گفت‌وگو با کارگردانی که برای هنرمندانی چون میلاد درخشانی، امید نعمتی، محمدرضا فروتن و اشکان خطیبی موزیک‌ویدئو ساخته
صبا مقدمی: برخی از موزیسین‌ها می‌گویند ما را خوشگل کن تا فالوئرهایمان زیاد شود!
موسیقی ما - فرزان صوفی - بیش از یک دهه است که صنعت موزیک ویدئو به شکل امروزی در ایران شکل گرفته و هر از گاهی شاهد اتفاق‌های خوبی در این حوزه هستیم. هر چند که شبکه ملی برای پخش این‌گونه آثار نداریم و در مقابل شبکه‌های مجازی و تلویزیون‌های خارج از ایران بار آن را به دوش می‌کشند. صبا مقدمی یکی از کارگردان‌های شناخته شده این حوزه است که کارهای متفاوتی نسبت به آنچه در بازار با آن روبه‌رو هستیم انجام داده است.
 
او که کودکی خود را در آلمان گذرانده، از نوجوانی وارد فضای تصویر شد و در ساخت برخی تیزرهای فرهنگی و هنری دخیل بوده و با هنرمندانی مثل فرشید اعرابی، علی عظیمی، کینگ رام، میلاد درخشانی، امید نعمتی، محمدرضا فروتن، کیان پورتراب، سیروان خسروی، اشکان خطیبی و آرین نائینی در بخش‌های مختلف تصویر همکاری داشته است.
 
خودش معتقد است نباید واژه کارگردان را به او اطلاق کرد چرا که قبل از هر چیز یک ویژآل آرتیست است و ساخت ویدئو، تبلیغات، عکس، طراحی و پرفورمنس در زمره کارهایش قرار می‌گیرند. او نگاه ویژه‌ای به موسیقی دارد و به دلیل همین علاقه، دوست دارد هر کاری که می‌تواند برای این هنرِ اول انجام دهد.
 
صبا مقدمی آخر مرداد وورک‌شاپی در گالری «محسن برای ساخت ویدئو دارد که در آن شیوه ساخت ویدئو را با این کانسپت که «اگر هیچی در دسترس نداشته باشید، چگونه فکر کنید و بسازید» آموزش می‌دهد. به همین بهانه با او که در هنرستان هنرهای زیبا تحصیل کرده، درباره فعالیت‌هایش در موسیقی و فضای فانتزی آثارش و همچنین دیدگاهش درباره اتفاق‌ها و آرتیست‌های حوزه موسیقی صحبت کردیم که همانند آثارش به جواب‌های متفاوت و جالبی رسیدیم.
 
****
 
  • * صبا تو کارهای مختلفی در حوزه تصویر انجام داده‌ای و معمولاً هم نسبت به آنچه که تولید می‌شود نگاه متفاوتی داشته‌ای. به نظرت الان وضعیت موزیک ویدئو در ایران چطور است؟
به این سوال نمی‌توانم جواب بدهم چون اول باید دید موزیکی که تولید می‌شود چیست؟ من واژه ویژوال آرتیست را به هر کسی اطلاق نمی‌کنم و برای آن حرمت قائلم، حالا باید دید آیا کسی که من به او می‌گویم ویژوآل آرتیست، اصلاً حاضر است برای چنین موسیقی‌هایی ویدئو بسازد؟
 
  • * برای ساخت ویدئو، صدای خواننده هم در کار تو تأثیر دارد؟ در واقع یک موسیقی اینسترومنتال یا باکلام چه تفاوتی در نتیجه کار تو دارد؟
می‌خواهم در راستای همین سوال به موضوع مهم‌تری اشاره کنم؛ اگر بعضی از موزیسین‌ها باهوش‌تر بودند، اصلاً نمی‌خواندند. مثلاً موسیقی میلاد درخشانی -که موزیسین بسیار خوب و یکی از استعدادهای این مملکت است- بدون کلام جذابیت بیشتری دارد. یا حتی کاوه یغمایی که به نظرم اگر آلبوم آخرش وکال نداشت خیلی بهتر بود؛ البته نه به خاطر صدایش، بلکه به دلیل انتخاب ترانه‌هایش؛ واقعاً این ترانه که «ولی پنجه‌های آواز وقتی با هم باشه مشته/ وقتی که شاعرو کشتن، اونو با ترانه شستن، نه با این ترانه هرگز، مرثیه خون نمی‌خواستن» با ترانه‌های آلبوم آخرش یکی است؟
 
به نظر من واقعاً جای «کامیل یغمایی» خیلی خالی است، جای «آرش رادان» خیلی خالی است؛ اصلاً کسی او را به یاد دارد؟ «آلن بارسخیان» یک گروه پراگرسیو بسیار عالی در ارمنستان دارد اما این‌جا مجبور می‌شود با بنیامین هم ساز بزند!
 
