سایت موسیقی ما به همراهی کاربران خود انتخاب می‌کند
معرفی 100 قطعه هیت چهار دهه اخیر موسیقی ایران - 1
این مطلب را حتماً بخوانید
 
موسیقی ما – بیش از یک ماه از اولین فراخوان «موسیقی ما» برای انتخاب و معرفی صد قطعه موسیقی هیت شده از زمان انقلاب تاکنون می‌گذرد و در این مدت، تحریریه «موسیقی ما» بیش از 250 قطعه را انتخاب کردند که در دوره‌های مختلف به دلایلی هیت شده بودند. در مرحله بعدی با کمک نظرات کاربران گرامی سایت و همچنین مشورت با تعدادی از اهالی موسیقی، این تعداد به حدود نصف یعنی 130 قطعه رسید و تعدادی از آثاری که از قلم افتاده بودند نیز به این لیست اضافه شدند. مشورت با کارشناسان موسیقی همچنان ادامه دارد تا در نهایت 100 هیت پس از انقلاب انتخاب شوند و در نهایت ترتیب این لیست با رأی‌گیری عمومی از مردم و کارشناسان مشخص خواهد شد.
 
  • اما چند نکته مهم:
 1- نکته کلی: انتخاب چنین لیستی از قطعات هیت 4 دهه موسیقی داخل ایران، سختی‌‌های متعددی دارد و البته می‌تواند در سال‌های آینده به عنوان یک منبع و مرجع شناخته شود. از آنجا که چنین لیستی برای اولین بار در موسیقی ایران تهیه می‌شود، ممکن است خالی از ایراد نباشد و راهنمایی‌ها و یادآوری‌های تمام عزیزانی که این مطلب را می‌خوانند، می‌تواند در هرچه کم‌نقص‌تر شدن این فهرست به ما کمک کند. نکته مهم در این میان این است که در تمام دنیا، هیت‌ها بر اساس فروش آن قطعه و یا تعداد پخش ویدئوکلیپ‌اش از شبکه‌های ماهواره‌ای سنجیده می‌شوند. اما از آنجا که در ایران آمار فروش مشخصی وجود ندارد و شبکه‌ای هم برای پخش ویدیوکلیپ نداریم، هیت بودن یک قطعه را باید بر اساس شنیدن آن در محافل مختلف سنجید. 

2- نکته‌ای برای مردم و طرفداران خوانندگان داخلی: بعد از انتشار کامل لیست نوبت به مخاطبان سایت است که ترتیب آنها را در یک نظرسنجی مشخص کنند. این لیست ممکن است در آینده به عنوان رفرنسی در شناخت قطعات بسیار شنیده شده در این سال‌ها مورد استفاده قرار بگیرد. پس اگر قرار باشد رأی شما بر اساس علاقه شخصی و هواداری از خواننده محبوب‌تان داده شود، این ماجرا به بیراهه خواهد رفت. بنابراین حتماً، حتماً، حتماً، لطفاً، لطفاً، لطفاً قطعات را بر اساس هیت بودن‌شان انتخاب کنید نه علاقه شخصی‌تان به یک یا چند خواننده. برای این کار هم تنها کافی است به حافظه خود رجوع کنید و ببینید آیا این قطعه را در زمان انتشارش (و نه لزوماً الان) در جاهای مختلف می‌شنیده‌اید یا نه. MP3Playerها، ضبط ماشین‌ها، مهمانی‌ها و جمع‌های خودمانی و... بهترین جاها برای سنجش هیت بودن و نبودن یک آهنگ هستند. 

3- نکته‌ای برای خوانندگان و اهالی موسیقی: مهم‌ترین سخن ما با اهالی موسیقی درباره این فهرست این است که هیت شدن یا نشدن یک قطعه، لزوماً به معنای کیفیت بالا و ماندگاری آن نیست. همه ما بسیاری از آهنگ‌های زیبا و شنیدنی در خاطرمان داریم که ویژگی‌های همه‌گیر شدن را نداشته‌اند و در تولیدشان اصلاً فکر کردن به مخاطب عام اولویت اول نبوده است. همینطور بسیاری از قطعات را می‌شناسیم که هیت شده‌اند ولی به لحاظ کیفی یا تکنیکی یا علمی یا محتوایی و... ارزش چندانی ندارند. مثلاً ترانه و شعر خوبی ندارند یا ملودی آنها اصولی و زیبا نیست یا تنظیم درستی ندارند یا تلفیق شعر و ملودی در آنها به خوبی صورت نگرفته یا همه این موارد. حتی بسیاری قطعه هیت سراغ داریم که در زمان خودشان به شدت فراگیر شده‌اند اما بیش از چند ماه ماندگار نبوده و به زودی فراموش شده‌اند. 

4- هیت چیست؟ هیت قطعه‌ای است که در زمان انتشار و یا حتی پس از آن، به دلایلی در جامعه فراگیر می‌شود و توجه عمومی را نسبت به خود جلب می‌کند.
  • هیت بودن لزوماً به معنای باکیفیت بودن قطعه نیست، در عین این که می‌تواند از کیفیت بالایی هم برخوردار باشد.
  • هیت بودن لزوماً به معنای ماندگار بودن قطعه نیست، در عین اینکه می‌تواند ماندگار هم باشد.
  • هیت بودن یک قطعه لزوماً به این معنا نیست که بهترین قطعه آن هنرمند است. ممکن است قطعه‌ای که از یک خواننده هیت می‌شود، بهترین قطعه او باشد یا نباشد.
  • هیت لزوماً به معنای پرطرفدارترین قطعه یک خواننده نیست. ممکن است یک قطعه برای طرفداران آن خواننده محبوب‌ترین باشد و در کنسرت‌ها بیشترین درخواست را داشته باشد، اما برای عموم مردم هیت نباشد.
  • هیت بودن لزوماً با پخش مکرر یک قطعه از صدا و سیما حاصل نمی‌شود و برای تأیید هیت بودن یک قطعه، فاکتور علاقه مردم برای شنیدن مجدد آن در جاهایی غیر از تلویزیون هم لازم است. به این ترتیب، بسیاری از تیتراژهای برنامه‌ها و سریال‌های تلویزیونی که در دوره خودشان به شدت فراگیر شده‌اند اما به جز روی آن برنامه کسی تمایلی به شنیدن‌شان ندارد، از این فهرست حذف می‌شوند. 
  • برخی قطعات هم هستند که از حوزه هیت بودن خارج شده و به مگا هیت تبدیل می‌شوند. محبوبیت و فراگیری آنها بعضا از روستاهای کوچک و دورافتاده تا خارج از مرزها هم کشیده می‌شود.
 
