درباره‌یِ «علیِ جعفریِ پویان» وَ «آتنا اشتیاقی» به بهانه‌یِ موفقیّتِ‌شان در «جشنِ موسیقیِ ما»
از رفاقت‌ها وُ کارها

[ مانى جعفرزاده - آهنگساز و رهبرارکستر]
 
  • یک- علی
دامنه‌یِ فعالیّت‌ «علی» خیلی گسترده است. همه‌جا هست. با احتمالی قریب به یقین می‌شود گفت با همه‌یِ آهنگ‌سازانِ فعّالِ این روزها وَ یحتمل در همه‌یِ شاخه‌هایِ موسیقی از کلاسیک وُ پاپ وُ موسیقیِ فیلم وُ موسیقیِ ایرانی [ به تعبیرِ «موسیقیِ ملّی»] کار کرده است. برایِ هرکدام از این موسیقی‌ها وقت وُ فکر وُ انرژی گذاشته است وَ در جاهایی [ به بهایِ فرسوده شدنِ تن وُ روانِ خودش حتّا] کوشیده کارهایِ ضعیف را چند پّله بالاتر نشان بدهد وُ قابلِ شنیدن کُند. از این رو تصوّر می‌کُنم «علیِ جعفریِ پویان» پیش از هر چیز نمونه‌یِ موفّقِ انطباق در کارِ گروهی ست. یعنی قبل از آن که واردِ بحثِ نوازنده‌گی او بشویم با کسی رو- به-رو هستیم که معنایِ «تیم» را خیلی خوب می‌داند. این محترم است،خیلی محترم است.

در نوازنده‌گی به رَنگ وُ لحنِ خودش رسیده، خیلی وقت است. صدایِ سازش را می‌شود بی‌امضایِ او هم شناخت. نوعِ آرشه کشی‌ها در دستِ راست، «تاچِ» شیرین وَ نوع «ویبراسیون»هایِ گرم در دستِ چپ، برخوردِ امضادار وَ فکر شده با «آرتیکولاسیون»ها وَ جمله پردازی‌ها از رفیقِ ما نوازنده‌یِ ویُلنی می‌سازد که حضورش در استدیو وَ رویِ صحنه برایِ هر آهنگسازی قوّتِ قلب است. «علی» به زعمِ من بسیار شبیهِ بازیگری ست که برایِ هر قطعه‌ای که به‌اش پیش‌نهاد می‌شود،فکر می‌کُند، نقشه می‌ریزد وَ بعد قطعه را از صافیِ وجودِ خودش عبور می‌دهد وُ از خود می‌کُند. شیوه‌یِ نوازنده‌گی‌اش تغییری نمی‌کُند امّا از هر قطعه به قطعه‌یِ دیگر، از هر شاخه وُ سبکی به شاخه وُ سبکی دیگر، شخصیّتِ تازه‎‌ای برایِ سازش تعریف می‌کُند وُ بَعد لباسِ آن قطعه را می‌پوشد. حرفه‌ای وُ کارکشته وُ کار بلد است. کار کردنِ با او امکانی ست که روزگارِ ما در اختیارِ آهنگ‌سازانِ هم‌روزگارش گذاشته، بی‌شک.