  • * از کاوه یغمایی گفتی. او به تازگی آلبوم تصویری کنسرتش را به شکل دی‌وی‌وی منتشر کرده ولی موضوع این‌جا است که الان مدیا تفاوت کرده و به نوعی سی‌دی و دی‌وی‌وی در حال از بین رفتن است...
من در جریان این‌که مدیا تفاوت کرده یا نه نیستم اما می‌دانم تا روزی که شبکه ملی موسیقی نداشته باشیم، نمی‌توانیم درباره مارکت صحبت کنیم. مارکت یک فضای بسته است که فقط تحت یک‌سری شرایط می‌تواند پول دربیاورد.
 
اما کاوه یغمایی؛ من به عنوان کسی که کارم تصویر است می‌گویم تصویرهای کاوه یغمایی را وقتی که از ایران رفت دیگر دوست نداشتم؛ از او یک چهره بهتر می‌خواستم. می‌دانم در کنار او (یکی از اعضای خانواده‌اش) ویژوال آرتیست بی‌نظیری هست که یک شرکت تبلیغاتی دارد و کارهای بسیار خوبی انجام می‌دهد؛ آرتیست متفاوتی که در راستای تبلیغات و تصویر این مملکت تلاش می‌کند. اگر ما امروز آپارات را می‌شناسیم و بیلبوردهای «دَنت» را می‌بینیم، نتیجه زحمات این آدم و تیمش بوده است. به نظرم کاوه یغمایی می‌توانست حداقل از آدم‌هایی که نزدیکش هستند بهتر استفاده کند.
 
  • * گفتی اول باید دید وضعیت موسیقی در این مملکت چگونه است تا بعد درباره موزیک ویدئو صحبت کرد. آیا می‌شود بدون این‌که به موسیقی گوش کرد، برایش ویدئو کلیپ ساخت؟
نه متأسفانه. من مجبورم برای ساخت ویدئو، موسیقی را بارها و بارها گوش کنم. زمانی که آلمان بودم، یک موزیسین -که الان ایران نیست و برای یکی از رپرهای پاپ هم کار می‌کند- به من گفت وقتی دارم روی موزیک‌های دیگران کار می‌کنم، دلم می‌خواهد موزیک گوش کنم!
 
خب طبیعتاً این میل و خواسته قابل اجرا نیست و من هم مجبورم به آن موسیقی گوش کنم. ولی وقتی ویدئو را می‌سازم و به جای موسیقی اصلی، یک موزیک خوب خارجی روی آن می‌گذارم، تصویرم خیلی جذاب‌تر می‌شود؛ حتی بدون این‌که آن را سینک کرده باشم. فرقی هم نمی‌کند کار چه کسی باشد.
 
اما واقعاً یک تعداد از موزیسین‌ها از تمام حرف‌هایم مستثناء هستند. مثلاً در پروژه‌ای که حمزه یگانه، ماهان میرعرب یا پویا محمودی و امثال آنها  حضور داشته باشد من اصلاً حرفی برای گفتن ندارم.
 
راستی از من پرسیدی موزیک ویدئوهای ایران را چطور می‌بینی؟ خب، به نظرم یک‌سری اتفاق‌های خوب هم این وسط افتاده است...
 
  • * اتفاق خوب از نظر تو چیست؟
اگر حتی به یک‌سری استانداردها هم برسیم، به آن می‌گویم اتفاق خوب. این‌که اجرا درست و تمیز باشد، اتفاق خوبی است حالا برایم مهم نیست که ایده آن تکراری باشد یا نه. اصلاً حتی می‌تواند در یک طراحی لباس خوب خلاصه شود که جذابیت زیادی هم برای من دارد.
 
  • * تو تا امروز با چه کسانی کار کرده‌ای؟
من چه در ایران و چه خارج از ایران با خیلی‌ها کار کرده‌ام اما خیلی جاها اسمم نیست. از همان شانزده، هفده سالگی با دو، سه اسم مستعار کار تبلیغات هم می‌کردم. از بین آرتیست‌ها هم با افرادی مثل فرشید اعرابی، علی عظیمی، کینگ رام، میلاد درخشانی، امید نعمتی، محمدرضا فروتن، کیان پورتراب، اشکان خطیبی، آرین نائینی، «هشتگ تهران»...
 