 
  
 
 
برای خیلی از ما سوال است که ترانه‌هایی که همیشه می‌شنیدیم و زمزمه می‌کرده‌ایم، در چه شرایطی ساخته شده و چگونه تا این حد فراگیر شده‌اند. «موسیقی ما» حین انتخاب و معرفی صد هیت برتر 4 دهه اخیر موسیقی ایران، در مورد این قطعات به این دو سوال پاسخ می‌دهد که هر قطعه چگونه ساخته شده و در چه شرایطی و به چه دلیلی هیت شده‌اند.
بنابراین هر روز داستان شکل‌گیری و هیت شدن 10 قطعه را از میان این 100 قطعه برای شما منتشر می‌کنیم.

نکته: در انتشار این قطعات هیچ‌گونه ترتیبی رعایت نشده است.
 

 
  • *** خاطره‌ها
  خواننده: بنیامین بهادری
  ترانه: فرید احمدی
  ملودی: بنیامین بهادری
  تنظیم: نیما وارسته
  تهیه‌کننده: ترانه شرقی، آوای نکیسا
  سال انتشار: 1385
 
  بخش‌هایی از ترانه: چشمامو رو هم می‌ذارم و/ تو رو به یادم می‌آرم و/ دوباره دست تکون می‌دن و/ تو رو به هم نشون می‌دن و/ کم می‌آرم آخه تو رو/ تو رو به یادم می‌آرم و/ دنیا دیگه مث تو نداره/ نه داره، نه می‌تونه بیاره/ دلا همه بی‌قرار عشقن/ اما عشقه که واسه تو بی‌قراره...
 
 
تابستان سال 84 همه‌جا را گرفته بود. نه سایت‌های دانلود موسیقی قدرت امروز را داشتند و نه رسانه‌ای به این قطعات می‌پرداخت. اما گرفته بود. می‌خواند «دنیا دیگه مث تو نداره/ نه داره، نه می‌تونه بیاره» تبلیغات زبانی با این آهنگ و هیت شدنش معنا پیدا کرد. هرکس، دوستی را می‌دید، می‌گفت آهنگ بنیامین را شنیده‌ای؟ همراه با این ترانه، حتی کار دیگرش «ترانه واژه» هم محبوب شد. عکس‌های زیادی با نام بنیامین روی CDهای خیابان انقلاب قرار گرفت؛ بیش از پانزده تصویر. خیلی زود، دو قطعه مذهبی‌اش یعنی «عموم ابالفضل» و «آقام آقام» هم منتشر و محبوب شدند؛ دو قطعه‌ای که برای آلبوم «ماه مهربون» (متعلق به شرکت سروش) ساخته شده بود.

پاییز همان سال محسن رجب‌پور خبر داد که سال بعد، یک نفر می‌آید که موسیقی پاپ را منفجر می‌کند. او از بنیامین می‌گفت و آلبومی که در دست ساخت بود و قرار بود رکوردها را جا‌به‌جا کند و سبکی نو در اندازد. آلبوم منتشر شد و همه، داخل و خارج کشور از پدیده «بنیامین» می‌گفتند. فرزاد فرزین می‌گفت بنیامین با «دنیا دیگه مث تو نداره» بازار صداکلفت‌های موسیقی را خراب کرد. ترانه این‌قدر گرفته بود که ترجیع‌بندش همراه با عکس بنیامین روی بیلبوردهای تبلیغاتی شرکت بیم قرار گرفت.

این ترانه فرید احمدی را قرار بود بهنام علمشاهی بخواند. حتی داوود ناقور هم آن را خواند، اما ماکت صدای بنیامین همه‌گیر شد. می‌گویند احتمالاً این CD پس از سرقت اتومبیل زنده‌یاد نیما وارسته لو رفته بود. نکته جالب درباره ترانه کامل «خاطره‌ها» است که در کتاب «تنها شدم وای» فرید احمدی آمده است. بنیامین در بخش پایانی آهنگ منتشر شده می‌خواند: «نه نداره دنیا مث تو/ مث تو» و بعد از تکرار آن، ترجیع‌بند را می‌خواند اما ترانه کامل این‌طوری است: «نه نداره دنیا مث تو/ ایستگاه سایه روشنو/خیابون عاشق شدنو/ خاطره‌ها مث ترنو/با خودشون می‌برن منو/ نه نداره دنیا مث تو»
 
 
 
  • *** دهاتی
  خواننده: شادمهر عقیلی
  ترانه‌سرا: محمدعلی بهمنی
  آهنگساز: شادمهر عقیلی
  تنظیم‌کننده: شادمهر عقیلی
  آلبوم: دهاتی
  تهیه‌کننده: فارس نوا
  سال انتشار: اردیبهشت 1378
 
  بخش‌هایی از ترانه: ساده بگم ساده بگم/ ساده بگم داهاتی‌ام/ اهل همین نزدیکیا/ همسایه روشنیا و/ همخونه تاریکیا/ ساده بگم ساده بگم/ بوی علف میده تنم/ هنوز همون داهاتی‌ام/ با همه شهری شدنم...
 

«دهاتی» به گواه بسیاری از آنها که دستی بر تهیه و تولید موسیقی در ایران دارند، پرفروش‌ترین یا یکی از 3 آلبوم پرفروش تاریخ موسیقی پاپ ایران است. اگرچه صفحه رسمی فیسبوک شادمهر مدتی پیش میزان فروش آن را 10میلیون نسخه عنوان کرده، اما رقم فروش واقعی آن چیزی در حدود 2میلیون نسخه است.

شادمهر در سال‌های نخست مهاجرت‌اش در گفتگویی تلویزیونی اعلام کرده بود که سود کلان از فروش این اثر را شرکت تهیه‌کننده برد و نه او. به گفته شادمهر رقم دریافتی او بابت خوانندگی، آهنگسازی، تنظیم و نوازندگی در آلبوم «دهاتی» از شرکت «فارس‌نوا» ۴۰ میلیون تومان بوده که برای سال 78 رقم بسیار زیادی است. هرچند تهیه‌کننده ادعا می‌کند که بابت دستمزد این اثر، منزل مسکونی شادمهر واقع در زعفرانیه را برای او خریده‌اند.

«دهاتی» را شرکت پرکار و معروف آن سال‌ها «دارینوش» تهیه کرد که پیش از آن آثار پرفروشی را راهی بازار موسیقی کرده بود. اما از آنجا که این آلبوم با تولیدات پیشین این شرکت تفاوت محتوایی داشت، آن را با لیبل شرکت «فارس‌نوا» منتشر کرد.