فارغ و فارق از این‌ها «علی» رفیقی ست، در رفاقت تمام. مهربان است به غایت. همراهی ست همیشه‌گی وَ خلوص وُ صفایی دارد که این روزها کیمیا ست. یک ویدئوی بانمکِ «اینترنتی» می‌تواند چندین دقیقه بخنداندش جوری که فکر کُنی با طفلی سر- وُ- کار داری که همه‌یِ جهان هنوز وُ هم‌چنان برای‌اش تازه‌گی دارد. کودک درون‌اش عجیب زنده وُ بیدار است. می‌تواند در اوجِ خسته‌گی [مثلن وقتی از سَرِ ضبطِ قطعه‌ای ضعیف با آهنگ‌سازی نابلد آمده] جوری رفتار کُند که نفهمی خسته‌گی امان‌اش را بُریده وَ در همان حال جلسه‌یِ تمرین یک کوارتتِ جدّی وُ حسّاس را بدل کُند به فضایی بسیار دوستانه وُ به‌دل‌نشستنی. «علی» همیشه می‌تواند خسته‌گی‌های‌اش را برای خودش نگه دارد وَ لبخند وُ بازیگوشی وُ شوخ‌طبیعی‌اش را تحویل تو بدهد. اگر تازه دیده باشی‌اش گول می‌خوری. امّا اگر رفیقِ صمیمی‌اش باشی نگران می‌شوی. می‌ترسی این همه خسته‌گی بی‌تاب‌اش کُند [که می‌کُند گاهی] یا کلافه بشود یا مریض بشود یا چه می‌دانم...

کاش این همه کار نکُند. یا کارهایی را که دوست ندارد، نکُند. «علی» مثلِ هر طفلِ بازیگوشی «نه» گفتن برای‌اش سخت است وَ این است که گاهی می‌افتد در تَله‌یِ اخلاقِ خوب‌اش.
 
  • دو- آتنا
در جمعِ گروهی که معمولن با هم کار می‌کُنیم [چه ضبط‌هایِ استُدیویی وَ چه کنسرت‌ها]، «آتنا اشتیاقی» از همه جوان‌تر است. امّا دستِ کم من این جوان‌تر بودن را هیچ‌وقت حس نکرده‌ام. همیشه جدّی وُ محترم وُ بی‌حاشیه بوده وَ جدّی وُ محترم وُ بی حاشیه مانده است، جوری که کم بودنِ سن‌اش در حجابِ رفتار وُ حضورِ پخته وُ محترم وُ موقرش پنهان شده است. در موسیقیِ کلاسیک ریشه‌دار است. «رپرتوارِ» دُرُست وُ درمانی دارد از قطعاتِ مهم در ادبیاتِ «ویلن‌سِل» که دائم به روزش می‌کُند. هر وقت که تعدادِ کارهایِ حرفه‌ای وُ به قصدِ معاش‌اش زیاد می‌شود، یک باره وِل می‌کُند وُ می‌رود یک «رسیتالِ» شخصی برگزار می‌کُند که بازگردد به «اصول»، به «ریشه»ها. اصول وُ ریشه‌هایی که همه‌یِ ما از آن‌جا آمده‌ایم وُ معنا وُ هویّتِ‌مان آن‌جا ست. «آتنا» این را می‌داند. خوب می‌داند وَ این است که کنسرت‌هایِ فصلی وُ حضورش در ضبط‌هایِ استدیویی بیرون‌اش نیانداخته از شعورِ موسیقایی وُ جست-وُ- جویِ هر روزه. از معدود نوازنده‌گان وُ موسیقی‌دانانی ست که دامنه‌یِ مطالعه‌اش از موسیقی فراتر است. کتاب می‌خوانَد،خوب وُ مفصّل. نگاه وُ تحلیلِ زیبایی‌شناختی دارد. پایِ ثابتِ همه‌یِ جلسه‌های فلسفه‌یِ هنری ست که در هرجای این شهر برگزار شود. غیر از «ویلن‌سِل» چند ساز دیگر هم می‌نوازد، از جمله «ساکسوفون» که خبر داشتم  وَ حتّا چندی پیش در عکسی دیدم که در کنسرتی هم‌راه با «استاد محمدرضا شجریان» یکی از سازهایِ ابداعیِ ایشان را هم می‌نواخت. فارغ از آن که آن ساز چیست وَ چه صدایی می‌دهد [که من نشنیده‌ام وَ صلاحیتِ اظهارِ نظر ندارم] نفسِ این کنج‌کاوی وُ جست- وُ- جو محترم بود به نظرم. خیلی.

