موسیقی سنتی با اصیل فرق دارد
گفت‌و‌گو با سروش قهرمانلو؛
موسیقی سنتی با اصیل فرق دارد
موسیقی ما- سعیده خدابخش: سروش قهرمانلو نوازنده سه تار و بنیانگذار گروه موسیقی «نیوش» است. او اولین کسی بود که ریسک دست بردن در موسیقی اصیل ایرانی را به جان خرید و تفاوت میان گوشه‌های موسیقی را در تئوری‌اش به رخ کشید. قهرمانلو معتقد است میان موسیقی سنتی و اصیل ایرانی فرق بسیاری وجود دارد و درآمیختن این دو نوع از موسیقی به غلط میان مردم جا افتاده است. او می‌گوید موسیقی به فراخور زمان تغییر می‌کند و حتی اگر از شنیدن یک آهنگ بسیار قدیمی لذت ببریم به دلیل تنظیم به روز آن است وگرنه تنها ملودی نمی‌تواند نظر مخاطب را جلب کند. گروه «نیوش» در میان جوان‌ها به شدت گل کرده است و به گواه بسیاری از منتقدان توانسته جوان‌ها را با موسیقی اصیل ایرانی آشتی دهد. از شرکت در جشنواره «وومد» تا تئوری جدید سروش گفت‌و‌گو کردیم که شاهد آن هستید.

  • الان مشغول چه کاری هستید؟
در حال تمرین برای کنسرت هستیم، می‌خواهیم یک کنسرت در تهران برگزار کنیم که الان در حال رایزنی برای گرفتن سالن میلاد نمایشگاه بین المللی هستیم، احتمالا در شهریور یا مهر این اتفاق می‌افتد.

  • گویا در جشنواره وومد جز پرطرفدار‌ترین گروه‌ها بودید؟
بله جشنواره وومد جشنواره‌ای است که ۳۰ سال پیش توسط پی‌تر گابریل برای کشف استعدادهای دنیا و ایجاد گفت‌و‌گو میان موزیسین‌های کل دنیا ایجاد شد قبلا در لندن برگزار می‌شد که حالا می‌چرخد و در نیوزلند بارسلونا و... برگزار می‌شود.

هنوز اعلام رسمی نشده اس ولی ما دوم شدیم، شرط حضور در این جشنواره این بود که عوامل هیچ همکاری با این فستیوال نداشته باشند که گروه اول که انگلیسی هستند، مشاورشان یکی از برگزارکنندگان است و ما نامه دادیم که تقلب است به همین خاطر اعلام رسمی نکردند در واقع با در نظر گرفتن این قانو ما گروه اول هستیم.

  • چه اتفاقی افتاد که به فکر تشکیل گروهی افتادی که در واقع ریسک این را می‌پذیرد که در موسیقی اصیل دست ببرد و تلفیقی نو به وجود آورد؟
من شاگرد و همکار استاد ذوالفنون بودم، همکاری با ایشان زمان نوشته شدن گل صدبرگ اتفاق افتاد، این کتاب خاطرات استاد ذوالفنون و مقالاتی راجع به موسیقی است که به چاپ رسیده است.

من در این کتاب تئوری موسیقی ایرانی را ارائه کردم که به نظرم درست‌ترین تئوری موسیقی ایرانی است، من دانشجوی ریاضی کاربردی بودم و به عنوان پایان نامه‌ام تئوری موسیقی ایرانی را پیشنهاد دادم که استاد راهنما موسیقی‌اش استاد ذوالفنون بود و استاد ریاضی‌اش دکتر سالم کار، من گراف‌های موسیقی ایرانی را درآوردم و فکر می‌کنم این صحیح‌ترین تئوری موسیقی ایرانی است زیرا چیزهای دیگری که نوشته شده بر اساس گام است اما در تئوری من گام به معنای غربی آن را نقد می‌کند و اساس موسیقی ایرانی بر پایه گردش ملودی نهادینه شده است.

