بابک ریاحی پور :: موسیقی ما ::
موسیقی ما موسیقی ما موسیقی ما موسیقی ما موسیقی ما موسیقی ما
موسیقی ما
  جمعه 12 شهريور 1389 - 20:37        موسیقی ایران | موسیقی جهان | درباره ما | تماس با ما | گالری عکس | برنامه کنسرت‌ها | پيوندها | تبلیغات در موسیقی‌ ما        

 
 

RSS بابک ریاحی پور



پنجشنبه 24 ارديبهشت 1388 - 21:0

در این دوران هیچ کس حوصله تفکر ندارد!

لینک این مطلب

اینجانب، بابک ریاحی پور، پیرو مطلب قبلی ام در رابطه با پدیده «ساسی مانکن»، لازم است که چند نکته را جهت شفاف سازی ماجرا عرض نمایم. شاید خیلی ها کنجکاو هستند که بدانند من طرفدار موسیقی گونه «رپ» هستم یا نه؟ که باید خدمت این دوستان عرض کنم؛ خیر، بنده در خانه ام موسیقی رپ گوش نمی کنم، سبک موسیقی مورد علاقه ام «پروگرسیو راک» است. اما این موضوع باعث نمی شود که به گونه های دیگر موسیقی توجهی نکنم.
دیگر این که بعضی از فرم های موسیقی را بیش تر به عنوان یک پدیده اجتماعی نگاه می کنم تا مثلا بررسی موسیقایی آن، همیشه هم اعتقاد داشته ام و گفته ام که گونه «رپ» را یک نوع موسیقی نمی دانم، رپ در واقع یک نوع قصه سرایی است، به این خاطر که از لحاظ فنی، آن چیزی را که ما به اش موسیقی می گوییم، توی آن اتفاق نمی افتد. رپ در واقع نوعی داستان سرایی است همراه با ریتم و آهنگ. بنابراین حرف های من راجع به ساسی مانکن، تعریف از موسیقی اش نیست، می گویم این آقا توی این بازار بل بشوی موسیقی زیرزمینی توانسته خودی نشان بدهد، آن هم در دوره ای که این جور گروه ها دارند مثل قارچ سر از توی زمین در می آورند. در واقع من توی آن مطلب می خواستم بگویم که چی می شود که کارهای کسی مثل ساسی مانکن انقدر گل می کند و خیلی های دیگر صرفا در حسرت رسیدن به محبوبیت کارهای او باقی می مانند. خب، البته می دانم که این حرف من امکان دارد هم حرص بسیاری از طرفداران سبک راک را در بیاورد و هم کسانی که توی همین سبک و سیاق کار می کنند و دوست دارند که معروف بشوند را.
در این یادداشت کوتاه اصلا قصد عذرخواهی از این که از ساسی مانکن و کارهایش تعریف کرده ام ندارم، پای تمام حرف هایی هم که زدم ایستاده ام، فقط خواستم توضیح مختصری عرض کنم تا مبادا سوء تفاهمی بوجود بیاید. این که شاد کردن ملت هیچ ایرادی ندارد. باید بپذیریم که خیلی از مردم ما سلیقه موسیقی شان همین است و ما هرچقدر هم که تلاش بکنیم، طی 300 سال هم نمی توانیم سلیقه شان را از این تیپ موسیقی به مثلا موسیقی «پینک فلوید» و ... معطوف کنیم، پس بهتر است زور زیادی نزنیم. برای هر سبکی مخاطبی وجود دارد و هر کس باید به دنبال مخاطب سبک موسیقی خودش باشد. وقتی کارهای کسی مثل ساسی مانکن در جامعه ما انقدر گل می کند، خب یک پیامی هم دارد، صرفا نباید بگوییم کارهای این آقا چیپ و لول پایین است، در واقع این یک بازتابی است از جامعه ما؛ این که در این چند وقت اخیر مثلا از لحاظ اقتصادی خیلی به مردم مان فشار آمده. تجربه نشان داده هر وقت در جامعه ای این طوری بشود، بیش تر آن فرمی از هنر مورد توجه عموم قرار می گیرد که صرفا سرگرم کننده است، طبیعتا در این دوران هیچ کس حوصله تفکر ندارد!
آن دسته از هنرمندان توی این دوران موفق هستند که بخش تولید لذت را در مغز آدمیزاد قلقلک می دهند. آن هایی هم که خیلی دوست دارند این کار را بکنند اما عرضه اش را ندارند بهتر است بروند تلاش کنند، آن هایی هم که از این تیپ موسیقی بدشان می آید، خب گوش نکنند، مگر کسی مجبورشان کرده است؟ در آخر باید بگویم از این که مطلب ام باعث شده عده ای از اقشار روشن فکر و «بهتر دان» (!) جامعه عصبانی بشوند بسیار خوشحالم!


یاداشت قبلی بابک ریاحی‌پور درباره پدیده ساسی مانکن و همچنین نظرات کاربران سایت درباره این مطلب را
اینجا بخوانید.
شما هم بنويسيد (24)...