«آتنا» به زعمِ من شبیهِ یک جنگ‌جویِ شجاع است که از هر میدان وُ صحنه‌یِ چالشی سَر در می‌آورَد. می‌زند به قلبِ تجربه‌هایِ تازه وُ از چشمِ عامی جماعت محلِ تردید. امّا او مردّد نیست. می‌تازد وُ جوانی‌اش هم به این تاختن خیلی کمک می‌کُند.

همین‌جور دورادور وُ نزدیک- به-نزدیک که حواس‌ام هست به‌اش تا بفهمم  چه می‌کُند وُ راه‌اش را در این شهرِ هنر چه‌گونه پیدا می‌کُند، بی‌اغراق یکی از کسانی می‌یابم‌اش که جایِ نگرانی برایِ آینده‌یِ هنری‌اش بسیار اندک است وَ امید به فردای‌ِ موفقِ هنری‌اش بسیار زیاد. از بس که راه را موقر وُ با فکر وُ هوش طی می‌کُند که از هنرمندانی دَه- دوازده سال بزرگ‌تر از او هم این وقار وُ فکر وُ هوش کم‌تر سر می‌زند این روزها.  

می‌مانَد این که این شاخه- به – شاخه پریدن‌ها تا کجا می‌تواند یا باید ادامه پیدا کُند؟ وَ هنرمند از کِی وَ از چه سنّی موظف وُ مکلف می‌شود که معنا وُ جهانِ شخصیِ خودش را به نمایش بگذارد؟ لحنِ شخصی وَ امضایِ نوازنده‌گی، کِی از راه می‌رسد وَ تجربه‌ها وُ آزمون- وُ- خطاها بناست کجا بدل شوند به زبانِ شخصی؟ اندیشیدن به پاسخِ این پرسش‌ها،رفته-رفته باید «آتنا» را به خودش مشغول کرده باشد وَ شک ندارم که او به زودی پاسخ‌ها را کشف خواهد کَرد وَ با ما در میان خواهد گذاشت.
 
  • به جایِ موخره
اگر«موسیقیِ ما» یک جایزه هم به «سهرابِ برهمندی» می‌داد وُ از من می‌خواست که به آن بهانه یادداشتِ مختصری هم درباره‌یِ او بنویسم،یحتمل بخشی از وظایفی را که در قبالِ دوستان‌ام داشته‌ام، به جا آورده بودم. امّا چه می‌شود کَرد که «ویُلا» سازی ست که همیشه مهجور می‌مانَد وُ خودِ «سهراب» هم آدمی ست که از تویِ چشم بودن پرهیز دارد. این است که یادداشتی درباره‌یِ او را موکول می‌کُنم به زمانی که وقت‌اش فرا رسیده باشد.

امّا بدیهی ست غیر از «علی» وُ «آتنا» که امسال جایزه گرفتند وَ «سهراب» که جایزه نگرفتن وُ دیده نشدن‌اش هم چیزی از کارِ بزرگی که دارد برایِ موسیقی می‌کُند، کم نمی‌کُند،بی شک نوازنده‌گانِ بسیار خوبِ دیگری هم در این جغرافیا هستند که حضورِ هر یکی‌شان نعمتی ست برایِ موسیقیِ این سال‌ها وَ دریغ دارم که یاد نکنم از :

«مازیار ظهیرالدینی»،«بردیا کیارس»،«پدرام فریوسفی»،«مجید اسماعیلی»،«آیدین احمدی‌نژاد»،«ایمانِ جعفری‌ پویان»،«گلنار شعاری» و... که در سالی که گذشت اجراهایِ درخشانی داشتند وَ به هر دلیل در «جشنِ موسیقیِ ما» کم‌تر دیده شدند.
منبع: 
اختصاصی سایت موسیقی ما
تاریخ انتشار : چهارشنبه 7 آبان 1393 - 08:00

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.