از طرفی این تئوری می‌تواند تفاوت میان گوشه‌ها را تعیین کند در حالی که تئوری قبلی تفاوت میان دستگاه‌ها را هم نمی‌توانست معین کند یعی دستگاه شور و نوا با نگاه گام قابل تفکیک نیست، اما تئوری من نه تنها دستگاه‌ها را که گوشه‌ها را نیز از هم قابل تفکیک می‌کند به همین علت است که من می‌گویم بهترین تئوری موجود است البته استاد ذوالفنون هم معتقد بود که در کتابش این تئوری را چاپ کرد.

به نظر من میان موسیقی سنتی و اصیل تفاوت وجود دارد واژه سنتی به غلط به جای موسیقی اصیل ایرانی جا افتاده است.

اصیل یعنی ریشه دارد و سنتی یعنی عین‌‌ همان چیزی که قبلا وجود داشته است بدون دخل و تصرف اجرا شود.
ما هرگز موسیقی سنتی نداشتیم، چیزی که با امروز به عنوان موسیقی سنتی می‌شناسیم مدرن زمان خودش بوده است.

مثلا موسیقی که ما به عنوان موسیقی سنتی می‌شناسیم موسیقی زمان قاجار است، ولی اجرای امروزش ردیف با تصنیف‌ها فرق بسیاری دارد

تصنیف‌ها موسیقی دوران مشروطه است و کسانی که ما می‌شناسیم نسبت به قبل تغییر کرده‌اند استاد عبادی را که ما به عنوان سنت می‌شناسیم ولی خودش مدعی بود مرحوم میرزا عبدالله که پدر ایشان بوده و پایه گذار موسیقی آن روزگار بوده اصلا سه تار نمی‌نواخته.

ما استاد عبادی را سنت می‌شناسیم که اصلا سنت نیست و جدید است اما این اتفاق در دوره‌های مختلف رخ می‌دهد.
چیزی که ما به عنوان سنت از آن یاد می‌کنیم غلط است اصیل هست ولی سنت نیست.

به هر حال بعد ما با استاد ذواالفنون آلبوم تصویری «در این خانه بگردیم» را روانه بازار کردیم که مستند کنسرت ما در آسایشگاه کهریزک بود، و این فیلم را ابراهیم فروزش ساخته است که چندی پیش دوباره منتشر شد.

این دی وی دی دومین دوی دی تاریخ موسیقی ایران است.

  • اولی آن‌ها «همنوا با بم» شجریان بود؟
بله، بعد گروه شمس محمدرضا لطفی هم دیوی دی ارائه کردند.

  • بامداد آخرین کاری بود که با مرحوم ذوالفنون انجام دادید؟
بله کاملا درست است، بعد از مدتی دیگر رابطه کاریمان به دلایل حاشیه‌ای قطع شد، قبلش من ۵ سال مدیریت برنامه‌های ایشان را به عهده داشتم، ما برای کارمان نیاز به ارامش داشتیم ولی مسائل حاشیه‌ای این آرامش را از کار ما گرفت و ادامه کار را برای ما غیر ممکن می‌کرد.

ولی باید بگویم ان مهارت مدیریت در من باقی مانده بود و می‌دانستم چقدر این مدیریت در شاکله گروه موثر خواهد بود، در ابتدای راه آلبوم «خاطرم درآتش است» را قبل از تشکیل گروه با کمک انجمن موسیقی روانه بازار کردم و جز ۷ اثر بر‌تر سال ۷۹ انتخاب شد.

  • در سال ۷۹ که دیگر گروه نیوش را تشکیل داده بودید؟
بله ولی کارهای آلبوم را قبل از تشکیل گروه نیوش را به کمک برادرم آرش قهرمانلو انجام داده بودیم، آرش هم به من پیشنهاد تشکیل این گروه را داد و ما با پیدا کردن بچه‌های با استعداد گروه نیوش را تشکیل دادیم.

  • ه‌مان طور که می‌دانید همیشه در هر نوعی از هنر وقتی یک گونه جدید تلفیقی به وجود می‌آید عکس العمل‌های گوناگونی را در پی دارد، عکس العمل قدیمی‌ها و در واقع کسانی که موسیقی اصیل ایرانی کار می‌کردند در برابر شیوه جدید موسیقی شما چگونه بود؟
نشست ماهانه‌ای است که بزرگان موسیقی در موزه موسیقی جمع می‌شوند که چند جلسه اخیر در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد، ما در آنجا وقتی موسیقیمان را اجرا کردیم طیف قدیمی و حتی جدید هم خیلی استقبال کردند و برایشان جالب بود. ولی بیشترین مخاطبینی که من در کنسرت‌هایم هم دارم جوان‌ها هستند.

