.
گفت و گو: 
کارگردان: 
cabin art center
تهیه کننده: 
پایگاه خبری - تحلیلی «موسیقی ما»
plays 84652
بخش دوم گفتگوی ویدئویی «موسیقی ما» با حسین شریفی را از این صفحه می‌توانید دانلود کنید.



موسیقی ما -
حالا دیگر سی سال است که به شکل حرفه‌ای ترومبون را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرده است. می‌گوید البته از خیلی پیشتر وارد دنیای موسیقی شده؛ در واقع هشت ساله بوده که برای اولین‌بار به استودیو رفته و با دیدن آندره آرزومانیان بزرگ پشت پیانو، شیفته این ساز و قبل از آن، خودِ آندره آرزومانیان شده است.
 
صحبت از حسین شریفی، نوازنده ترومبون است که کارش را اولین‌بار با «ارکستر سمفونیک» شروع کرد و با ارکسترها و خواننده‌های بسیاری روی استیج رفت؛ البته کارش را فقط به استیج و ضبط‌های استودیویی محدود نکرد و آموزش موسیقی را هم از همان دوران هنرستان تا به امروز در دستور کار قرار داده است.
 
شریفی با هنرمندان بسیاری همکاری داشته و به قول خودش نامی در میان این همکاری‌ها از قلم نیفتاده؛ او جزء نوازنده‌های اولین گروه ناصر عبداللهی بود و با مهرداد کاظمی هم به روایتی اولین اجرای پاپ بعد از انقلاب را روی صحنه برده است. علاوه بر آن همکاری با مجید انتظامی، سالار عقیلی، حامی، محمد اصفهانی، احسان خواجه‌امیری، گروه «دارکوب»، امید حاجیلی، محمد علیزاده، رضا صادقی، رضا یزدانی، فرزاد فرزین و بسیاری دیگر از هنرمندان موسیقی تلفیقی، پاپ، سنتی و کلاسیک حاصل بخشی از سی سال دست‌رنجش در دنیای موسیقی است.
 
با حسین شریفی درباره مسائل مختلفی صحبت کردیم؛ از شخصیت و منش ناصر عبدالهی و شکایتش از فیش‌های در گلدان و نوازنده‌هایی که صرفاً با پوشیدن شلوار استرچ  و رنگ کردن موهایشان روی استیج، می‌خواهند یک شبه ره صد ساله بروند، تا الویس پریسلی و مایکل جکسون‌های زمان و ممنوع‌الفعالیت شدنش در دوران علی رهبری و البته حرف‌هایی که درباره امید حاجیلی به زبان آورد.
 
***
 
  • * شما امسال وارد سی‌امین سال فعالیت در حوزه موسیقی شدید. اتفاقی که شاید تعجب برانگیز باشد و به نظر بیاید جوان‌تر از آن هستید که چنین سابقه‌ای داشته باشید. معمولاً بعد از این همه سال فعالیت، هنرمندان بیشتر در آموزشگاه‌ها مشغول می‌شوند تا روی صحنه. اما شما علاوه بر حضور در بخش آموزشی، با انرژی خیلی زیادی در کنسرت‌ها و آلبوم‌ها نیز حضور دارید. این همه انرژی را از کجا می‌آورید؟
البته بیشتر از سی سال است که در موسیقی حضور دارم. از هشت، نه سالگی با موسیقی آشنا شدم و سی سال است که ترومبون را به شکل حرفه‌ای شروع کرده‌ام. اما همیشه بخشی از دغدغه‌ام آموزش بوده است. من بدون معلم این ساز را شروع کردم؛ در واقع پیش از آن ترومپت می‌نواختم و اتفاقی به ترومبون علاقه‌مند شدم و بدون معلم توانستم با آن آشنایی پیدا کنم.
 
آن سال‌ها چون بخش آموزش در هنرستان خیلی جدی نبود، سعی کردم شخصاً یادگیری بیشتری داشته باشم. قبل از این‌که دیپلم بگیرم در همان هنرستان معلم موسیقی شدم و بعد هم دانشگاه رفتم و آنجا هم همزمان مدرس دانشگاه بودم. دغدغه من برای رشد موسیقی همیشه همراهم بوده و امیدوارم ماندگار هم باشد.
 
  • * با این‌که در بخش آموزش موسیقی هم حضور پررنگی دارید اما به نظر می‌آید روی استیج حس و  حال دیگری را تجربه می‌کنید.
به نظرم استیج است که می‌تواند احساس یک نوازنده را به طور کامل متبلور کند. برای من هم جذابیت موسیقی، نوازندگی روی استیج و ارتباط مستقیم با مخاطب است.
 