قطعه «دهاتی» و بسیاری دیگر از قطعات این آلبوم در همان سال به محبوبیتی همه‌گیر در بین نسل جدید دست پیدا کرد و «شادمهر عقیلی» به چهره اول موسیقی آن سال‌ها در کشور تبدیل شد. شادمهر در کنار دیگر خوانندگان مطرح آن سال‌ها و با آثاری چون «دهاتی» توانستند در سال‌های پایانی دهه 70 موسیقی لس‌آنجلسی را به انزوا بکشانند. قطعه «دهاتی» از آن دست قطعاتی بود که با ترانه بدیع و البته ملودی روان‌اش تقریباً در دورافتاده‌ترین شهرهای کشور هم شنیده شد تا تبدیل به یکی از مگاهیت‌های تمام سال‌های پس از انقلاب شود.

سال‌ها پس از انتشار این آلبوم صفحه رسمی فیسبوک شادمهر اعلام کرد که «سیاوش قمیشی» آهنگساز قطعه دوم این آلبوم به نام «پائیز» بوده. همچنین بهروز صفاریان نیز از تنظیم‌کننده‌های این آلبوم بوده که در جلد آن نام این موزیسین تنها به عنوان نوازنده کیبورد درج شده بود.

بازنشر جنجالی آلبوم دهاتی در ایران در دی‌ماه سال 92 از سوی شرکت «ایران‌گام» بازتاب‌های زیادی از سوی رسانه‌های تندرو در پی داشت. همچنین طرفداران شادمهر عقیلی درباره تغییر طرح جلد این آلبوم در چاپ مجددش اعتراض داشتند. طرح جلدی که شادمهر برای گرفتن مجوز آن در سال 78 بیش از 13 بار مجبور شده بود قرار عکاسی بگذارد تا بتواند تأییدیه طرح‌اش را از وزارت ارشاد بگیرد!
 
  
 
  • *** سنگ صبور
  خواننده:محسن چاوشی
  ترانه‌سرا: امیر ارجینی
  آهنگساز: محسن چاوشی
  تنظیم‌کننده: محسن چاوشی
  آلبوم: سنتوری
  ناشر: ایرانگام
  سال انتشار: 1390
 
  بخش‌هایی از ترانه: تنهای بی سنگ صبور/ خونه‌ی سرد و سوت و کور/ توی شبات ستاره نیست/ موندی و راه چاره نیست/ اگرچه هیچکس نیومد/ سری به تنهاییت نزد/ اما تو کوه درد باش/ طاقت بیار و مرد باش...
 
 
«تنها استودیویی که در حیاط خانه‌مان برای ضبط آثار داشتم را شهرداری تخریب کرده بود و دیگر فاصله‌ای تا آخر دنیا برایم باقی نمانده بود. هیچ انگیزه‌ای نداشتم و اوضاع مالی و زندگی‌ام هم خیلی بد بود. در اوج این شرایط بود که تلفن‌ام زنگ خورد. جواب دادم و آقایی از آن طرف خط گفت: «سلام من شریفی‌نیا هستم.» تعجب کردم و قبل از اینکه بیشتر بپرسم، ادامه داد: «حامد شریفی‌نیا، برادرزاده محمدرضا شریفی‌نیای معروف!» همان روز و همان لحظه ایشان به من گفت که آقای «داریوش مهرجویی» برای فیلم جدیدشان می‌خواهند که بخوانی و چند قطعه بسازی. قرار شد در خانه آقای «مهرجویی» برای یک جلسه مشترک حاضر شویم و صحبت‌های لازم را انجام دهیم. شرایط مالی من جوری بود که حتی پول نداشتم تا بالای شهر بروم! آدرسی که این دوست به من داده بود و قرار بود در آنجا آقای مهرجویی را ملاقات کنیم، حوالی محله «ازگل» تهران بود و با محله ما فاصله زیادی داشت. چاره‌ای نداشتم و از یکی از دوستانم خواستم که من را با ماشین‌اش برساند. رفتیم و نشستیم و بعد از سلام و احوالپرسی، آقای مهرجویی گفت: «بعضی از کارهایت را شنیده‌ام و فضایی که تو می‌خوانی خیلی به فضای فیلم جدید من نزدیک است.» خیلی با احترام گفتم آقای مهرجویی، من تا به حال کار موسیقی فیلم نکرده‌ام و هیچ شناختی هم در این باره ندارم. ولی ایشان توضیح دادند که قرار نیست موسیقی فیلم را بسازم و از من چند قطعه برای این فیلم می‌خواهند که بسازم و بخوانم. بعد فیلم‌نامه‌ای را به من دادند و گفتند برو این را بخوان و شروع کن. فیلمنامه را خواندم و بعد دو نسخه از آن تهیه کردم و دادم به «حسین صفا» و «امیر ارجینی». خواستم که آنها برای آن، ترانه بنویسند. ترانه سروده شد و تنها چیزی که از حذفیات این ترانه یادم مانده، مصرع: «علی بی‌نوای سنتوری» بود که من خیلی هم دوستش داشتم.»

«این شروع ماجرا بود و داستان داشتیم سر محل ضبط کارها. نه استودیویی بود و نه مکان مناسبی که در آن بشود وکال (صدای خواننده) را ضبط کنم. چاره‌ای جز این نداشتم که در خانه و در یکی از اتاق‌هایمان کار ضبط را انجام بدهم. به کمک مادرم یک پتو را با میخ به جلوی پنجره زدیم و دیوارها را هم با پتو پوشانیدم تا صدا نپیچد. مادرم از اتاق بیرون رفت و با یک پتو از بیرون، در اتاق را پوشاند. خودم هم از این طرفِ در یک پتو آویزان کردم تا بتوانم در نهایت فضایی را در اختیار داشته باشم که در آن بشود وکال گرفت. بعد از همه این ماجراها، پتو را کشیدم روی سرم و در همان شرایط خواندم و همه وکال را ضبط کردم. از زیر پتو که بیرون آمدم، «علی سنتوری» به دنیا آمده بود. همان نسخه هم نهایی و پخش شد!»

اینها را محسن چاوشی در گفتگو با مجله فیلم گفته، درباره همکاری‌اش با کارگردان بزرگی مثل داریوش مهرجویی که سرنوشت زندگی او با این همکاری عوض شد. سنتوری فیلمی بود اجتماعی با رویکردی انتقادی که تم اصلی آن تضاد سنت و مدرنیته در جامعه امروز ایران و موضوع آن سقوط هنرمند و خودویرانگری او در جامعه‌ای است که مدام هنر و هنرمندش را محدود و سرکوب می‌کند.