  • هدف شما از این سبک موسیقی آشتی دادن جوان‌ها با موسیقی اصیل بود؟
صد درصد، از آنجایی که من تئوری موسیقی اصیل ایرانی را خوب می‌شناسم موسیقی هم که ارائه می‌کنم صد درصد اصیل ایرانی است، درسته در گروه سازهای مختلف داریم ولی هیچکدام قانون موسیقی ما را تغییر نمی‌دهد چون ما معتقد هستیم اصوات هویت موسیقی را نمی‌سازند این قانون موسیقی است که هویتش را معلوم می‌کند، مثلا مرحوم صبا ویلون می‌زد، ویلون که ایرانی نبود ولی ایرانی می‌شنیدیم زیرا قانونی که به با آن ویلون می‌نواخت ایرانی بود.

دوره اوج شکوفایی موسیقی از رادیو بود که بزرگان زیادی را به هنر موسیقی معرفی کرد در آن زمان ویلون و پیانو باب بود ولی با قانون ایرانی نواخته می‌شد، در ۲۰ سال اخیر رنگ و بوی موسیقی ایرانی تکراری شده و لازم است که اصوات جدیدی وارد موسیقی شود. تکرار مردم را پس می‌زند.

  • قبول دارید که تغییر چیزی که گوش مردم به آن عادت کرده است یک ریسک بوده و ممکن است فیدبک‌های خوبی در پی نداشته باشد؟
صد درصد، وقتی چیزی را ثبت نکرده باشی دیوار بزرگی صد راه تو می‌شود ولی وقتی سعی و اصرار کنی‌‌ همان دیوار هم در جهت تو حرکت می‌کند، هیتلر می‌گه مهم نیست مردم چی می‌گن وقتی ما پیروز شدیم همه می‌پذیرند دقیقا درباره کار ما هم مصداق پیدا می‌کند.

  • خاطرم هست که گروه شما در مترو برای اقشار مختلف اجرا گذاشت و گویا بسیار مورد توجه قرار گرفت؟ هدفت از این کار چی بود و آیا به هدفت رسیدی یا...؟
این ایده متعلق به آرش بود او نه تنها مدیر برنامه گروه ما است که برنامه ریز هم هست، بسیاری از مردم ضرورت کنسرت رفتن را نمی‌دانند و هزینه‌ها برایشان سنگین است به همین خاطر فکر کردیم می‌توانیم در مترو مخاطبان خود را پیدا کنیم، ما در ۲۵ سال اخیر در عرصه فرهنگسازی و اینکه خانواده‌ها را تشویق کنیم که از کودکی بچه‌های خود را به کنسرت بیاورند کم اتفاق افتاده است، وقتی دیدیم مخاطب ضرورت رفتن به کنسرت را درک نمی‌کند و سی دی را کپی می‌کند و گوش می‌کند را در معرض این موسیقی قرار بدهیم.

در روز اول ادم‌ها نمی‌ایستادن یا اینکه پول پرت می‌کردند که این هدف ما نبود ما می‌خواستیم توجه مردم را به موسیقی جلب کنیم خداروشکر به مرور شد و ما ۸ ایستگاه را انتخاب کردیم در ۸ روز و حدود پنج هزار نفر را دیدیم که به موسیقی ما گوش می‌دادند.

جالب بود مردم نه به خاطر آواز ایستادند و نه برای ساز کوبه‌ای چون ما فقط دو سه تار داشتیم، مخاطبان فقط برای موسیقی ایستادند، اتفاق جالبی که افتاد این بود که مردم می‌نشستند ولی در هر ایستگاه حریمی که انتخاب می‌کردند فرق داشت ما هیچ خط فرضی قائل نشده بودیم اتفاق جالب این بود که اخرین روز در انقلاب ۵۰۰ نفر منتظر ما بودند تا برسیم.

