به‌بهانه اجرای گروه «کاسته»
مویه‌ای برسرچاه

صبا علیزاده
[ موسیقی‌دان ]

«نقاش تصویرش را بر بوم می‌نگارد، موسیقیدان آن را بر سکوت». این جمله از لئوپارد استوکوفسکی که پشت فهرست قطعات کنسرت گروه «کاسته» چاپ شده بود، مخاطب کنجکاو را به فکر می‌انداخت؛ جمله‌ای که در آن صدای «سکوت» بیشتر از بقیه کلمات خودنمایی می‌کند. «سکوت»... اتفاقی موسیقایی که در آثار سالیان اخیر دیگر گروه‌ها و هنرمندان سراغی از آن‌ نمی‌توان گرفت. آیا جریان موسیقایی این‌روزها به گویشی جدید رسیده است که به‌واسطه پرگویی دیگر جایی‌ برای سکوت قایل نیست؟ درگیر با این افکار، دری از نور در گوشه صحنه تاریک به‌روی تماشاچیان گشوده شد و اعضای گروه چهارنفره کاسته به‌ترتیب وارد صحنه شدند و هرکدام پشت ساز‌هایشان قرار گرفتند و اجرایشان را در تاریکی و در سکوتی بصری آغاز کردند. در این برنامه احسان صدیق (گیتار و سرپرست گروه)، مازیار یونسی (پیانو، آوا)، پیتر سلیمانی‌پور (ساکسیفون‌آلتو و سوپرانو، کلارینت‌باس) و روزبه فدوی (درامز) به‌همراه هم در مجموع 9قطعه اجرا کردند؛ اجرایی که می‌توان آن را از دو جهت بررسی‌ کرد: اول برخورد آکوستیکی گروه با موسیقی‌‌شان و دوم تفکر‌مداری آثار به‌جای سرگرم‌کنندگی صرف.
 
  • برخورد آکوستیکی
۱- همان‌طور که اشاره شد سازبندی این گروه متشکل بود از پیانو، گیتار الکتریک، ساکسیفون، کلارینت‌باس، درامز و آواز. نحوه انتخاب این سازها بیانگر این بود که احسان صدیق به‌عنوان سرپرست و موسس گروه، طیف صوتی خاصی‌ را از قبل در ذهن داشته و رنگ‌هایش را با وسواس خاصی‌ انتخاب کرده است. چراکه می‌شد تنها با اضافه‌کردن ‌سازی مثل گیتارباس یا کنترباس صدادهی این گروه را به یک گروه متداول جاز نزدیک‌تر کرد. از ویژگی‌های دیگری که به خاص‌بودن صدای کاسته منجر شده است می‌توان به صدای مازیار یونسی که در دسته‌بندی «کنتر تنور»1 جای می‌گیرد و صدایی به‌نسبت کمیاب است اشاره کرد و همچنین به استفاده از کلارینت‌باس که شاید در یک گروه متداول جاز مرسوم نباشد.

۲- در قطعه «ایستگاه نخست» احسان صدیق، ای‌بو2 را برای نواختن سازش به‌کار گرفت که خود نقش آکوستیکی جدیدی به گیتار می‌دهد و آن را از یک‌ساز مضرابی به یک‌ساز کششی بدل می‌کند. در این قطعه پدیده ضربان بین دو آوا یا «بیتینگ»3 را می‌شد بین هر سه‌ساز پیانو، گیتار و کلارینت‌باس شاهد بود. این پدیده هنگامی شکل می‌گیرد که دو آوایی که از بابت فرکانس اختلاف کمی‌ دارند با هم برخورد می‌کنند و نتیجه‌شان مانند ضربان به گوش می‌رسد. این اتفاق هنگام کوک‌کردن دو سیم همسان هم رخ می‌دهد. کارشناسان فنی‌ پیانو از این پدیده آکوستیکی جهت کوک‌کردن این ساز بهره می‌گیرند.

۳- هنگامی که مازیار یونسی در قطعات اول و سوم سرش را داخل پیانو برده بود و می‌خواند، از ارتعاش سیم‌های پیانو برای تقویت هارمونیک‌های نغمه‌ای که می‌خواند کمک می‌گرفت و در عین حال فضای آکوستیکی داخل پیانو را به یک اتاق پژواک4 تبدیل کرده بود. این اتفاق به‌‌لحاظ بصری هم تداعی‌کننده کسی‌ بود که سرش را درون چاهی کرده و با آن درددل می‌کند، که البته در قطعه نخست انتخاب گوشه مویه در آوازی که می‌خواند، بی‌ارتباط با این موضوع به‌نظر نمی‌‌آمد.
 