استقبال از فیلم و البته اولین حضور رسمی چاوشی در داخل کشور به عنوان خواننده این فیلم در جشنواره همان سال به شدت خبرساز شد و جنجال‌های ممانعت از اکران عمومی آن باعث شد نسخه‌ای از فیلم به بیرون درز کند و قطعات چاوشی روی اینترنت به صورت غیرقانونی منتشر شوند. اما این تنها آغاز حاشیه‌های محسن چاوشی در این اثر بود و کمی بعد «اردوان کامکار» در گفتگو با «ایسنا» چاوشی را خواننده‌ای درجه 3 دانست و درباره همکاری‌اش در این اثر گفت: «محسن چاووشي خواننده نازنيني است ولي من تحت هيچ شرايطي حاضر نيستم كه روزي من ساز بزنم و او بخواند. جزء محالات است. من فقط به خاطر شخص داريوش مهرجويي اين كار را انجام دادم چون اساساً سبك كار ما دو نفر با يكديگر متفاوت است. من بايد در این فیلم رابطه‌اي بين موسيقي پيشرفته سنتي ايران و موسيقي درجه سه پاپ پيدا مي‌كردم. به عبارتي بايد اين فيلم موسيقي عامه‌پسندي داشت ولي در عين حال كاري خارق‌العاده می‌بود.»

قطعه «سنتوری» به مرور و با استقبال مخاطبان موسیقی به یکی از پرطرفدارترین قطعات این خواننده تبدیل شد و زمزمه انتشار آلبوم رسمی این خواننده نیز باعث شد اثر جدید او بیشتر شنیده شود.

«سنگ صبور» در 17 مهر سال 1390 در قالب آلبوم «سنتوری» و علیرغم اینکه تمام قطعاتش پیش از این با کیفیت بالا در اینترنت منتشر شده بود، به صورت آلبوم به بازار آمد و با استقبال خوبی در فروش مواجه شد.
 
  
 
  • *** دلقک
  خواننده: محمد اصفهانی
  ترانه‌سرا: رها شایان
  آهنگساز: امیر علیزاده
  تنظیم‌کننده: امیر علیزاده - بهروز صفاریان
  آلبوم: نون و دلقک
  ناشر: ایرانگام
  سال انتشار: 1381
 
  بخش‌هایی از ترانه: واسه نونه واسه نونه/ تا به کارش تو بخندی/ که اگه اینو بدونی/ تو به دلقک نمی‌خندی/ تو به دلقک نمی‌خندی...
 
 
همه‌چیز از یک کلیپ تلویزیونی شروع شد. قطعه‌ای جدید از دکتر «محمد اصفهانی» که روی تصاویری از «چارلی چاپلین» میکس شده بود و از همان نمایش نخست در تلویزیون خبرساز شد. در نمایش نخست این ویدئوکلیپ در یک برنامه ترکیبی شبکه اول، تعدادی از بازیگران سریال «خط قرمز» حضور داشتند و آنها نخستین کسانی بودند که در یک برنامه تلویزیونی زنده، نسبت به این اثر و ربط دادن آن به «چارلی چاپلین» و هنرش موضع گرفتند و همین موضع‌گیری‌ها آرام آرام به جامعه رسانه‌ای کشور هم سرایت کرد تا محمد اصفهانی و اثر جدیدش به یک‌باره در صدر اخبار قرار بگیرند.

«رها شایان» ترانه‌سرای قطعه «دلقک» پس از موفقیت‌های این اثر ادعا کرد که بابت واگذاری این ترانه، بیشترین دستمزد تاریخ موسیقی ایران را گرفته و بلافاصله محمد اصفهانی این ادعا را تکذیب و این ترانه را در ردیف ارزان‌ترین ترانه‌های سالیان اخیر معرفی کرد. شرکت تهیه‌کننده هم که دستمزد رها شایان را پرداخت کرده بود، هنوز واقعیت ماجرا در مورد قیمت ترانه «دلقک» را اعلام نکرده است. قطعه «دلقک» با همین حواشی به یکی از آثار مهم دکتر اصفهانی در سال 81 تبدیل شد.

دکتر اصفهانی که در سال‌های انتهایی دهه هفتاد با دو آلبوم «حسرت» و «تنها ماندم» به یکی از محبوب‌ترین خواننده‌های آن دوره تبدیل شده بود و جنس صدا و تکنیک قوی او بین خانواده‌ها طرفدار پیدا کرده بود، با این قطعه و این آلبوم وارد فضاهای فانتزی-اجتماعی جدیدی شد که می‌توانست ریسک بزرگی برای این خواننده باشد.

فضای تازه و عجیب این اثر از یک سو و پخش مکرر آن از تلویزیون که همزمان با مسابقات فوتبال جام جهانی، از سوی دیگر موجب شد که «دلقک» به شدت در میان مردم جای خود را باز کند و در آن دوره از هر جا شنیده شود.
 
  
 
  • *** چرا رفتی؟
  شاعر: زنده‌یاد سیمین بهبهانی
  آهنگساز: تهمورس پورناظری
  تنظیم‌کننده: David Garner
  خواننده: همایون شجریان
  آلبوم: نه فرشته‌ام نه شیطان
  ناشر: ایرانگام
  انتشار: اسفند 1392
 
  بخش‌هایی از ترانه: چرا رفتی چرا من بی‌قرارم/ به سر سودای آغوش تو دارم/ نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست/ ندیدی جانم از غم ناشکیباست/ چرا رفتی چرا من بی‌قرارم/ به سر سودای آغوش تو دارم...
 
 
از آخرین باری که یک تصنیف موسیقی سنتی این‌همه فراگیر شود و همه‌جا آن را بشنوی، زمان خیلی زیادی می‌گذرد؛ شاید حتی چند دهه! یعنی آن زمانی که موسیقی پاپی در کار نبود و رپ و سبک‌های امروزی‌تر هم هنوز وجود نداشتند و موسیقی اصیل ایرانی یکه‌تاز میدان بود. «چرا رفتی» اما توانست تنها قطعه هیت سنتی سال‌های اخیر باشد، حتی بیشتر از «ارغوان» مهیار علیزاده و علیرضا قربانی که یک سال قبل از آن موفقیت‌های زیادی کسب کرده و مورد توجه خواص جامعه و بخش زیادی از عوام واقع شد.