  • سی دی «خاطرم در آتش است» بسیار تصویری است و انگار آهنگ‌ها پشت هم ساخته شده و قرار است در ‌‌نهایت یک نتیجه‌ای بگیرید و در واقع نمی‌توانید نیمه ر‌هایش کنید؟
بعضی موزیک‌ها بک راند هستند و این فضا را در اختیارت می‌گذارند که هم زمان با گوش کردنش به چند کار دیگر هم ب‌پردازی ولی برخی از موسیقی‌ها این امکان را به تو نمی‌دهند به تو امر نمی‌کنند ولی فضا را در اختیارت نمی‌گذارند، این سی دی به گفته بسیاری از دوستان مانند سینما یک تراژدی را بیان می‌کند و انگار باید تماشاگر تا انت‌ها گوش کند تا نتیجه دلخواه را بگیرد من در ان سی دی نوشته‌ام که حتمن تک‌ها باید پشت سر هم گوش داده شود و نوشتم به اکولایزر دستگاه دست نزنید من می‌خواهم بخش بم صدا سر جای خودش مخاطب را متوجه کند و مفهوم درک شود.

این اثر براساس شعری از لورکا است ترجمه شاملو «درساعت ۵ عصر» من به لطف استاد عبدالله کوثری اشنا شدم با این ترجمه زیبا و این نتیجه علاقه من است.

  • قبلا گفته بودید که به ادبیات اسپانیا خیلی علاقه مندید؟ این علاقه چقدر روی کار‌هایتان تاثیر گذاشته است؟
کاملا درست است، من یه بار گفتم ذوالفنون دیگر تکرار نمی‌شود چون مجموعه‌ای است از همه اتفاق‌هایی که در طول زندگی‌اش برایش افتاده با تمام علایق و سلایقش، من هم باید جهان بینی خودم و علایق و سلایق خودم را داشته باشم بنابراین تمام علایق من روی کار من تاثیر می‌گذارد من به مدت ۴ سال با عبدالله کوثری پیاده روی می‌کردم و به هر حال جزئی از زندگی موسیقی من می‌شود علاقه به آئورا از‌‌ همان موقع در من شکل گرفت.

  • موسیقی امروز ایران را چگونه می‌بینید؟
اخبار بد است نه به موسیقی بر می‌گردد نه به مخاطب، از عدم شناخت موزیسین‌ها نسبت به مردم می‌آید، یه زمانی دوتا کانال بود و این امکان وجود نداشت که به کانال‌های بیشتری دسترسی داشته باشی از طرفی کنترل هم نبود بنابراین یه مدتی مجبور می‌شدی موسیقی را تحمل کنی. ولی الان این گونه نیست.

  • البته موسیقی چیزی است که نباید تحمل کرد باید ارتباط با مخاطب برقرار کند؟
دقیقا اگر مردم در آستانه تحمل قرار بگیرند سریع کنار گذاشته می‌شود، موسیقی ایرانی بدون سوپراستار‌هایش توانایی نگه داشتن مخاطب را ندارد و باید یه فکری برای موسیقی کرد،‌‌ همان طور که درویش خان پیش درآمد را اضافه کرد تغییر در تاریخ‌های مختلف الزامی است.

  • یعنی می‌گویید هر برهه‌ای از زمان موسیقی خاص خود را می‌طلبد؟
صد درصد همین طور است

  • پس چطور ما هنوز از شنیدن بسیاری از موسیقی‌های قدیمی لذت می‌بریم؟
ببین مثلا مرغ سحر اجرای الانش فرق می‌کند تنظیم امروزی شده است خط ملودی ثابت است ولی اجرایش فرق می‌کند به روز تنظیم می‌شود و تنظیم تغییر می‌دهد ممکن است در اینده با سازای الکتریک اتفاق بیفتد.

  • یه همکاری با شمس لنگرودی داشتین که بسیار هم مورد توجه قرار گرفت؟
همه کارهای ان کلیپ را کامران رسولزاده انجام داد من فقط تنظیم کردم ولی تمامش به هوش و هنر کامران بر می‌گردد، این اهنگ را ۷ سال پیش ساخته بود و ترانه‌اش را نیز ۷ سال پیش گفته بود یک روز که منزل گروس عبدالملکیان مه‌مان بودیم اقای لنگرودی هم بودند اقای شمس یه قطعه‌ای از داریوش رفیعی را زمزمه کرد و انجا کامران خواست که این اهنگ را بخواند و ما این کار را به عنوان هدیه به شمس لنگرودی عزیز دادیم.