  • تفکرمداری به‌جای سرگرم‌کنندگی صرف
در روزگاری که نبض بازار موسیقی‌ را آثاری کم‌مایه و بازاری با ادعای ناب و غنی‌بودن در دست گرفته‌اند، در روزگاری که اوج موفقیت یک اثر در پیوستن آن‌ به فهرست آثار نوستالژیک خلاصه می‌شود، در روزگاری که بازار تقلید فرهنگ وارداتی‌ در ژانر‌های مختلف موسیقی‌ داغ‌تر از همیشه شده و در روزگاری که موسیقی‌ ایرانی‌ هرچه رنگ و بوی و اصالتش کمتر باشد بلکه حتی غربی‌تر صدا دهد مورد استقبال بیشتری قرار می‌گیرد، اجرای گروه کاسته این نوید را می‌داد که هنوز هنرمندانی هستند هرچند معدود که بی‌‌ادعا و بی‌‌سر‌و‌صدا سعی‌ در به‌وجودآوردن تفکری تازه دارند و از ریشه‌های فرهنگ خود نه‌تنها انزجار و واهمه‌ای ندارند، بلکه آن را در آغوش کشیده و به‌کار می‌بندند. شاید کمی‌ سخت بتوان گروه کاسته را در دسته‌‌بندی به‌خصوصی قرار داد اما به‌نظر می‌رسد کار این گروه را می‌توان از جهاتی به ژانر «جاز آزاد» 5 نزدیک‌تر دانست. در «جاز آزاد» معمولا ضرباهنگ‌های متداول جاز (4/3 و 4/4) مورد استفاده قرار نمی‌گیرد، ضرباهنگ کلی‌ وجود دارد اما با تند و کندشدنش حالت شناوری را القا می‌کند. نمونه‌های بارز این سبک را می‌توان در کار بزرگانی چون جان کلترین، چارلز مینگس و ارنت کلمن شنید. رویداد دیگری که در «جاز آزاد» در دهه‌های50و60 میلادی رخ می‌داد، بهره‌مندی این هنرمندان از ساز‌های ملل دیگر در اجراهایشان بود. در گروه کاسته این امر با بهره‌مندی از موسیقی‌ مقامی و ضرباهنگ‌های زورخانه‌ای به‌گوش می‌رسید و در بافت موسیقی‌ ایفای نقش می‌کرد؛ جاهایی که گیتار، ساکسیفون و درامز هرکدام به ترتیب تداعی‌کننده سازهایی چون دوتار، سورنا، دهل و ضرب‌های زورخانه بودند.

آثار گروه کاسته در مجموع آثاری با چارچوب مشخص بودند، هرچند تک‌تک ساز‌ها در فضایی آزادتر فرصت تکنوازی در هنگام اجرای قطعات را داشتند، اما در نهایت این چارچوب کلی‌ بود که مجددا شکل می‌گرفت و ساز‌ها به آن‌ بازگشت می‌کردند. کارهای این گروه در زمره آثار معاصر قرار می‌گیرد نه به‌واسطه اینکه در این روزگار اجرا می‌شود، بلکه به این خاطر که برآیندی از تفکرات و تکنیک‌های قرن حاضر در آن‌ دیده و شنیده می‌شود. تاثیر آهنگسازان معاصری چون آروو پارت، استیو رایش، فیلیپ گلس، جان کیج6 و حتی عزیزا مصطفی‌زاده را در کارهای این گروه می‌توان دید و شنید. به‌عنوان مثال در قطعه «آلگروی جلوشاهی» می‌شود ردپای «فیز میوزیک»7 که استیو رایش از بنیانگذارانش بود را شنید. همچنین هنگامی که یونسی با دستانش سیم‌های پیانو را می‌نوازد، «تکنیک‌های گسترش‌یافته»8 را به‌خاطر می‌آ‌ورد که از اوایل قرن بیستم با آثار چندین پیانیست- آهنگساز شروع شد که از مهم‌ترین‌شان می‌توان به هانری کاول 9 و شاگردش جان کیج اشاره کرد.  نکته قابل‌توجه دیگر در اجرای گروه کاسته‌نبودن متکلم‌وحده بود. حتی در قسمت‌هایی که نوازندگان تکنوازی می‌کردند هم این حس به‌وجود نمی‌آمد که در این لحظه قرار است شاهد چیره‌دستی‌ یک‌نفر باشیم و آن‌ یک‌نفر همه توجه‌ها را به‌خود جلب خواهد کرد، بلکه تکنوازی‌ها هم جزیی از بافت قطعه محسوب می‌شدند. رابطه‌ای که گروه به‌عنوان راوی با مروی خود یعنی‌ مخاطبش برقرار می‌کرد نیز برخاسته از بینشی کمی‌ غیرمتعارف از اجراهایی که معمولا شاهدش هستیم، بود چراکه در خیلی از قطعات مخاطب در لحظه اوج رها می‌شد. به بیانی دیگر همه‌چیز آنطوری نبود که بتوان حدسش را زد. انگار مولفان گروه به‌عمد از مخاطب خود می‌خواستند که بیشتر به آثارشان فکر کند تا اینکه صرفا ارضای شنیداری شود. اجرای این گروه اجرایی موفق بود به این دلیل که مخاطبش را به چالش می‌کشید اما در عین‌حال این به‌چالش‌کشیدن را نیز به رخ او نمی‌‌کشید. نکته دیگر در مورد این اجرا و در مجموع گروه کاسته متکی‌بودن بیش از اندازه اعضای این گروه به قرارداد بینشان است. به بیانی دیگر وابستگی آنها به قطعات نوشته‌شده گاهی‌ این حس را ایجاد می‌کرد که آنها محدود شده‌اند و دست‌وپایشان بسته است. اما در عین‌حال به‌واسطه همین محدودشدن، اضافه‌گویی‌ای وجود نداشت، بیانیه‌ای شنیده نشد و شعاری هم داده نشد. همه اتفاقات به‌خاطر و برای موسیقی‌ بود.