کسی نمی‌داند که در موفقیت غیرقابل تصور این تصنیف چه عاملی بیش از همه نقش داشته؛ عاشقانه‌ی زیبای سیمین بهبهانی یا ملودی دلنشین تهمورس پورناظری یا تنظیم شرقی و مدرن دیوید گارنر یا آواز تأمل‌برانگیز هماین شجریان؟ اما بدون‌شک کسی نمی‌تواند منکر نقش ویدیوکلیپی شود که به کارگردانی «باران کوثری» در مراسم رونمایی این آلبوم پخش شد و بعداً حواشی متعددی به وجود آورد و همین حاشیه‌ها «چرا رفتی» را به دل توده‌های مختلف مردم راه داد.

یکی دیگر از نکات مهم در این تصنیف، بخش اوج آواز آن است که داستان جالبی دارد. در حالی که این آلبوم میکس و مستر شده بوده و آخرین مراحل پیش از انتشار را طی می‌کرده، همایون شجریان به همراه سهراب پرناظری در استودیو مشغول ضبط آواز تصنیف «با من صنما» از موسیقی فیلم «آرایش غلیظ» بوده‌اند که همایون با تبحر بی‌نظیری آن را اجرا می‌کند و سپس سهراب اصرار می‌کند که حالا که همایون چنین اجرایی داشته، تکه اوج «چرا رفتی» را مجدداً بخواند و سرانجام اصرارهای سهراب بر تنبلی ذاتی همایون می‌چربد و اوج این تصنیف به این شکل اجرا می‌شود.
 
  
 
  •  *** وایسا دنیا
  ترانه‌سرا: رضا صادقی
  آهنگساز: رضا صادقی
  تنظیم‌کننده: سیروان خسروی
  خواننده: رضا صادقی
  آلبوم: وایسا دنیا
  ناشر: ایرانگام
  سال انتشار: 1385
 
  بخش‌هایی از ترانه: نمی‌خوام در‌به‌درِ پیچ و خمِ این جاده شم/ واسه آتیشِ همه یه هیزم آماده شم/ یا یه موجود کم و خالیِ پرافاده شم/ وایسا دنیا، وایسا دنیا من می‌خوام پیاده شم...
 
 
یکی از راه‌های تشخیص اینکه ترانه‌ای در میان مردم هیت شده و سر زبان‌ها افتاده، این است که بخشی از آن به تکیه‌کلام مردم تبدیل شود. این روزها علیرغم گذشت 9 سال از انتشار «وایسا دنیا»، هنوز که هنوز است جوک‌هایی در میان مردم رد و بدل می‌شود که با این عبارات تمام می‌شوند: «وایسا دنیا، من و رضا صادقی می‌خوایم پیاده شیم!» یا «وایسا دنیا، من کرایه خودم و رضا صادقی رو حساب می‌کنم پیاده می‌شیم!» اینها همه نشانه‌ای است از اینکه این ترانه کار خودش را کرده است.

ترانه این کار اگرچه در لحظاتی ضعف تألیف و قافیه دارد، اما مضمون تازه و جالب آن، این ضعف‌ها را پوشاند و توانست به خوبی جای خود را در میان مردم باز کند. ملودی هم پابه‌پای ترانه پیش می‌رود و تلفیق شعر و ملودی کم‌نقص است. اما شاید یکی از مهم‌ترین عواملی که «وایسا دنیا» را به یکی از محبوب‌ترین قطعات دو دهه اخیر تبدیل کرد، تنظیم درخشان و فراتر از زمانه «سیروان خسروی» بود. فراموش نکنید که سیروان این تنظیم را در 23 سالگی انجام داده و قطعاً یکی از بهترین تنظیم‌های موسیقی پاپ دهه 80 است که چه دیگران و چه حتی خود سیروان کمتر توانسته‌اند چنین تنظیمی را تکرار کنند. در زمانه‌ای که روز به روز تکنیک‌ها و ابزار تنظیم موسیقی پاپ و الکترونیک تازه می‌شوند، تنظیم «وایسا دنیا» هنوز شنیدنی و جذاب است و کوچک‌ترین رنگی از کهنگی به خود نگرفته است.

موفقیت تیم سیروان-رضا صادقی اما دوام چندانی نداشت و بر اثر حاشیه‌های به وجود آمده، این دو بیش از 7-8 سال با بکدیگر قهر بودند و سرانجام پارسال آشتی کردند. در این مدت رضا صادقی تلاش کرد که رو یهمان ملودی موفق «وایسا دنیا» ترانه جدیدی بسازد و این بار تنظیم کار را به «آرون حسینی» سپرد تا در مقابل سیروان او را عَلَم کند، اما «کفش آهنی» به موفقیت وایسا دنیا نرسید.
 
  
 
  • *** ناصريا
  خواننده: ناصر عبداللهي
  ملودي: ناصر عبداللهي
  ترانه: ناصر عبداللهي
  تنظيم: بهنام ابطحي
  آلبوم: دوستت دارم
  سال انتشار: ١٣٧٩
  ناشر: دارينوش
 
   بخش‌هایی از ترانه: ناصریا تو که تا حالا بدت دیدم /  از دنیا خوشی ندیدم  / از همه کس بدت دیدم  / ناصریا از نارفیق پشتت خمیده  /  از ناروش سینه ت دریده  /  از همه کس بدت دیدم  / عشق تو حقن(حقه)ولی دنیا پر ناحقن  / از همه کس بدت دیدم از هیچ کس خوشی ندیدم ...
 
 
اولين بار شب ميلاد پيامبر اكرم (ص) از شبكه ٣ پخش شد؛ سال ٧٩. ناصر عبداللهي پيش از آن در برنامه «صبح به خیر ایران» به مناسبت تولد حضرت فاطمه (س) شركت كرده و قطعه‌اي را اجرا كرده بود و همین کار سر و صدای زیادی به پا کرد. سپس به تهران آمد و با انتشار آلبوم «عشق است» طرفداران بسیاری برای خود دست و پا کرد.

اما پيش از آن و ميان قطعات صدا و سيمايي، آهنگي با مختصات «ناصريا» هرگز پخش نشده بود. كسي نمي‌دانست ناصر در این ترانه چه مي‌خواند، ولي همه محو ملودي فوق‌العاده و تنظيم اسپانيش كار شده بودند. خيلي‌ها مي‌گفتند ناصر عبداللهي مگر زبان اسپانيولي بلد است كه به اين زبان خوانده؟! پس از روز تعطيلي ١٧ ربيع‌الاول، اغلب روزنامه‌ها و مجلات به‌ويژه عامه‌پسندها، عكس و خبر ناصر عبداللهي را كار كردند و آنجا بود كه مردم فهميدند او اين قطعه محبوب را به زبان بندرعباسي خوانده.