  • * شما در رزومه کاریتان فضاهای مختلفی را تجربه کرده‌اید؛ از فضای ارکسترال که اصلاً کارتان را با ارکستر «سمفونیک» شروع کردید تا موسیقی پاپ و سنتی و تلفیقی. از نحوه ورودتان به «ارکستر سمفونیک» بگویید.
هنوز دیپلم هنرستان را نگرفته بودم که گفتند «ارکستر سمفونیک» برای نواختن قطعاتی، احتیاج به ساز شما دارد و ما نوازنده آن را نداریم. از من برای حضور در ارکستر دعوت شد و وقتی به آنجا رفتم دیدم که تمام شف‌های سازها آماده امتحان گرفتن از من هستند و من هم نمی‌دانستم قرار است چنین اتفاقی بیفتد. ارسلان کامکار، منوچهر انصاری، علیرضا خورشیدفر، سیاوش ظهرالدینی و خلاصه تمام شف‌ها آنجا حضور داشتند و از من امتحان گرفتند که خوشبختانه موفق به ورود به ارکستر سمفونیک شدم.
 
برای نوازنده‌ای که ساز غربی و کلاسیک می‌نوازد، ساز زدن در کنار استادید هنرستانش جذابیت خیلی زیادی دارد. اولین قطعه‌ای که در ارکستر سمفونیک اجرا کردم، «شبی بر فراز کوه سنگی» (ساخته مودست موسورگسکی)، به رهبری مرحوم فریدون ناصری بود. قطعه بسیار سنگینی که آن‌قدر آن را تمرین کرده بودم که شب‌ها هم خوابش را می‌دیدم و بعد از این همه سال هنوز آن نت‌ها را حفظ هستم.
 
  • * باید کم سن و سال‌ترین نوازنده آنجا هم بوده باشید.
بله اختلاف سنی زیادی داشتیم، اما الان ارکستر سمفونیک جوان‌گرا شده است. الان هنرجویانی که از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شوند، جذب این ارکستر می‌شوند اما آن زمان این‌طور نبود چون هنوز اساتید بسیاری حضور داشتند و یک‌سری نوازنده به نام هم از پیش از انقلاب باقی مانده بود. من «ارکستر سمفونیک» را خانه اول خودم می‌دانم و همیشه از آن خاطرات شیرینی داشته‌ام.
 
  • * احتمالاً برای شما که تازه شروع کرده بودید، حضور در تالار وحدت شبیه بازی در استادیوم آزادی برای کسی بوده که تازه فوتبال را آغاز کرده است. تحقق این رویا چطور بود؟
هیچ وقت برای نوازندگی استرس نداشتم اما همیشه فکر می‌کردم که من چطور می‌خواهم پایم را روی استیج تالار وحدت که آدم‌های بزرگی روی آن رفته‌اند بگذارم؟ نگران بودم که مبادا آنچه در توان دارم را انجام ندهم. شاید اولین‌باری که قلبم به تپش افتاد، همان روز اول بود و از آن به بعد سعی کردم کمی متفاوت‌تر به قضیه نگاه کنم و روی قابلیت نوازندگی‌ام تمرکز داشته باشم.
 
همیشه دوست داشتم پیانو بنوازم
 
  • * ماجرای علاقه‌مند شدنتان به ترومبون هم می‌تواند جالب باشد چون این ساز کمی با روحیات شما فاصله دارد؛ شما یک آدم محجوب و احتمالاً کمی درون‌گرا هستید اما وقتی روی استیج می‌روید به کل آدم دیگری می‌شوید.
این را همه می‌گویند. در روحیه من ساز دیگری بود و همیشه دوست داشتم پیانو بنوازم اما آن زمان پیانو ساز لوکسی بود و مثل الان هم نمی‌شد به راحتی ساز پیدا کرد. اما موضوع این‌جا است که استیج برای کسانی که روی آن ساز می‌زنند و علمی کار کرده‌اند، جای مقدسی است و برای رسیدن به آن خون دل خورده‌اند؛ پس نباید حال خراب و روحیه نامناسب من روی سن باشد؛ باید از نوازندگی لذت ببرم تا مردم بتوانند از نوازندگی من روی صحنه لذت ببرند.
 
  • * اصلاً چه شد که به سمت موسیقی آمدید؟
دبستان که بودم، گروه سرود ما در استان تهران اول شد. به ما گفتند باید برایتان آهنگ بسازیم و خواستند که به استودیو برویم. من اصلاً نمی‌دانستم استودیو چیست! هشت سالم بود. آنجا پیانو را به ما نشان دادند. آندره آرزومانیان هم آنجا بودند و من از همان‌جا به پیانو علاقه‌مند شدم؛ در واقع اول به آندره علاقه‌مند شدم، بعد به موسیقی. آندره بود که هنرستان را به پدرم معرفی کرد و از من تست گرفت و باعث شد مسیر زندگی من به این شکل رقم بخورد.
 