  • * از بین افرادی که با آنها کار کرده‌ای، کدام یک بیشتر درک تصویری داشته‌اند؟
کاری به درک و فهم تصویری ندارم، اما زیباترین کاری که در این مدت انجام دادم و بسیار هم با آن راحت بودم ویدئوی «آرین نائینی» بود. واقعاً از عشقی که بینشان بود لذت بردم، حداقل این‌که با خودشان راحت بودند. بابک ریاحی‌پور گیتار باس آن کار را زده بود اما کیان حجازی به عنوان رفیق و تهیه‌کننده آنجا وایساد و در موزیک ویدئو گیتارباس زد.
 
مثلاً باگی که آن کلیپ دارد و انتقادی که ممکن است به من شود این است که اصلاً گیتارباس در تصویر کجاست؟ تو از همه جا تصویر گرفته‌ای به جز ساز زدن نوازنده بیس! دلیلش این بود که کیان گفت وقتی بابک ساز زده، من به جای او ساز نمی‌زنم چه برسد به این‌که بخواهی بسته دستم را بگیری!
 
  • * این روزها برخی هم کلیپ اجراهای زنده خود را منتشر می‌کنند که به نظر وقتی به بخش تدوین می‌رسد، مشکلات زیادی برای تدوین‌گر پیش می‌آید. تو با تدوین کدام یک از آنها راحت‌تر بودی؟
یکی از ویدئوهای اجرای زنده سیروان را تدوین کردم که به نظرم اَکتش روی صحنه خیلی خوب بود و من هم سر تدوین هیچ مشکلی نداشتم. ممکن است نقدهایی به او داشته باشم اما همین‌که می‌داند باید روی استیج چه کاری انجام دهد برای من قابل احترام است. اگر قرار به فیلمبرداری باشد، هر اَکتش را از قبل تمرین می‌کند و این همان چیزی است که توقع دارم همه کسانی که ادعای کار حرفه‌ای دارند، انجام دهند.
 
  • * موزیک ویدئوهایی که در ایران ساخته می‌شود را دنبال کرده‌ای؟
بله یک‌سری از آنها را دیده‌ام. مثلاً کارهای «بر و بکس» خیلی خوبند. یا آرش که ویدئوهایش همیشه تمیز و درست بوده است. قطعاً ویدئوهای درست و با استاندارد هم ساخته می‌شوند.
 
  • * الان کپی‌کاری خیلی زیاد است و یک عده این کارشان را به پای استفاده از تکنیک می‌گذارند و می‌گویند داستان و نوع روایت من فرق دارد. نظرت در این‌باره چیست؟
اول از همه بگویم که من کلاً معتقدم ایده در دنیا تمام شده است. موضوع بعد این است که بستگی دارد کپی کاری را چطور تعریف کنی. بحث را از موزیک خارج می‌کنم و به سمت هنرهای تجسمی می‌برم. شخصی به نام افشین پرورش که دائماً در حال هوچی‌گری است، گفته مینیاتورهایی که وارد می‌کنند را خود آیدین آغداشلو کشیده و به جای آنها جا زده است.
 
اول این‌که اگر او آنها را کشیده واقعاً دمش گرم! دوم این‌که کل این مملکت فقط برای یکی از نقاشی‌های شخصی آیدین آغداشلو، به او مدیونند؛ آغداشلو برای این مملکت کار بسیار بزرگی انجام داده است. یک زمان بحث در این‌باره است که فلانی تقلب کرده و یک زمان هم می‌بینیم که مو به مو یک کار کپی شده است که طبیعتاً کار درستی نیست مگر این‌که آن وسط یک طنزی داشته باشد.
 
  • * ایده کارهایی که می‌سازی را از کجا می‌آوری؟
کاملاً به شرایطم وابسته است و البته موضوع مهمی به نام بودجه که می‌تواند مسیر ایده‌ها را دستخوش تغییر کند. مثلاً هر دو تا ویدئوی میلاد درخشانی را که کم‌هزینه بود، همین‌جا وسط سالن خانه‌ام ساختم.
 
