به همت خانوادهٔ زنده‌یاد پرویز مشکاتیان و به‌مناسبت شصتمین سالگرد تولد این هنرمند
نمایشگاه عکس‌های پرویز مشکاتیان افتتاح شد
موسیقی ما - هنوز هم باورنکردنی است. هنوز هم‌‌ همان بهت است و‌‌ همان شگفت‌زدگی و‌‌ همان اندوه. انگار نه انگار که ۶ سال گذشته است، انگار هنوز‌‌ همان عصر آخرین روز شهریور آن سال است. آن سال خبری از وایبر و تلگرام و دیگر شبکه‌های اجتماعی نبود، خیلی‌ها یادشان می‌آید که حتی امکان رد و بدل کردن یک اس‌ام اس ساده هم نبود؛ اما «خبر بد» خیلی زود راهش را پیدا کرد برای اینکه مثل آوار روی سر اهالی موسیقی خراب شود. حالا باز «شهریور» است، این بار اما می‌شود به دیدار «پرویز مشکاتیان» رفت. در‌‌ همان محله‌ای که سال‌ها در آن زندگی کرد: ‌ «نیاوران»، فرهنگسرایی وجود دارد که نمایشگاهی با عنوان «شصت سال با پرویز مشکاتیان» را برپا کرده است.
 
  • کودکی
عکس‌ها از کودکی آهنگساز چیره‌دست به نمایش درآمده است، در کنار خواهرش، برادر و پدرش – حسن مشکاتیان-. پدر هم سنتور نواز بوده است، مثل خودِ «پرویز مشکاتیان». خواهران و برادران در‌‌ همان کودکی هر کدام دست به سازی می‌برند؛ اما این تنها «او» ست که سازش را جدی می‌گیرد و ادامه می‌دهد. اولین سنتورِ مشکاتیان را پدر برایش هدیه می‌گیرد، یک سنتور کوچک. گویا در‌‌ همان زمان کودکی هم در محله‌اشان – نیشابور- به همراه خواهرش – پروین- دونوازی کوچکی با سنتور و دایره برای اهالی محل برگزار می‌کنند. عکس‌ها از آلبوم خانوادگی او آمده و روی دیوارهای فرهنگسرا جای گرفته است، می‌توان از دیدن همین عکس‌ها متوجه شد که او تا چه اندازه موسیقی برایش جدی است. در عکسی روی صندلی نشسته است؛ مغرور و آرام و جدی، کفش‌هایش پیداست، کف کفش‌ها وصله است. می‌گویند خودش هم این عکس را دوست داشته و حالا – آوا و آیین- فرزندانش و مدیر هنری نمایشگاه این عکس را انتخاب کرده‌اند تا نمایشش دهند. به قول «رضا معطریان» - مدیر هنری نمایشگاه- آدم‌های بسیار زیادی اطراف ما بودند و هستند که تصویر و صدای آن‌ها آنطور که باید و شاید برای آیندگان به ثبت و ضبط نرسیده است. پرویز مشکاتیان یکی از این بزرگان فرهنگ و هنر ما بود که با توجه به جایگاه و منزلت‌اش در فرهنگ و هنر و تأثیرات بسیار مفیدی که بر موسیقی ایران داشت، آنگونه که باید برای نسل‌های بعد ثبت نشد؛ حالا اما می‌توان با دیدن این عکس‌ها با وجهی از وجود آهنگساز چیره‌دستی روبه‌رو شد که فعالیت‌های موسیقایی‌اش تاثیرات شگرفی بر تمامی نسل‌های بعد از خودش گذاشت. از دوران مدرسه‌اش هم عکس هست. از گردهمایی دانش‌آموزان مدرسهٔ امیر معزی، از اردوی رامسر. از زمانی که او تار هم می‌نواخته است، سازی که در سال‌های بعد کمتر دستش گرفت. عکس‌ها با سن او حال و هوایش عوض می‌شود. اولین کنسرت او در سیزده سالگی بوده است در‌‌ همان رامسر. از این اردوگاه معروف که حالا خاطرهٔ بسیاری از بزرگان موسیقی را در خود جای داده است، در این نمایشگاه هم دیده می‌شود. جلو‌تر می‌رویم. دانشکدهٔ هنرهای زیبا.‌‌ همان تیپ‌های معروف آن دوران. شلواری با پاچه‌های گشاد، موهایی بلند که کج درستشان کرده است.‌‌ همان صورت درشت و چشمانِ نافذ.