به پیانو خیلی علاقه‌مند بودم اما امکان تهیه آن را نداشتم. دوست پدرم (امیر بهشتی) پرسید که آیا ساز بادی دوست دارم یا نه؟ گفتم اصلاٌ من ساز را دوست دارم حالا هر چه که می‌خواهد باشد. گفت هر زمان که در هنرستان نام ترومپت را بردند، دستت را بالا ببر. البته ترومپت را دیده بودم و آن را دوست داشتم اما فکر کردم این ساز کمی از علاقه من دور است ولی گفتم اشکالی ندارد.
 
یک روز به تالار رودکی رفتم و دیدم یک موزیسین سوئدی در حال نواختن ترومبون است. من از بچگی عاشق باخ بودم و او هم آن روز داشت قطعه‌ای از باخ را آنقدر لطیف و زیبا می‌نواخت که گفتم چقدر این ساز به احساس من نزدیک شد و شیفته آن شدم. گفتند ترمبون معلم ندارد و ساز هم نداریم اما گفتم هیچ اشکالی ندارد، شما به من کمک کنید، من خودم هم تلاش می‌کنم و از آن روز هم سعی کردم از پس آن بر بیایم.
 
  • * کدام آهنگ را ساختید؟ همان تیتراژ آقای حکایتی بود؟
برنامه‌ای به نام «شادمانه» که در بخشی از آن یک‌سری بچه در فضای شبکه دو برف بازی می‌کردند و سرودهای انقلابی داشت. آن سال هیچ موسیقی پاپی مجوز انتشار پیدا نمی‌کرد. خانم پروین شمشکی (تهیه‌کننده برنامه) گفت قول می‌دهم که این تصویر بیست سال پخش شود، پس سعی کنید خاطره خوبی از خودتان به جا بگذارید. چند وقت پیش این برنامه دوباره پخش شد و یک لحظه خودم را در قاب تلویزیون دیدم و تمام آن رویاها برایم تداعی شد. شانس بزرگی آوردم که در هشت سالگی استودیو، پیانو و آندره بزرگ را دیدم که شاید یکی از بزرگترین شانس‌های زندگی من بود. من مقدمات موسیقی را از آندره یاد گرفتم و بعد به هنرستان موسیقی رفتم؛ برای همین است که گفتم بیشتر از سی سال است در حوزه موسیقی فعال هستم.
 
سال‌هایی که کنار ناصر عبدالهی بودم، بهترین سال‌های نوازندگی من با یک خواننده بود
 
  • * اولین بار با کدام خواننده پاپ روی استیح رفتید؟
بعد از انقلاب استیجی نبود که روی آن سازهای بادی وجود داشته باشد. مهرداد کاظمی اولین خواننده‌ای بود که با او به شکل رسمی روی استیج پاپ رفتم و اصلاً شکل دیگری برای این نوع موسیقی روی استیج انتخاب کردیم. فکر می‌کنم آن ارکستر اولین ارکستر پاپ بعد از انقلاب بود و بعد هم آقای مهدی سپهر و خواننده‌های دیگر آمدند.
 
  • * چه سالی بود؟
حدوداً سال 72 که بعد از آن هم مرحوم ناصر عبدالهی آمد و بعد هم خواننده‌های دیگر.
 
  • * همکاری‌تان با ناصر عبالهی چطور شکل گرفت؟
ناصر من را می‌شناخت و من هم او را قبلاً در بندرعباس دیده بودم. خیلی اتفاقی گفت که می‌خواهم ارکستری تهیه کنم و ما هم دست به دست هم دادیم و ارکستر تشکیل شد. البته قبل از آن ارکستری از بچه‌های خود بندرعباس داشت ولی استیج جدی‌ترش با ارکستر بزرگتری بود که من، امید حاجیلی، باباک بروجردی، مهران سراجیان و دوستان دیگر در آن ساز می‌زدیم.
 
  • * شکل همکاری‌تان با هم چطور بود؟
تنها حرف من نیست، همه می‌گویند که ناصر عبدالهی آدم بسیار خاصی بود؛ از درک و دریافتش از شعر و بیان موسیقایی‌اش تا قدرت صدا، کوک خواندن و اجرای صحنه‌ای. تمام سال‌هایی که در کنارش بودم، یکی از بهترین سال‌های نوازندگی من با یک خواننده بود. شخصیت دوست داشتنی داشت و آدم احساساتی بود. او هم کمی درونگرا بود و یک مقدار نقطه نظرهایمان نزدیک به هم ولی سرنوشت این‌طور شد. امیدوارم که روحش شاد باشد.
 