پس از آن، ترجمه شعر هم منتشر شد و به فاصله كمي آلبوم «دوستت دارم» به آهنگسازي خود ناصر عبداللهي و تنظيم او و بهنام ابطحي با ترانه‌هايي از محمدعلي بهمني، يغما گلرويي، قيصر امين‌پور و... با دكلمه پرويز پرستويي به بازار آمد كه فروش بي‌نظيري هم داشت. روي جلد آلبوم هم نوشته شده بود: «بهترين هديه براي كسي كه خيلي دوستش داريد». مديريت هنري اين آلبوم هم با فريدون شهبازيان بود كه آلبوم‌هايي که عبارت «به اهتمام فريدون شهبازيان» ا روی جلد خود داشتند، عموماً موفق و ماندگار بوده و هستند.

ظاهراً ناصر ملودی و ترانه «ناصریا» را سال ۱۳۷۶ ساخته بود. در حالي كه خيلي‌ها فكر مي‌كردند اين ترانه عاشقانه است، خود ناصر، هدف از ساخت آن را اعتراض ضد ظلم در جهان و همدردی با ستمدیدگان جهان عنوان کرده است. بر اساس متن شعر ناصریا اگر کسی قصد یاری مظلومی را داشته باشد، پس از تحمل سختی بسیار و دشواری‌های این راه در پایان پیروز خواهد شد.
 
  
 
  • *** ايران ايران
  خواننده: رضا رویگری
  آهنگساز و تنظیم‌کننده: فریدون خوشنود
  شعر: حسین سرفراز
 
  بخش‌هایی از ترانه: ایران ایران ایران/ رگبار مسلسل‌ها/ ایران ایران ایران/ مشته شده بر ایوان/ ..

 
 
در مورد «ایران ایران» چه می‌شود گفت؟ ترانه یا سرود انقلابی که فراتر از نسل‌هاست و قطعاً همه مردم بارها و بارها آن را شنیده‌اند. آنها که اوایل انقلاب را به یاد دارند، آن را در حال‌وهوای انقلاب و آنها که بعد از آن سال‌ها به دنیا آمده‌اند، با این آهنگ با حال‌وهوای روزهای پرشور انقلاب آشنا شده‌اند و این قطعه مثل یک مگاهیت در خاطرشان حک شده است. شنیدن داستان تولید این قطعه از زبان رضا رویگری لذت‌بخش است:

«من در کارهای آربي آوانسيان و اسماعيل خلج بيشتر در نقش‌هايي بازي مي‌كردم كه كاراكترش علاوه بر بازي، آواز هم داشت. يك جوري خواننده و بازيگر بودم. در «گلدونه خانم»، «قمر در عقرب» و نمايش‌هاي ديگر بازي كردم و آواز خواندم؛ طوري كه كم‌كم به همين خاطر و با همين عنوان معروف شدم. منتقدان آن زمان براي بازيگري كه خواننده هم هست، نقد مي‌نوشتند و از من تعريف مي‌كردند. آواز را هم خودم كار كرده و ياد گرفته بودم. بنابراين صدايم شبيه صداي كسي نبود و به نوعی مستقل بود، شبيه به خودم، بكر و البته خام و صريح. بنابراين به درد صحنه مي‌خورد.

آوازم با بازي‌ام هماهنگ بود و از آن بيرون نمي‌زد. مشتريان تئاتر مي‌دانستند من آواز مي‌خوانم و صدايم هم بد نيست و لابد فريدون خشنود هم در يكي از همان نمايش‌ها صداي مرا شنيده بود. اين را از خودش نپرسيدم. در بحبوحه انقلاب و شلوغي‌هاي آن روزها بود. هر روز در تظاهرات شركت مي‌كرديم و بعضي وقت‌ها هم تيراندازي مي‌شد و خلاصه شرايط خاصي بود. گفتم جوان‌هاي مردم دارند شهيد مي‌شوند و مملكت در اين وضعيت است و تو از من مي‌خواهي بيايم برايت آواز بخوانم؟! نه نمي‌آيم. فكر مي‌كردم مثل آوازهاي آن زمان است و اصلاً به فكر يك سرود انقلابي نبودم.

خشنود برايم توضيح داد كه شعر اين آهنگ در مورد وقايع و جريانات روز است و نه‌تنها دور از جريانات انقلاب نيست، بلكه درست درباره آن ساخته شده و بعد كه شعرش را براي من خواند، ديدم راست مي‌گويد. گوشه‌اي از ملودي را هم اجرا كرد، ديدم يك كار قابل توجه است. تا آن موقع من زياد خوانده بودم اما به جز دو كار همه‌اش در تئاتر بود و روي صحنه.

اين فعاليت‌ها را كرده بودم با اين حال خودم را خواننده نمي‌دانستم و خواننده هم نبودم. فقط تئاتري‌ها مرا به عنوان بازيگري كه صدايش هم خوب است مي‌شناختند. چه مي‌دانستم كه مي‌خواهم آهنگي را بخوانم كه مثل توپ صدا كند و آهنگ را هم همه مردم زمزمه كنند.

درست 26 دي‌ماه سال 57 به استوديوي صبا در خيابان كاخ آن زمان و فلسطين الان رفتيم. شب‌ها حكومت نظامي بود و اگر مي‌مانديم، مجبور مي‌شديم تا صبح همانجا بمانيم. وقتي كه نزديك به غروب مي‌شد، تند و تند كارمان را انجام مي‌داديم كه به حكومت نظامي نخوريم. با اين حال چند بار بچه‌هاي گروه كر را گرفته بودند و البته آنها گفته بودند دانشجو هستند و خلاص شده بودند. آن موقع هنوز كسي نمي‌دانست كه ممكن بود انقلاب بشود. جو هنوز جو خفقان بود. ممكن بود هر لحظه همه كساني را كه دارند بر ضد حكومت كار مي‌كنند، بگيرند و ماجرا تمام شود. يعني اصلاً ما اينطور فكر مي‌كرديم.

با اين حال به سختي كار را ساختیم و شد آهنگ «ايران ايران، رگبار مسلسل‌ها». شعر آن مال حسين سرفراز بود. نواري كه روي آن ضبط انجام شد، از آن نوارهاي استخواني آن زمان بود و براي اينكه طرف ديگرش خالي نباشد، روي آن طرف شعري از علي باباچاهي و يك نفر ديگر كه اسمش يادم نيست را دكلمه كرده بودم.