می‌گویند یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آثار مشکاتیان، نگاه او به مقوله ریتم است. احیای تحرک ریتمیک در نوازندگی و نیز احیای روند جمله‌پردازی موسیقی گذشتگان؛ اما نمی‌توان از «مشکاتیان» صحبت کرد و از نگرش اجتماعی- سیاسی‌اش نگفت. اصلا ابداعاتِ سال‌های بعد او در موسیقی هم مستمسکی بود برای همراه کردن این موسیقی در فرایندهای نوین اجتماعی. حالا اینکه همین نگرش او در سال‌های بعد جریان غالب موسیقی شد، محل بحث نیست، مهم این است که این را می‌شود در عکس‌ها هم دید. در دههٔ ۵۰ شکل و شمایل او کاملا عوض می‌شود. ریش‌های انبوه، عینکی که حالا روی چشم‌هایش نشسته است. «عارف» همین جا شکل می‌گیرد. اولین کنسرت‌ها. همراه با «محمدرضا شجریان» که آن زمان او هم جوان‌تر است و موهای انبوهش تمامی سیاه. اروپا، تهران، عارف... کامکار‌ها هستند، کیوان ساکت و خیلی‌های دیگر. خیلی‌ها هم در این عکس‌ها نیامده‌اند. مثلا عکسی از اجرایش با «پریسا» نیست یا «هنگامه اخوان»، دلیلش هم مشخص است دیگر. «عارف» تا پایان نمایشگاه ادامه دارد. به شکل‌های مختلف با خوانندگان مختلف. گاهی شجریان کنارش نشسته و او با دقت و آرام مضراب‌های سنتور را در دست گرفته است؛ گاهی «ایرج بسطامی» کنارش نشسته است. خیلی‌ها هستند؛ همه اما جوان. می‌شود به عکس‌ها خیره شد و آرام «رزم مشترک» را شنید. بیداد، آستان جانان، نوا مرکب خوانی، دستان، افشاری مرکب، دود عود و… در عکس‌ها همیشه آرام است؛ ‌روحش اما آرام نبوده، این را آثارش می‌گویند و سنِ ادکش هم شهادت می‌دهد، باور کنید ۵۴ سالگی خیلی زود است برای مردن. مضراب‌ها اما مثل موم در دستانش است. اگر شانس این را داشته‌اید و کنسرتی از او دیده‌اید، این را به راحتی متوجه می‌شوید. می‌توانید در سالنِ بزرگ فرهنگسرای نیاوران که حالا پر از جمعیت است و چهره‌های شناخته شده‌ای چون علی مرادخانی، همایون شجریان، بهداد بابایی و غیره در آن قدم می‌زنند، راه بروید و با خودتان زمزمه کنید: «بر آستان جانان گر سر توان نهادن/ گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد»

همین‌طور که جلو می‌روید، خط و خطوط صورت بیشتر می‌شود. کنسرت‌ها هم کمتر. حالا می‌شود عکس‌های بیشتری در خانهٔ نیاوران دید. خانه‌ای که سال‌ها در آن زندگی کرد و همان‌جا هم رفت. آن خانه دیگر نیست، خب انتظاری جز این نیست؛ اینجا ایران است. خانهٔ هیچ‌کدام از مشاهیر باقی نمانده است، هر کدام به یک دلیل. انبوه مو‌ها همه سفید است. چشم‌ها عمیق‌تر. نگاه به دوربین مستقیم‌تر. صورت اما استخوانی‌تر است.

همین‌طور راهرو‌ها را می‌گذرانیم تا می‌رسیم به روز آخر. به تالار وحدت تهران، به بغض‌هایی که آن روز همه‌اشان شکسته شد. به حرف‌هایی که گفته شد و خیلی حرف‌هایی که البته برای همیشه ماند در دل تاریخ. به نیشابور می‌رسیم. به آن ۱۵ هزار نفر جمعیت سوگوار که سوگواریشان را هم با موسیقی گفتند. می‌گویند مغازه‌ها و بانک‌ها در آن روز تعطیل شده بود. حالا لابد اما هیچ‌کدام این‌ها مهم نیست. مهم‌‌ همان خانهٔ ابدی است در محوطه بیرونی باغ عطار و در جوار مقبره عطار نیشابوری که بسیار دوستش داشت. به سنگِ مزارش که رویش نوشته شده «سرو آزاد».

این برنامه به همت خانوادهٔ زنده‌یاد پرویز مشکاتیان به‌مناسبت شصتمین سالگرد تولد این هنرمند، به مدت یک هفته برگزار شده است. آوا و آیین مشکاتیان میزبان استقبال‌کنندگان بودند. در این نمایشگاه، عکس‌هایی از سامان اقوامی، ساتیار امامی، مهرداد امینی، گلناز بهشتی، محمد خداداداش، محمد دولو، محسن کثیرالسفر، مریم محمدی و رضا معطریان روی دیوار رفته و زندگی مشکاتیان را از دوران جوانی تا می‌ان‌سالی که از دنیا رفت، در قاب تصویر نشان می‌دهد. عکس‌های جوانی او بیشتر از «محمد دولو» ست.

هفتهٔ بزرگداشت زنده‌یاد پرویز مشکاتیان همزمان با شصتمین سالگرد تولد و ششمین سالگرد درگذشت این استاد موسیقی ایران، از ششم شهریورماه به مدت یک هفته در فرهنگسرای نیاوران برپا است.
منبع: 
اختصاصی سایت موسیقی ما
تاریخ انتشار : شنبه 7 شهریور 1394 - 14:47

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.