  • * آن دوره از موسیقی که درباره آن حرف زدید، دوره بدون تیون و لپ‌تاپ و افکت و نوازنده‌ها و خواننده‌های واقعی بود. یکی از خصوصیات ناصر عبدالهی هم این بود که روی فالش شدن یک نت در استودیو هم حساس بود. اما الان همه چیز با لپ‌تاپ شکل می‌گیرد. می‌خواهم کمی درباره تفاوت این دوره‌ها صحبت کنیم؟
من به یاد ندارم که ناصر قطعه‌ای را در استودیو پشت هم نخوانده باشد. اگر قطعه‌ای خوب نمی‌شد از استودیو بیرون می‌آمد و می‌گفت من امروز خوب نمی‌خوانم. ناظر ضبط واقعی ناصر خودش بود؛ چون موزیسین بود و دست به ساز و اگر می‌دید نتیجه شنیداری برایش لذت‌بخش نیست، ضبط را به زمان دیگری موکول می‌کرد.
 
درباره این‌که می‌گویی الان موسیقی شکل دیگری گرفته باید بگویم که مثل عکس رنگی است. مثل فوتوشاپ همه چیز قشنگ‌تر است اما به نظرم عمق و مفهوم و معنا ندارد. هنوز عکس سیاه و سفید لذت و عمق و بُعد خودش را دارد. این نرم‌افزارها برای ما نیست، حالا سوالم این است که اگر برای ما نیست چرا از آن استفاده می‌کنیم و خارجی‌ها استفاده نمی‌کنند؟ یا حداقل یک توازن منطقی بین آن برقرار می‌کنند. اصلاً جذابیت موسیقی به این است که ماشینی نباشد. به همین دلیل است که در دنیا هم یک‌سری موسیقی سریع می‌آیند و سریع هم می‌روند اما یک‌سری انگار ستاره‌های آسمان دنیای هنر هستند و همیشه پرفروغند؛ چون خلقتشان از ابتدا خوب بوده، نه این‌که به زور نرم‌افراز خوب صدا دهند.
 
  • * شما با نسل‌های مختلفی در موسیقی پاپ همکاری کرده‌اید. نظرتان درباره استیج‌های پاپ در این روزها چیست؟
الان به نظرم دوران گذار است و هیچ موزیسین حرفه‌ای از آن راضی نیست. باید بگردیم و ببینیم که چه چیزی به موسیقی لطمه می‌زند؟ همین اتفاقات است دیگر. الان استیج‌های پاپ تبدیل به تئاتر موزیکال شده اما تئاتری که روی استیجش هنرپیشه نیست و در واقع از یک نوارنده به عنوان بازیگر استفاده ابزاری می‌کنند. همه می‌گویند در این سال‌ها نوازنده زیاد شده اما از نظر من نوازنده زیاد نشده؛ آن را باید در اشل استودیوها نگاه کرد. این‌که هر کس ساز دستش بگیرد که نوازنده نیست! متأسفانه نهادهای نظاارتی هم نظارتی روی این موضوع نمی‌کنند. اگر به دلیل شرایط نمی‌توانیم از دَنسر استفاده کنیم، خب یک بازیگر تئاتر بیاوریم؛ میدان والیبال درست نکنیم. این چه نوع جذابیتی است که یک نفر موهایش را رنگ کند، قیافه‌اش شبیه سرخ‌پوست‌ها شود، کفش تقریباً زنانه بپوشد و روی استیج برود؟! اگر نوازنده‌ای اکت دارد، در کنار آن باید چیزهای دیگری هم داشته باشد. اما الان یک تعداد فقط اکت دارند و فیش ساز به جایی وصل نیست. نباید به بچه‌هایی که سال‌ها است زحمت می‌کشند بر بخورد؟ هیچ کس نباید بگوید چرا کسی که شش ماه است گیتار خریده، روی استیج است؟ نباید هیچ تستی از او بگیرند؟
 
به نظر من نهادهای زیرربط باید تشکیل یک شورای صنفی بدهند. اگر بخواهیم دلسوزانه برخورد کنیم، راه حل وجود دارد فقط به شرط این‌که مسئولان بخواهند اگر هم نه که همین‌طوری پیش می‌رود و مثل دیوار کج بالأخره فرو می‌ریزد. حالا چون من شلوار استرچ نمی‌پوشم باید از استیج دور شوم؟ هنر من مهم است یا شلوار استرچم؟ امید حاجیلی حرف قشنگی می‌زند و می‌گوید یک کاری کنیم پولی که در می‌آوریم حلال باشد.
 