وقتي كه خواندم و نوار پخش شد، تا صبح صداي تلفن خانه من قطع نشد. آنها كه اهل تئاتر بودند، مي‌دانستند كه من آن را خوانده‌ام اما اكثريت مردم نمي‌دانستند. براي من هم مهم نبود. براي آنكه ريا نشود، به كسي نمي‌گفتم كه من هستم. گويا يك نفر ادعا كرده بود كه او اين آهنگ را خوانده اما من فقط خنديده بودم. مهم نبود. مهم اين بود كه مردم آن را زمزمه مي‌كردند و روي آنها تأثير مثبت داشت. بعدها خيلي فكر كردم كه چرا ساواك با اينكه مي‌دانست من آن را خوانده‌ام مرا نگرفت. حتماً آنها هم مي‌دانستند.»
 
  
 
  • *** قسمت
  خواننده: حميد عسكري
  ملودي: حميد عسكري
  ترانه: حميد عسكري
  تنظيم: ميلاد ترابي
  سال انتشار: ١٣٨٥
  تهيه‌كننده: پويا موزيك
 
  بخش‌هایی از ترانه: قسمت نمي‌شه انگار دست تو رو بگيرم/ براي آخرين بار براي تو بميرم/ هيشكي مث من تو رو دوس نداره/ اينو از تو چشام مي‌توني بخووني...
 
 
شادمهر عقيلي تازه از ايران رفته بود. سايت‌هاي اينترنتي دانلود موسيقي هم مدتي بود كه فعاليت مي‌كردند. البته آن زمان بازار CDهاي غيرمجاز هم خيلي داغ بود. خيابان انقلاب هم معدن اين CDها بود. ولي سايت‌ها داشتند كم‌كم بازار اين CDهاي زيرزميني را از سكه مي‌انداختند. يعني لازم نبود همه منتظر CD جديدي باشند. كم‌كم دانلود جايش را باز مي‌كرد. در اين زمان و در حالی كه هنوز بازار خيلي شلوغ نشده بود و تعداد سينگل‌ها هم مثل امروز زياد نبود، در سايت‌هاي دانلود، يك قطعه جديد به عنوان آهنگ جديد شادمهر با اقبال بسيار خوبي رو‌به‌رو شد.

تنظيم مدرن كار شبيه تنظيم‌هاي جديد شادمهر در آلبوم دومش در لس‌آنجلس بود، فضايي شبيه آلبوم «پاپ‌كورن». تنظیم بسيار خوب و كار شده ميلاد ترابي با صدايي كه انگار خود شادمهر بود، كار را هيت كرد. پس از مدتي خبر رسيد كه اين خواننده، شادمهر نيست و خواننده جديدي است به اسم عليرضا فرد. تا مدت‌ها عليرضا فرد نفر اول موسيقي پاپ داخلي بود.

تا اينكه نهايتاً آلبومي به نام «كما» از سوي «پويا موزيك» به بازار آمد كه نام خواننده‌اش بود حميد عسكري. آلبوم «كما» بسيار موفق بود. عسكري آلبوم را به خيلي از شركت‌هاي معروف آن زمان برد اما كسي آلبومش را نپذيرفت، اما نهايتاً اين يحيي مشايخي بود كه احساس كرد مي تواند از اين پسر فولادشهري يك ستاره بسازد. مي‌گويند يحيي مشايخي تهيه‌كننده آلبوم «كما» به حميد عسكري قول داده بود اگر آلبومش بالاي ٥٠٠ هزار نسخه بفروشد، برايش ٢٠٦ بخرد! پس از فروش بسيار بالاتر آلبوم، عسكري از او مدل اتومات مي‌خواست و مشايخي مي‌گفت كه من مدلش را نگفته بودم و همان تيپ ٢ را برايت مي‌خرم! معروف است که مشايخي آلبوم را مثلاً مي‌برد به پارك لاله و آن را به مسئول پخش موسيقي دفتر سمعي و بصري پارك مي‌داد تا از بلندگوهاي پارك پخشش كند. بعد روي يك صندلي مي‌نشست و واكنش مردم عادي را زير نظر مي‌گرفت. او به اين ترتيب، نوع مخاطبان آلبوم را تشخيص مي‌داد و در نحوه پخش آلبوم، اين مسأله را لحاظ می‌کرد.

بازی جواد رضویان در سریال «چارخونه» در نقش «شنبه» و اجرایی که او با ساز ابداعی خودش (یک پیت حلبی و یک سیم) از آهنگ «قسمت» حمید عسکری داشت، در فراگیر شدن این آهنگ میان توده مردم نقش داشت.
 
  
  • *** ایرانِ جوان (وطنم وطنم)
  خواننده: سالار عقیلی
  آهنگساز: ژان باتیست لومر / سیاوش بیضایی
  ترانه‌سرا: بیژن ترقی
  تنظیم‌کننده: پیمان سلطانی
 
  بخش‌هایی از ترانه: نام جاوید وطن/ صبح امید وطن/ جلوه کن در آسمان/ همچو مهر جاودان...
 
 
کسی را سراغ دارید که این قطعه را نشنیده باشد؟ جواب به طور حتم منفی است. یعنی لازم نیست که از علاقه‌مندان موسیقی ملی باشید تا این قطعه را گوش کرده باشید. کافی است در روزهای خاص مثلاً زمان‌ انتخابات یا سالگرد پیروزی انقلاب، پیچ رادیو و تلویزیون -رادیوها و تلویزیون‌های امروزی البته دیگر پیچ ندارند؛ بهتر است بگوییم دکمه‌شان- را فشار داده باشید تا این قطعه را بارها با صدای «سالار عقیلی» و تنظیم «پیمان سلطانی» شنیده باشید. البته این قطعه، قدمتی بسیار طولانی دارد و داستانی جالب.

این قطعه را آهنگسازی غیر ایرانی با نام «ژان باتیست لومر» -موزیکانچی‌باشیِ دربار قاجار- ساخته است. «ناصرالدین شاه» قبل از اینکه به اروپا سفر کند، دستور می‌دهد مارشی نظامی ساخته شود تا در دیدارهای رسمی شاه در کنار سرودهای ملی کشورهای دیگر نواخته شود. آلفرد لومر، اطاعت می‌کند و مارشی نظامی با نام «سلام شاه» را برای پیانو می‌سازد. همان زمان یعنی سال 1252 زمانی که ناصرالدین شاه به دیدار ملکه ویکتوریا در انگلستان می‌رود، این قطعه در قصر ویندسور نواخته می‌شود. یک بار هم زمان حضور مظفرالدین شاه در پاریس نواخته می‌شود.