-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پا‌نوشت:
1- Counter Tenor - از دسته‌بندی‌های صدای مردان در آواز کلاسیک.
2- EBow یا Electronic Bow:  ترجمه تحت‌اللفظی آن آرشه الکترونیکی است. ابزاری برای نواختن گیتار الکترونیک که در سال ۱۹۶۹ توسط گرگ هیت اختراع شد. این ابزار، سیم‌های گیتار را با به‌وجود آوردن میدانی مغناطیسی به ارتعاش در می‌آورد و صدایی که به گوش می‌رسد نزدیک به صدایی است که بر اثر کشیدن آرشه روی سیم تولید می‌شود، ممتد و کشیده.
3- Beat: تداخل بین دوصدا که از نظر فرکانس تفاوت بسیار کمی دارند. این پدیده ‌بسان نوسان یا ضربان صوتی به‌گوش می‌رسد.
4- Echo Chamber:  اتاق پژواک فضایی محصور برای بازتولید طنین (Reverb) است. در واقع صدای ضبط‌شده را داخل این فضا پخش کرده و دوباره آن را به‌واسطه میکروفون ضبط می‌کنند. تفاوتی که خروجی این فرآیند با صدای اصلی دارد، این است که پژواک یا طنین اتاق به آن اضافه شده است.
5- FreeJazz:  این سبک بین سال‌های۱۹5۰ و ۱۹6۰ در آمریکا شکل می‌گیرد. مهم‌ترین اتفاقی که در این سبک در مقایسه با سبک‌های قبل از خود می‌افتد این است که از فضای جاز استاندارد خارج می‌شود و رویه‌ای نوین را پیش می‌گیرد.
6- John Cage (۱۹۱۲-۱۹۹۲‪): متولد آمریکا، آهنگساز، نویسنده و تئوریسین موسیقی و از بنیانگذاران تکنیک عدم قطعیت در موسیقی، ژانر الکتروآکوستیک و استفاده غیرمتعارف از سازها. او را مهم‌ترین فیلسوف معاصر موسیقی می‌نامند.
7- Phase Music: این سبک را معمولا زیر مجموعه سبک مینی‌مالیسم می‌دانند. به‌طور خلاصه اتفاقی که در این سبک رخ می‌دهد بهره‌بردن از نوعی تکنیک است که به واسطه آن دوساز جمله‌ای یکسان را با دوضرباهنگ کمی متفاوت می‌نوازند که در طول اجرا ایجاد پژواک می‌کند. حال این اتفاق می‌تواند در ضرباهنگ نیز رخ دهد و یا در ملودی صورت گیرد. به‌این سان که ساز دوم همان ملودی ساز اول را با کمی تاخیر اجرا کند. این تکنیک را می‌توان در کارهای استیو رایش (از بنیانگذاران این سبک) شنید.
8- Extended Technique: این اصطلاح در مورد تکنیک‌هایی به‌کار برده می‌شود که خارج از دستور زبان معمول تکنیک‌های اجرایی هر ساز یا آواز باشد.
9- Henry Cowell  (۱۸۹۷-۱۹۶۵‪): متولد آمریکا، آهنگساز، نوازنده پیانو و تئوریسین موسیقی. وی از پیشگامان تکنیک‌های گسترش‌یافته برای ساز پیانو است. استفاده از تکنیک‌های غیرمتعارف مانند نواختن پیانو با مشت یا ساعد یا نواختن سیم‌های پیانو با دست از تجربیات اولیه اوست که بعدها باعث بازشدن افق‌هایی جدید برای آهنگسازان بعد از خود همچون جان‌کیج شد.
منبع: 
بازنشر از روزنامه شرق
تاریخ انتشار : دوشنبه 28 مهر 1393 - 16:17

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.