  • * آن هم موسیقایی‌ها که از کامپیوتر پِلی می‌شوند!
این روزها باید برای یک کنسرت دو نفره 500 هزار تومان هزینه شود. خب چرا مردم باید این مقدار هزینه کنند و برایشان آلبوم پلی شود!؟ چرا وقتی نوازنده، خواننده و آهنگساز خوب داریم، مردم نباید موسیقی خوب بشنوند؟ خب چرا از این هنرمندان استفاده نمی‌کنیم! این ظلم نیست که یک نفر 30 سال نوازندگی کند و خودش را به روز نگه دارد اما خانه نشین باشد و یک نفر به دلیل نوع لباس‌هایش بشود نوازنده؟! این برای منِ موزیسین درد است که چرا بچه‌های حرفه‌ای باید خانه‌نشین باشند و کسانی که هیچ دلسوزی ندارند و اصلاً موسیقی برایشان مهم نیست در این حوزه فعال شوند!
 
  • * اصلاً یک نوازنده درجه یک، در دوره شاگردی چند ساعت تمرین لازم دارد؟
هنر ساعت ندارد اما به طور معمول یک نوازنده نباید زیر چهار ساعت ساز بزند که البته فقط هم نباید تکنیکال باشد بلکه باید مبتنی بر دانش، طبق نظر استاد و با تفکر باشد. الان در هنرستان‌ها همه فقط تکنیک را تمرین می‌کنند اما در کنار آن، چیزهای دیگری هم وجود دارد. من خودم یک زمان چهار ساعت تمرین می‌کردم و بضی وقت‌ها هم یازده ساعت اما گاهی آن چهار ساعت تمرین که با فکر و دانش بیشتری بود، بازخورد بهتری داشت. پس با فکر و علم تمرین کردن، مهم‌تر از ساعت است.
 
مسئولی داریم که تا به حال کنسرت «ارکستر سمفونیک» نیامده اما درباره این ارکستر صحبت می‌کند!
 
  • * در ایران به دلیل فرمتی که موسیقی ایرانی از قبل داشته  و نوازندگی و برخوردی که آدم‌ها به ردیف داشتند، از یک جایی به بعد نوازنده‌هایی آمدند که سرعتی‌تر ساز می‌زدند. تعریف شما از تکنیک چیست و آیا تکنیک لزوماً مساوی سرعتی ساز زدن است؟
تکنیک ممکن است سرعتی ساز زدن با خودش به همراه بیاورد اما سرعتی ساز زدن با خودش تکنیک نمی‌آورد. نوازندگی با تمپوی بالا نشان‌دهنده تکنیک نیست اما تجمع نقطه‌گذاری، بیان، ارائه و موزیکالیته درست می‌شود تکنیک.
 
  • * جالب این‌که دیگر خیلی در غرب هم سرعتی زدن را نمی‌بینیم و این کار بیشتر معطوف به آسیای شرقی شده است.
چون دوره‌اش گذشته است. شرقی‌ها چون بخش احساس را دارند، همیشه می‌خواهند به تکنیک برسند. برقرار کردن این توازن خیلی سخت است مخصوصاً برای نوازنده‌های چینی و ژاپنی که روزی بیست ساعت تمرین می‌کنند! اما در کل سرعتی نواختنِ آن بچه 4، 5 ساله است که جذابیت دارد ولی چند سال آینده، آن بچه دیگر چیزی برای گفتن ندارد. زمانی موسیقی قابلیت هنری پیدا می‌کند که یک پکیج هنری در کنار هم قرار گیرند. حالا زمانی که بتوانم این پکیج را با بهترین کیفیت و استاندارد بین‌المللی ارائه کنیم، می‌شویم یک نوازنده تکنیکی. اتفاقاً نواختن یک قطعه با تمپوی آرام برای من دشوارتر است چون باید خیلی چیزها را در آن بگنجانم تا صدایی که از سازم مرتعش می‌شود کاملاً شنیده شود.
 
  • * شما از قدیم در سیستم آموزشی حضور داشته‌اید، به نظرتان کدام دوره تأثیرگذارتر بود؟
قبلاً جدی‌تر بود. ما نُت نداشتیم و دنبال نت‌های دست نویس می‌گشتیم اما الان هر نتی را در اینترنت با ورژن‌های مختلف می‌توانی پیدا کنی ولی آن زمان جدی‌تر به قضیه نگاه می‌کردیم چون تعدادمان کمتر و آموزش هم خیلی محدود بود. مجبور بودیم دائماً سطح‌مان را بالا بکشیم اما الان به خاطر تعدد این اتفاق، خیلی جدی به آن نگاه نمی‌شود در صورتی‌که باید برعکس این باشد و رشد بیشتری کرده باشد. الان اگر بخواهیم کاری را ضبط کنیم، جمع کردن مثلاً ده ویولونیست که با هم در یک استودیو و کنار هم بنشینند کار مشکلی است؛ منظور این‌که مشکلات این‌چنینی هم وجود دارند. جای تأسف است که با هشتاد میلیون جمعیت، فقط یک ارکستر سمفونیک داریم! این همه خروجی هنرستان‌ها کجا می‌خواهد برود؟ بیاییم به خاطر موسیقی، ارکستر موازی جوانان و نوجوان هم راه بیاندازیم.
 