این قطعه در ابتدا بدون‌کلام بوده و «شاهی» نام داشته و در دوره مظفرالدین شاه بر روی صفحه ضبط می‌شود و وقتی شاه برای سلام رسمی به تخت مرمر می‌آمد و بر صندلی مخصوص می‌نشست، دسته موزیک این آهنگ را اجرا می‌کرد و این کار تا دوره محمدعلی شاه معمول بود. صفحه‌ای از آن موجود است که رویش نوشته‌اند: «سلام شاه با سلامتی، ارکستر شاهی». سرود بعدها توسط سیاوش بیضایی با افزودن یک مقدمه،‌ بخش میانی و بخش پایانی تکمیل شده که این قسمت‌ها از لومر نیست و به این قطعه صلابت بیشتری برای یک سرود ملی داده می‌شود. منوچهر صهبایی معتقد است این سرود تا سال 1309 سرود ملی ایران بود و بعد از آن سرودی از غلامرضا مین‌باشیان جایگزین‌اش شد.
بعد از آن اما پیمان سلطانی -آهنگساز- تنظیمی جدید روی آن انجام می‌دهد و از «بیژن ترقی» می‌خواهد تا روی آن شعر بگوید. زنده‌یاد ترقی از نسل ترانه‌سرایانی بود که روی آهنگ شعر می‌گفتند. در آن زمان «پیمان سلطانی» ارکستر ملل را اداره و رهبری می‌کرد و اجرای آن را به «سالار عقیلی» سپرد. اولین اجرای اثر هم دهم و یازدهم مهرماه سال 84 در تالار وحدت تهران بود.

البته در همان زمان منوچهر صهبایی -آهنگساز، نوازنده‌ی ابوا و رهبر ارکستر سمفونیک تهران در سال 1386- در نامه‌ای به رئیس دفتر موسیقی وزارت ارشاد، ثبت این اثر توسط پیمان سلطانی و اجرای آن را خیانت در امانت دانست: «زمانی که در اروپا زندگی می‌کردم، تحقیقات بسیاری بر روی آثار آهنگسازان ایرانی داشتم و در این ارتباط آثار بسیاری را با زحمت فراوان و با هزینه خودم توسط ارکسترهای بزرگ در اروپا اجرا و ضبط کردم. در لابه‌لای این تحقیقات برخی سرودهای ملی مانند سرودی ساخته غلامرضا مین‌باشیان در سال 1309 و همچنین سرود لومر (ایران جوان یا وطنم) که یکی از آثار او بود را پیدا کردم. بعد از آن، من این قطعه را با حفظ اصالت‌های موجود در اثر، با پیانو اجرا کردم ولی طی ماجرایی پیمان سلطانی از روی این قطعه کپی‌برداری کرد.»

او سپس به ملاقات چهار سال قبل خود با پیمان سلطانی اشاره کرد و نوشت: «چهار سال پیش شخصی به نام پیمان سلطانی این مجموعه را به‌طور امانت از اینجانب گرفته و با توجه به این که هیچ اجازه رسمی یا غیررسمی از بنده نداشته، حتی مشورتی در خصوص تنظیم اثر و یا انتشار آن نکرده‌اند، با تنظیم‌های نامناسب و اجرای آنها به اصالت آثار ارزشمند لطمه بزرگی زده‌اند. ایشان (سلطانی) این آثار را به نام خود ثبت کرده و خیانت در امانت نموده‌اند.»

در برابر این نامه، پیمان سلطانی (آهنگساز و رهبر ارکستر ملل) نیز در نامه‌ای به ایرادات وارده از سوی صهبایی پاسخ داد. سلطانی با اشاره به سابقه آشنایی خود با منوچهر صهبایی که به نیمه اول دهه هفتاد بازمی‌گردد، گفت: «در این مدت دیدارهای فراوان و چندین دعوت از سوی من و همچنین نشست‌های متعددی با حضور طرفین صورت گرفته، ضمن اظهار تأسف برای لحن و بیان ایشان، متعجبم که چگونه پس از این همه سال آشنایی، آقای صهبایی از عبارت «شخصی به نام پیمان سلطانی» استفاده کرده است [...] حوالی سال 1383 در نشستی دو نفره، آقای صهبایی یک عدد CD برای انتشار در مجموعه انتشاراتی اخوی بنده ارائه کردند، البته پیشنهاد همکاری ابتدا توسط اخوی بنده اعلام شده بود. آقای صهبایی با اظهار علاقه به این پیشنهاد، علت این همکاری را نارضایتی‌اش از انتشارات ماهور عنوان کرد...»

او در ادامه‌ی نامه‌اش آورده بود: «مجموعه‌ای که ایشان در آن CD ارائه کرده‌اند، آثاری از آقایان لومر، خادم‌میثاق، ضیاء مختاری، مین‌باشیان و... است. ایشان به‌هیچ‌وجه وارث حقوقی و حقیقی این آثار نیستند. آثار گذشتگان متعلق به یک فرهنگ و یک ملت است و در عین حال این آثار چه به صورت نت و چه به صورت شنیداری وجود دارند و در آرشیوهای خصوصی، آرشیو رادیو، آرشیو هنرستان و... یا در صفحات قدیمی موجود هستند و بخش زیادی از آنها در اختیار افراد متعدد و همچنین من قرار دارد. لذا آثار فوق اکتشافات و استخراج‌های تاریخی و باستان‌شناسانه آقای صهبایی به حساب نمی‌آیند.»

هر چه هست اما این قطعه حالا توانسته به عنوان یکی از هیت‌های موسیقی ملی ایران شناخته شود و البته که تلویزیون در این میان نقش بسیار مهمی ایفا کرده؛ به‌طوری که در یکی از اتفاقات دوران معاصر، روزانه چندین و چند بار اثر پخش می‌شد که به اعتراض سلطانی انجامید.
 
  

 
نکته: در انتشار این قطعات هیچ‌گونه ترتیبی رعایت نشده است.

هر روز داستان شکل‌گیری و هیت شدن 10 قطعه را از میان این 100 قطعه برای شما منتشر می‌کنیم. لیست 100 قطعه هیت هنوز تکمیل نشده است و منتظر پیشنهادات و نظرات شما درباره این قطعات و سایر قطعات هیت چهار دهه اخیر هستیم.
منبع: 
اختصاصی سایت موسیقی ما
تاریخ انتشار : پنجشنبه 27 فروردین 1394 - 09:27

دیدگاه‌ها

احمد
5.221.10.206
جمعه 11 دی 1394 - 21:18

سنگ صبور محسن چاوشی

مهدی
151.242.139.88
سه شنبه 1 فروردین 1396 - 16:47

محسن یگانه به نظرم هیت ترین کار های دهه 80 و 90 را داراست . دوست دارم ، سکوت ، رگ خواب ، نشکن دلمو و هوایی شدی ، آخه دل من .

صفحه‌ها

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.