جمعه 28 فروردين 1388 - 23:36

قطعه شانسی

لینک این مطلب

در همه جای دنیا این پدیده و این چرخه، جزئی از موسیقی پاپ است و پدیده های موسیقی و جوانان علاقه مند با انتشار یک قطعه شانس خودشان را مورد آزمایش قرار می دهند و در این بین یک سری استعداد های بکر خودی نشان می دهند و یک شبه، ره صد ساله را می روند. مثال های زیادی را می شود نام برد که با همین چرخه به دنیای موسیقی معرفی شدند و به مرور نشان داده اند که واقعا چیزهای زیادی را برای عرضه دارند و این که کارشان مورد توجه قرار گرفته، اتفاقی نبوده و آن ها از هوش و زکاوت فراوانی در علم موسیقی برخوردارند.
البته تقریبا عکس این قضیه هم قابل بیان است و در چارت هر کشوری، آرتیست هایی بوده اند که مثلا یک سال شماره یک بوده اند ولی در سال های بعد به طور کلی از بین رفته اند وهیچ خبری از آن ها نشده است.
از همان سال هایی که موسیقی پاپ در کشور رواج دوباره پیدا کرد، این اتفاق که در جهان یک امر کاملا طبیعی است به ایران هم کشیده شد و با شبکه های زیزمینی ای که به وجود آمد، رفته رفته گسترش یافت و همه گیر شد. البته در بیش تر اوقات در این گونه آثار چندان به کیفیت کار توجه نمی شود ولی در جایی که هیچ تریبون رسمی و قوی ای برای ارائه وجود ندارد، به نظر من شبکه های زیر زمینی به خوبی توانسته اند نیاز مردم یک جامعه را به موسیقی بر طرف کنند و به طور ناخواسته، موسیقی مورد نیاز یک جامعه را تولید کنند.
به نظر من این مسخره ترین کار دنیاست که من یا هر کس دیگری بخواهد به مردم و مخاطبان موسیقی پیشنهاد فلان موسیقی را بدهد که مثلا این خوب است و این بد.
مردم باید از بین همه چیزهایی که می شنوند و به گوش شان می خورد، قدرت انتخاب داشته باشند و بتوانند خوب را از بد تشخیص دهند و به تکامل موسیقایی برسند. حالا این انتخاب ها می تو اند از کارهای یک آدم سرشناس باشد یا اولین کار یک خواننده یا گروه موسیقی.
شما هم بنويسيد ...




چهارشنبه 9 بهمن 1387 - 15:29

عقده حقارت یا خودشیفتگی؟

لینک این مطلب

چند وقت پيش در تلويزيون شاهد قضيه اي بوديم كه از يك طرف باعث افتخار بود و از طرف ديگر باعث شرمندگي . افتخار به خاطر اينكه هنوز مي توان از طريق رسانه اي مثل صدا و سيما با آن همه محدوديت هايي كه همه با آن آشنا هستيم ، انتقاد كرد و شرمندگي به خاطر اين موضوع كه انگار جامعه ما به صورت ملوك الطوايفي اداره مي شود و همه گمان مي كنند كه نايب خداوند بر روي زمين هستند . به همين خاطر است كه هيچ كس جنبه انتقاد ندارد و با كوچك ترين سخني بر مي تابد .
اگر بخواهيم ايران را از ديدگاه روان شناسي مورد بررسي قرار دهيم ،‌با عده اي مواجهيم كه يا دچار عقده حقارت هستند و يا خودشيفتگي . اين اتفاق در حوزه موسيقي نيز به شدت وجود دارد . سالن هاي موسيقي دست افرادي است كه گمان مي كنند "‌رييس الروسا "‌هستند و بنابراين به هيچ قانوني حتي مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز تن نمي دهند ،‌مثل اينكه سيستم ارباب – رعيتي در ژن بسياري از ما فرو رفته است و اين جاي تاسف دارد .
در اين شرايط كافي است يك نفر انتقادي – هر اندازه صحيح – انجام دهد و بعد در كوتاه ترين زمان ممكن با مشكلاتي از جمله عدم دريافت مجوز و حتي ممنوع الكار شدن مواجه مي شود . در اين ميان البته زور"‌عادل فردوسي پور" ‌بيشتر بود و توانست مشكل را به نحوي حل كند ، اما گردن ما اهالي موسيقي از مو باريك تر است و اين واقعيت تلخي است كه تمام ما موزيسين ها با آن سر و كار داريم ،‌چرا كه هيچ مبناي قانوني براي دادن يا ندادن مجوز وجود ندارد و تنها عده اي دور خودشان مي نشينند و درباره چيزهايي نظر مي دهند كه كمترين اطلاعي از آن ندارند . به همين خاطر است كه يك كنسرت ساده راك مي تواند به عنوان مراسمي ويژه برای شيطان پرستان تلقي شود و اينها مشكلات بزرگي است .

شما هم بنويسيد (1)...


 1 2 > >|




آخرین خبرهای موسيقي ما را در صندوق پستی خود دریافت کنید
پست الکترونيکی:

 


موسیقی ما

Copyright 2008-2010 © www.musicema.com
استفاده از مطالب سایت رسمی موسیقی ‌ما فقط با ذکر منبع مجاز است | کلیه حقوق و امتیازات این سایت متعلق به گروه موسیقی‌ما و شرکت توسعه فناوری نوآوران پارسیس است

مجموعه سایت های ما: سینمای ما، موسیقی ما، تئاترما، فوتبال ما، بازار ما، آگهی ما


بازديد امروز: 224862
بازديد ديروز: 285396
متوسط بازديد هفته گذشته: 276133
بيشترين بازديد:
چهارشنبه 11 آذر 1388
444510
مجموع بازديدها: 111370735

جزئیات آمار بازدید

Check Google Page Rank