  • * موضوع این‌جا است که ارکسترهای اصلی ما یعنی ارکستر ملی و سمفونیک هم تعطیل می‌شوند، چه برسد به ارکسترهای خصوصی.
این از بی‌خردی و بی‌تدبیری مدیران است. ما در سال‌های جنگ زیر موشک باران، ارکستر سمفونیک داشتیم چطور می‌شود که ده سال بعد از صلح و در شرایط سازندگی ارکستر ما تعطیل می‌شود؟! چرا تخصصی به قضیه نگاه نمی‌شود؟ چرا منی که تا به حال سازهای بادی را لمس نکرده‌ام باید درباره سازهای بادی صحبت کنم؟ مسئولی داریم که تا به حال کنسرت «ارکستر سمفونیک» نیامده اما درباره این ارکستر صحبت می‌کند!
 
دیده‌اید که می‌گویند یک نفر عشق فوتبال است؟ من عاشق موسیقی‌ام؛ ای کاش این‌طور نبود اما واقعیت همین است. من هر روز عذاب می‌کشم که چرا موسیقی پیشرفت نمی‌کند؟ چرا می‌تواند جایگاه بهتری داشته باشد و ندارد؟ برای تمام این اتفاق‌ها ما خودمان مقصریم.
 
  • * به نظر می‌آید برای آموزش موسیقی در ایران پیش از هر چیز هنرمندان باید بستری را فراهم کنند تا اطلاع‌رسانی عمومی راجع به موسیقی انجام دهند و شما در این سال‌ها این کار را در صفحه اینستاگرام خود انجام می‌دهید.
من در اینستاگرامم سازشناسی گذاشته‌ام و درباره ساز و نوازنده‌های مختلف اطلاعات می‌دهم. مثلاً سورس زیادی درباره ترمبون وجود ندارد و من گفتم چرا خودم این کار را انجام ندهم؟ اینستاگرام الان تنها تریبون موزیسین‌ها و تنها جایی است که می‌توان ساز نشان داد و کسی هم جلوی آن را نمی‌گیرد. سیاستم این بود که در صفحه‌ام به هنرمندانی چون شوستاکوویچ، بتهوون و باخ بپردازم و در کنارش کار دیگر هنرمندان را هم نشان دهم. کلیپ اول من با «پلنگ صورتی» و «مایکل جکسون» شروع شد؛ همه گفتند کار چیپی است اما من پشت آن ایده داشتم. «پلنگ صورتی» با چهار نت، اعجاز موسیقی است. با این قطعه شروع کردم تا حس نوستالژیک مردم برانگیخته شود و با این ساز آشنا شوند، بعد برایشان باخ و «شیندلرز لیست» و بتهوون زدم. یک ریال هم برایم برگشت مالی نداشته اما من این کار را وظیفه خودم می‌دانستم. بعضی از موزیسین‌ها حمایت که نکردند هیچ، خودشان را به ندیدن هم زدند. برخی هم حمایت کردند و آنها را اشاعه دادند.
 
  • * اتفاقاً شما در بین این پست‌ها خیلی هم به نوازندگی خانم‌ها می‌پردازید.
بله. این کار را تعمدی می‌کنم تا آنها هم ببینند که می‌توانند این سازها را بنوازند. بدانند که سازها برای خانم‌ها فقط شامل پیانو و گیتار و فلوت نیست. بچه‌های موسیقی این موضوع را می‌دانند اما عامه مردم با این قضیه آشنا نیستند. اصلاً یعنی چه که خانم نباید این سازها را بنوازد؟ پس چطور در همه جای دنیا این کار را می‌کنند؟! هر رنگی که مد می‌شود، جلوتر از مردم دنیا در خیابان‌های ما پر می‌شود اما اسم موسیقی که می‌آید می‌گوییم برای دخترها نیست؛ متأسفانه هنوز شبیه صد سال پیش فکر می‌کنیم! الان که خداروشکر خانم‌ها خیلی فعالند؛ البته بیشتر در حوزه موسیقی سنتی و کلاسیک است ولی تعدادشان در بخش پاپ خیلی کم است.
 