  • * می‌توانی در یک جمله بگویی اکثر موزیسین‌ها از کسانی که برایشان ویدئو کلیپ می‌سازند چه می‌خواهند؟
کسانی که من با آنها کار کرده‌ام جزء این دسته از افراد نبوده‌اند اما اکثراً می‌گویند ما را خوشگل کن تا مخاطب‌هایمان زیاد شود و فالوئرهایمان بالا برود.
 
  • * موزیسین‌ها برای ساخت ویدئو به تو کانسپت و ایده می‌دهند؟
بله پیش آمده. اما با توجه به همه چیزهایی که پیش‌تر گفتم، به نظرم اگر ندانم در ذهن آنها چه می‌گذرد خیلی بهتر است. اکثراً می‌خواهند آنچه در ذهن دارند را به شکل تصویری ارائه دهند اما وقتی حتی در طراحی لباس برای خودشان هم با مشکل روبه‌رو هستند، چطور می‌خواهند ذهنشان را به شکل تصویری ارائه کنند؟
 
  • * و تو چیزی که به نظرت تا این حد خنده‌دار می‌آید را می‌سازی؟
نه. من معمولاً کار خودم را می‌کنم و برای همین هم با آدم‌هایی کار می‌کنم که بزرگترین واکنش‌شان در نهایت شاکی شدن و قهر کردن باشد؛ چون در غیر این صورت ممکن است کار به جاهای باریک بکشد (می‌خندد).
 
ببین، یک‌سری چیزها تخصصی است. بعضی آدم‌ها در ایده‌پردازی شبیه آتشفشان هستند؛ وقتی آتشفشان فوران کند، هم آشغال دارد و هم مواد با کیفیت و باید آن را به نوعی فیلتر کرد. یعنی من که تصویر می‌سازم هم ممکن است یک وقت‌هایی خروجی بد داشته باشم. وقتی ساختارها درست نباشد، من هم یکدفعه می‌شوم کارگردان؛ چه کسی گفته من کارگردانم؟ آن‌هم کارگردان موزیک ویدئو!
 
من یک ویژوآل آرتیستم که عاشق موسیقی است؛ وقتی خط خطی می‌کنم موسیقی گوش می‌دهم، وقتی عاشق می‌شوم موسیقی گوش می‌کنم، فارغ می‌شم موسیقی گوش می‌کنم، من با موزیک زندگی می‌کنم و برای همین هم دوست دارم هر کاری که می‌توانم برای آن انجام دهم.
 
بدترین قسمتش هم این است که موسیقی را دوست دارم و همکارها و هم صنف‌هایم به من انتقاد می‌کنند که چرا با موزیسین‌ها کار می‌کنی؟ می‌گویند سلیقه تو این است؟! متأسفانه اکثر موزیسین‌ها سواد تصویری زیادی ندارند اما خب قطعاً نه همه آنها؛ مثلاً فرزاد گلپایگانی یک ویژوآل آرتیست به تمام معنا است و نمی‌دانم الان کجای دنیا است. نقاشی آرمین رحیمی که یکی از موزیسین‌های کار درست است، الان به دیوار اتاق من است. دلم می‌خواهد بدانم این چه وضعی است که حتی فونتی که روی کارهایمان استفاده می‌کنیم هم فاجعه است؟!
 
  • * با این تفاسیر، نظر آرتیست‌ها درباره کارهایی که تو برایشان می‌سازی چیست؟
به جز بعضی‌ها، به نظرم اکثراً کار را دوست ندارند.
 
  • * کدام از آنها بیشتر با کارهای تو کنار می‌آیند و متوجه نوع نگاهت می‌شوند؟
ممکن است با من کنار بیایند اما متأسفانه من هیچ وقت نمی‌توانم کار خودِ خودم را انجام دهم. در واقع در حال حاضر شرایط انجام چنین کاری را ندارم که بعد ببینم چه کسی با من کنار می‌آید و چه کسی نمی‌آید.
 
  • * این همه موسیقی در دنیا وجود دارد، کدام یک از آنها این پتانسیل را دارند که بتوانی کار خود خودت را برایشان بسازی؟
خیلی از آنها؛ مثلاً Hifiklub، My Sleeping Karma، Andre Jaume، Jozef Van Wissem و خیلی‌های دیگر با سبک‌های مختلف موسیقی. خیلی از موسیقی‌ها به من تصویر و فضای ذهنی می‌دهند.
 
