقی احتیاج ندارند و گروه­‌ها می­‌توانند در مکان‌های فرهنگی (همانند گالری‌­ها، مکان­‌های تاریخیِ غیرمذهبی) و موزه­‌ها برای مخاطب مناسب و گزیده‌­نیوش ِخود به اجرای موسیقی بپردازند. تنها یک مدیریت برنامه­‌ی موضعی و مناسب می­‌تواند کنسرت­‌های خاطره­انگیز و بی­‌نظیری را رقم بزند. حتی بعضاً سالن‌های موجود مثلاً برای موسیقیِ کلاسیک به هیچ عنوان مناسب نیستند و مثلاً لابیِ همان سالن (در صورتِ چیدن صندلی) برای اجرای موسیقی کلاسیک بسیار مناسب­‌تر است. در کشورهای مختلف دنیا گالری­‌ها، فضاهای تاریخی، موزه­ای و مکان­‌های دیگر فرهنگی (که متناسب با پرستیژ موسیقی اجرا شده باشند) در ساعت‌­های خاصی برای اجرای کنسرت‌­های موسیقی جدی تغییر کاربری می‌یابند و سال‌هاست این روند بدون مشکل خاصی دنبال شده است. این راه‌حل در کشور ما نیز بسیار راهگشا می­‌نماید. چرا که -همانگونه که در ابتدا اشاره شد- نسبت تعداد سالن­‌های رسمی اجرای موسیقی و اجراهای درخواستی انواع گوناگون موسیقی (در کنار اوقات ممکنُ­الکنسرتِ تقویم) نامتناسب هستند. گنجایش لازم برای بعضی از گونه­‌های موسیقی از حداکثر 200 نفر مخاطب تجاوز نخواهد کرد (و شاید نباید هم بکند!) ولی باز شدن امکانِ تعدد و گوناگونیِ اجرا خودِ همین مخاطب کم‌شمار را بارها به سالن خواهد کشید. 10 کنسرت 200 نفره با رپرتواری گوناگون برای موسیقی جدی بسیار سازنده‌­تر و مقبول­‌تر از یک کنسرت دوهزار نفره است. این نیز جالب است که تجربه نشان داده «پُر شدن» سالن برای موسیقیدان مهم‌تر از «گنجایش سالن» است. (شاید سالن 100 نفره­ای که تمام بلیت­ هایش فروش رفته برای هنرمند، رضایت خاطر بیشتری از سالن 200 نفره­ای که نصف بلیت‌هایش فروخته شده حاصل کند.)

خاطره کنسرت­‌های موسیقی جدی در مکان­‌هایی غیر از سالن‌­های رسمی بسیار ماندنی‌تر هستند؛ چراکه برای مخاطب، این تنها رفتن به یک کنسرت تلقی نمی­‌شود؛ بلکه با رفتن به این مکان برای خود یک تور فرهنگی کوچک طراحی نموده است (نقاشی-موسیقی، موزه-موسیقی، معماری-موسیقی و یا عکس-موسیقی). همانطور که گفته شد، شرایط این‌گونه مکان‌ها برای انواع مختلف موسیقی جدی بعضاً بسیار درست­ و استاندارد است، لذا با باز شدن این امکان از همان ابتدا عملاً شاهد ارتقای کیفی این اجراها خواهیم بود.

به نظر می‌­رسد مدیریت این قضیه برای گالری‌داران و مدیران موزه­‌ها و بناهای تاریخی به هیچ عنوان کار سختی نیست، هرچند که طبیعتاً بی‌مسأله هم نیست. پس از چندی این برنامه‌­های موسیقی خود باعث شیوع نام این امکنه به خوشنامی خواهند شد و این مکان­‌ها خود از مخاطبان جدیدی که موسیقی هنوز برایشان از جنس «فرهنگ» است و «فرهنگ» نیز برایشان «ارزش» به حساب می‌آید، برخوردار می‌­شوند. ایجاد این امکان هم تعداد اجراهای موسیقی جدی را بالا می‌برد (که در مقایسه‌ای ناعادلانه به انواع دیگر موسیقی به سر می‌برد) و هم ­اینکه افزایش فعالیت موسیقیدانان جدی باعث ایجاد آثار جدید و بدیع و یا بالاتر رفتن کیفیت اجراهای موسیقی جدی خواهد شد.

اُرگان‌های مختلفی مثل سازمان میراثِ فرهنگی و یا اداره موزه‌­ها و گالری‌­های کشور، برای باز کردن این امکان باید توجیه شوند و این «توجیه کردن» توسط هیچ‌­جا به‌جز دفتر موسیقی وزارت ارشاد نمی­‌تواند انجام شود. یکی دیگر از اُرگان‌هایی که باید برای این­گونه برنامه­ ها توجیه شود، اداراه اماکن نیروی انتظامی است. باز هم دفتر موسیقی وزارت ارشاد و یا معاونت هنری در توجیه کردن این ارگان برای تسهیل و حتی یاری در صدور مجوز تأمینی برای این­گونه برنامه‌­ها در مکان­های غیرمتعارف (ولی مشخصاً قابل کنترل امنیتی) نهاد مهمی است. طلب مبالغ غیرمتناسب با درآمد این‌گونه برنامه­‌های موسیقی برای تأمین امنیت نیز مسأله‌ای است که گروه‌های موسیقی مدت‌ها است -حتی برای اجرا در برخی سالن‌های رسمی- با آن مواجه هستند.

بارها دیده شده که مخاطبان به علت عدم تناسب امکانات سالن با خواسته­‌های موسیقایی گروه، اجراهای متوسطی را حتی از گروه‌های متشکل از موسیقیدان­‌های بسیار خوب، شاهد بوده­‌اند. در بسیاری از این موارد، تقصیر نه به گردن گروه است و نه سالن. مشکل عدم تناسب ظرفیت‌­های سالن با خواسته‌­های واقعی و حرف‌ه­ای گروه است. متأسفانه دیده شده که گروه‌ها نیز در لحظات سرنوشت‌سازِ اجرا مجبور هستند خواسته­‌های موسیقایی خود را با ظرفیت­‌های سالن تطبیق دهند. سالن­‌هایی که اکثراً (آن هم اگر خوشبین باشیم) برای اجرای موسیقی پاپ کالیبره شده‌اند. لذا مثلاً شاهد این هستیم که ارزش جدیدی به نام «صدای بلند» در مقابل «صدای زیبا» و «تناسب صوتی استاندارد» قد علم کرده است. در حقیقت، در حال حاضر با این پدیده مواجه‌یم که صدادهی نهایی موسیقی را تنها سالن و امکانات آن تعیین می‌کند و نه مجری موسیقی.

لذا شاید زمان آن است که با ایجاد شرایط جدید و تغییر در نگاه به اجرای موسیقی جدی و کمک‌های قانونی به فراهم شدن امکاناتی که بالقوه سهل‌الوصول هستند، هم مخاطبین موسیقی جدی شرایط واقعی کنسرت و ارتباط بی‌واسطه با هنرمند را بارها تجربه کنند و هم موسیقیدانان به فکر پرکارتر شدن باشند.
منبع: 
اختصاصی سایت موسیقی ما
تاریخ انتشار : یکشنبه 24 فروردین 1393 - 08:08

دیدگاه‌ها

یکشنبه 24 فروردین 1393 - 18:45

جالبه

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.