اگر با گروه سطح پایین هم ساز زده باشم با عشق کارم را انجام داده‌ام
 
  • * گفتید وقتی روی استیج می‌روید با تمام انرژی این کار را انجام می‌دهید اما حتماً پیش آمده که با گروه یا خواننده‌ای ساز بزنید که خیلی با آن ارتباط برقرار نکرده باشید. البته برای خیلی از نوازنده‌ها پیش می‌آید که برای امرار معاش یا بودن در صحنه مجبور شوند چنین اجراهایی داشته باشند. شما در آن استیج‌ها چه می‌کنید؟
شاید خیلی آرمانی باشد اما من پشت هر خواننده یا ارکستری که ساز زده‌ام، فکر کرده‌ام او مایکل جکسون و الویس پریسلی یا به عبارتی بهترین خواننده روی زمین است و من باید بهترینِ خودم را به عرصه نمایش بگذارم؛ چون هم برای موسیقی هم برای خواننده و هم برای خودم احترام قائلم.
 
شاید باورتان نشود، اما هیچ وقت برای پول ساز نزده‌ام. همیشه دنبال کیفیت و اجرای درست بوده‌ام و به این فکر کرده‌ام که مبادا برای امرار معاش به موسیقی خیانت کنم. وقتی کیفیت کار بالا باشد، دلسوزی نسبت به موسیقی وجود داشته باشد و فکر کنید که در حال انجام یک کار مقدس هستید، پول خودش آدم را پیدا می‌کند. حتی ممکن است با گروه سطح پایین ساز زده باشم اما با عشق این کار را کرده‌ام. در استودیو هم همین‌طور بوده‌ام؛ من بالای چهار هزار ضبط استودیویی دارم اما بعضی‌ها را که گوش می‌کنم از خودم ناراحت می‌شوم؛ البته کم سن و سال هم بودم، ولی از یک جایی به بعد سعی کردم دیگر از خودم ناراحت نشوم و نگاه ویژه‌تری نسبت به این قضیه داشته باشم.
 
  • * الان هم ساز تمرین می‌کنید؟
بله، هر روز. حتی جمعه‌ها، حتی در تور کنسرت‌ها. تمرین نکردن آفت بچه‌های نوازنده است. موسیقی کار خیلی سختی است؛ نوازندگی کار بسیار مشکلی است و از همه این‌ها سخت‌تر هنرمند شدن و نگاه داشتن شیوه هنرمندی است. البته که جذابیتش هم به همین است.
 
حقوقم را قطع کردند اما باز هم به تمرین‌های ارکستر سمفونیک رفتم
 
  • * گفتید عاشق موسیقی هستید و ارکستر سمفونیک را هم خانه خودتان می‌دانید؛ چه اتفاقی می‌افتد که باعث می‌شود از این عشق و علاقه صرف‌نظر کنید و یک دوره در زمان علی رهبری در ارکستر سمفونیک ساز نزنید؟
من هیچ وقت از ارکستر سمفونیک بیرون نیامدم، فقط در یک بازه زمانی خیلی کوتاه در این ارکستر نبودم که آن هم ربطی به موسیقی نداشت و به دلیل یک مشکل اداری در بخش بیمه بود. «ارکستر سمفونیک» موسیقی سازی است و مردم می‌آیند تا ساز بشنوند و این برای یک نوازنده خیلی جذاب است.
 
  • * نمی‌توان منکر این موضوع شد که دوره علی رهبری یکی از با دیسیپلین‌ترین دوره‌های «ارکستر سمفونیک» بود اما در کنارش حواشی زیادی هم پیش آمد...
بله، خیلی! من ممنوع‌الکار شدم! به خاطر ارکستر این اتفاق افتاد. به من می‌گفتند به ارکستر سمفونیک نروم اما حضورم در آنجا ضروری بود. حتی حقوق هم نمی‌دادند اما من باز هم می‌رفتم. در واقع من را ممنوع‌الکار کردند که به «ارکستر سمفونیک» نروم (می‌خندد). بابت قانونی که مجلس برای بیمه تصویب کرده بود، من اجازه نوازندگی در ارکستر را نداشتم اما از طرفی علی رهبری من را می‌خواست. من هم معذوریت داشتم و به هر صورت نمی‌توانستم تمام کارهایم را تعطیل کنم و رایگان کاری انجام دهم.
 
البته من هنوز هم با علی رهبری در ارتباطم و هر کاری که انجام می‌دهم پیش از انتشار اول نظر مساعد او و دیگر اساتید همچون نصیر حیدریان را می‌گیرم و اگر نظرشان مثبت نباشد آن را منتشر نمی‌کنم.
 
  • * سولو ساز زدن برای یک سولیست خیلی جذاب است؛ از طرفی بعضی‌ها هم ساز زدن در ارکستر را دوست دارند. کدام یک برای شما جذاب‌تر است؟
هر دو. قطعاً سولیست بودن جذابیت بیشتری دارد ولی من واقعاً از هر دو در زمان‌های مختلف همان لذت را می‌برم. این را هم بگویم که سولیست بودن برای من جذابیت دارد اما افتخار نیست؛ افتخار برای من این است که هر جا هستم بتوانم بهترین خودم باشم.
 