  • * بگذار به این شکل بپرسم؛ چه شرایطی باید مهیا شود که بتوانی کار خودت را بسازی؟
زمانی که این آزادی در اندیشه ساخت آن موسیقی وجود داشته باشد تا وقتی کسی می‌خواهد برایش تصویرسازی کند، بتواند هر چه دلش می‌خواهد بسازد. ما در رابطه با آرت صحبت می‌کنیم و هنر هم یعنی آنچه که از دل برآمده است.
 
البته این اتفاق یک پکیج است و فارغ از نوع نگاهِ کسی که آن را سفارش می‌دهد، مسئله بودجه هم در میان است که تو را مجبور به خودسانسوری می‌کند.
 
  • * برای بخش پایانی درباره کارهای که می‌خواهی انجام دهی صحبت کنیم. قرار است وورک‌شاپ داشته باشی؟
بله. از 27 تا 29 مرداد در گالری محسن که موضوع آن «ساخت فوتیج برای موزیک ویدئو» است. از فکر و ایده‌پردازی و شناخت موسیقی تا آشنایی با دوربین و نورپردازی و تدوین در آن صحبت می‌شود. به زبان ساده می‌خواهم بگویم وقتی هیچی ندارید، چگونه فکر کنید و بسازید.
 
  • * در این مدت کار مستقلی برای خودت انجام نداده‌ای؟
قرار است برای خودم یک فیلم بسازم؛ این بار برای «خودم». این تمام توضیحی است که می‌خواهم درباره آن بدهم.
 
  • * با این نگاه متفاوتی که داری، دوست دارم بدانم اصلاً چه شد به این سمت و سو آمدی؟
من وسط یک خانواده ادبیاتی، سیاسی، نقاش، موزیسین بزرگ شدم. پسرخاله من، پدرام اعتمادی جزء کارتونیست‌های بسیار خوب و قدیمی این مملکت است...
 
  • * خیلی‌ها در چنین خانواده‌هایی رشد کرده‌اند اما به سمت هنر نیامده‌اند. می‌خواهم بدانم آن لحظه طلایی که احساس کردی باید وارد این حوزه شوی برای تو چه زمانی بود؟
به نظرم اولین باری که «اصغر داوری» به من مداد رنگی داد، یکی از باحالترین کارهای زندگی را برای من انجام داد. من هنوزم وقتی که تنها هستم، دلم می‌خواهد یک مداد بردارم و برای خودم خط خطی کنم. من اصلاً داشتم نقاشی می‌خواندم و نمی‌خواستم تبلیغات یاد بگیرم. من دو هفته در هنرستان هنرهای زیبا که جای بسیار مهمی است و افرادی چون رضا عابدینی، فروغ فرخزاد و سهراب سپهری آنجا رفت و آمد داشته‌اند نقاشی خواندم اما پدرام اعتمادی به من گفت تو مجبوری کار کنی، پس برو و گرافیک بخوان و من هم تغییر رشته دادم و در همان هنرستان گرافیک خواندم، وگرنه علاقه من همان نقاشی بود.
 
  • * هیچ وقت به این فکر کرده‌ای کاری که از ته دل دوست داری انجام بدهی چیست؟
دوست دارم فقط زندگی کنم و آرامش داشته باشم. دلم می‌خواهد موزیک گوش کنم و بروم برای خودم چوب بِکنم و آنها را برای آدم‌هایی که احتمالاً دوست دارند، به یادگار بگذارم.
 
  • * چوب‌ها را؟
من قطعاً از توی چوب یک چیزی در می‌آورم.
 
  • * کار با چوب را دوست داری؟
نه، بیشتر عصبانی هستم. دلم می‌خواهد اول آرامش پیدا کنم و دغدغه نداشته باشم و بعدش بروم کمی داد بزنم که معنی این داد زدن برای من، گوش کردن به موزیک مورد علاقه و چوب کندن است.
منبع: 
اختصاصی موسیقی ما
تاریخ انتشار : دوشنبه 22 مرداد 1397 - 13:45

دیدگاه‌ها

سه شنبه 23 مرداد 1397 - 00:53

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت عوامل سایت موسیقی ما.یه پیشنهاد داشتم اگر امکانش هست مصاحبه هایی که به صورت تکس هستن رو فایل صوتیش رو هم بزارین خیلی بهتره ادم وقتی صدای هنرمندی که داره حرف میزنه رو می شنونه واقعا یه حس دیگه ای داره...همچنین از طرفی دیگه همون طور که میدونین ما ایرانیا زیاد علاقه به خوندن متن های طولانیم نداریم...لااقل صدا رو گوش میکنیم با سپاس فراوان

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.