  • * کنار کدام خواننده ساز زدن برای شما جذاب‌تر بوده است؟
باور نمی‌کنید اگر بگویم همه آنها.
 
  • * مثلاً ساز زدن در کنار امید حاجیلیِ خواننده که سال‌ها هر دو به عنوان نوازنده در کنار هم روی استیج ساز زده‌اید تفاوت نمی‌کند؟
طبیعتاً خیلی لذت‌بخش است. من کِیف می‌کنم که موفقیت و اجرای امید را می‌بینم. امید هم‌سازِ من است و عین برادر من می‌ماند. امید از 15 سالگی کنار من ساز زده و اتفاق بسیار خوبی است که برای خواننده‌ای ساز می‌زنم که موزیک می‌داند، تحصیلات دانشگاهی دارد، کوک و هارمونی می‌داند، نوازنده است و ساز می‌زند. طبیعتاً با این تفاسیر او من و ساز من را می‌فهمد و سختی‌های آن را می‌داند. خب اگر پیش کسی باشید که شما را درک می‌کند، لذت بیشتری می‌برید دیگر.
 
  • * حرف پایانی؟
از هم‌صنفی‌های خودم خواهش می‌کنم که خودمان به داد هم برسیم؛ سازها را معرفی کنیم، برای هنرستان‌ها تلاش کنیم، کار فرهنگی انجام دهیم و برای موسیقی دلسوز باشیم تا خودمان هم رشد کنیم. از سایت «موسیقی ما» هم واقعاً تشکر می‌کنم که در حال پرورش این تفکر است و پای صحبت‌های یک نوازنده یا آهنگساز می‌نشیند. گره مشکلات اقتصادی هم به دست هیچ کسی جز خودمان باز نمی‌شود؛ اگر خودمان بخواهیم می‌توانیم روزگار بهتری داشته باشیم و برای موسیقی آدم‌های بهتری می‌شویم.

بخش اول گفتگوی ویدئویی «موسیقی ما» با حسین شریفی را از این صفحه و بخش دوم را هم از این صفحه می‌توانید دانلود کنید.


دیدگاه‌ها

aras_saeedian
49.61.94.166
دوشنبه 7 خرداد 1397 - 11:28

یکه تاز ترومبون ایران که هرچی تو این مصاحبه میگه چشم بسته قبول دارم و مطمئنم حرف دلش هم همینه... بس که با اخلاق و حرفه ایه...

mahmoudabedin
131.7.12.156
دوشنبه 7 خرداد 1397 - 11:28

سلطان اخلاق و تکنیک و انرژی ، پشت هر خواننده ای ساز زدی ما حس کردیم بزرگ ترین کنسرت هایدنیا هستیم ، چون ساز دست گرفتنت هم نشون میده چقدر با عشق مینوازی !

alireza_esh96
163.230.26.157
دوشنبه 7 خرداد 1397 - 11:28

نوازنده حرفه ای و کاربلد موسیقی ایران

nazli_soltanzadeh
2.203.164.81
دوشنبه 7 خرداد 1397 - 11:28

بي نظير از هر جهت.اخلاق ادب تكنيك ،بمب انرژي مثبت.نمونه بارز يك هنرمند همه چيز تمام

tallaii_rezvani_fan
111.112.177.186
دوشنبه 7 خرداد 1397 - 11:28

دمش گرم

nazi_tafreshi
78.27.34.139
دوشنبه 7 خرداد 1397 - 11:28

روح ناصر عبداللهی عزیز در آرامش

soroushhassanpourmusic
117.190.60.87
دوشنبه 7 خرداد 1397 - 11:28

موزیسین کاربلد?

rayanmoozik
173.198.122.222
دوشنبه 7 خرداد 1397 - 11:28

واقعا گل کفتن

ali_derakhshann
220.139.171.19
دوشنبه 7 خرداد 1397 - 11:28

مرد واقعي و موزيسين خوش قلبو خفن...حرف دل همه موزيسينهارو ميزني عموو

amirabbaseghbali
243.117.137.185
دوشنبه 7 خرداد 1397 - 18:49

تو استااااادی

pegahsajjadi
34.166.102.21
دوشنبه 7 خرداد 1397 - 18:49

روح اين عزيزان قرين ارامش

mojipedi
172.251.253.189
دوشنبه 7 خرداد 1397 - 20:43

همین که با ناصر عبداللهی و احسان خواجه‌امیری چندین سال پیش کار کرده یعنی حرف نداره

Mobin
2.187.126.57
سه شنبه 8 خرداد 1397 - 00:35

بالا دستش ندیدم

شنبه 12 خرداد 1397 - 13:20

نوازنده حرفه ای و کاربلد . یه طراح واقعی

افزودن یک دیدگاه جدید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.