  • نام اعضای گروه را هم بگویید؟
مدیر برنامه: آرش قهرمانلو، خواننده و نوازنده سه تار و سه تار الکتریک: سروش قهرمانلو، نوازنده پیانو و تنظیم قطعات: کیکاوس مختاری، نوازنده دف: محمد صادق فدایی فرد، سه تار: بردیا یوسفی و البته در کارهای مختلف عزیزانی مثل ارش اردفروشان به ما کمک کرد.
منبع: 
تاریخ انتشار : دوشنبه 3 مهر 1391 - 00:00

دیدگاه‌ها

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:44

موسیقی اصیل یعنی: ایرج، گلپایگانی، خوانساری، قوامی، بنان، ادیب، شهیدی، عبادی، یاحقی، ملک، صارمی و.....

موسیقی سنتی یعنی: ناظری، سرلک، قربانی، شجریان، سراج، ذوالفنون، مشکاتیان، بسطامی، همایون شجریان، و....

تفاوت از این آشکارتر؟؟!!!

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:44

والله خانم آحادی نژاد ...باید عرض کنم ...بله کاشکی تفاوت اینقدر آشکار بود .... کسانی که در موسیقی سنتی نام بردید دقیقا در کنار اساتیدی که در موسیقی اصیل نام بردید قرار می گیرند ... و حتی میرزا عبدالله هم در دوره ی خودش سنت نبوده و مدرن بوده ... به هر حال وقتی موسیقیی پویا هست نمی شه اسمش را سنت گذاشت و موسیقی امروز ایران ریشه هایش در موسیقی 100 سال پیش هست و نمی توان به آن سنت گفت ... ضرورت این بحث از آنجا مشخص می شود که در سنت حق دخل و تصرف و پویایی داده نمی شود در حالی که وقتی ثابت شد که سنت نیست می توان دیوار تعصب که جلوی پیشرفت موسیقی را می گیرد را شکست ...

موافق
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:44

من با خانم آحادی نژاد موافقم
موسیقی سنتی با روضه خوانی و تعزیه بیشتر هماهنگی داره در صورتی که موسیقی اصیل بیشتر پایه های شادی و طرب داره. اساتیدی چون ایرج و گلپا موسیقی اصیل ایرانی رو با تلفیق موسیقی مردمی نجات دادن ولی بعدها گروهی با هدایت آقای شجریان موسیقی ایرانی رو کاملا با موسیقی روضه ای آشتی دادن و در نتیجه دیگه اون نشاط و مردمی بودن موسیقی کلا از بین رفت...

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:44

خدمتی که استاد ایرج به موسیقی اصیل ایرانی کرده بی سابقه است. 60 سال حضور در رده اول موسیقی ایران و همچنان میلیونها طرفدار.
این بی نظیره.
از استاد قهرمانلو این انتظار میره که با استاد ایرج هم آلبومی منتشر کنن.

علی
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:44

ایرج بزرگترین آوازخوان تاریخ ایرانه
پبشنهاد دوست عزیز در باره همکاری استاد قهرمانلو با استاد خیلی عالیه
نظرات الهامه هم عالیه. مرسی.

shahin
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:44

بسیار پیشنهاد خوبیه
با استاد آواز ایرج آلبوم مشترک منتشر کنید لطفا.

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:44

اینجا قصد مقایسه استادی با استاد دیگه ای نیست... شجریان وامدار موسیقی سنتی است و آموخته اونه اما اجرا کننده موسیقی اصیل
فراموش نکنیم اولین کسی که شعر نو رو با آواز خوند و در همون زمان کلی توهین از بعضی از اساتید شنید که " قصد تحریف و انحراف موسیقی رو داره" یعنی کاری که در زمان خودش بدعتی بود.. شبیه سه تار الکترونیک جناب قهرمانلو
اینکه موسیقی سنتی رو موسیقی "گریه و روضه" بدونیم و اگه یکی موسیقی کوچه بازاری و شیش و هشتی خوند بگیم موسیقی اصیل! واقعا دور از انصافه... حد اقل اگه درک کاملی از دستگاه ها و آواز ها داشته باشیم هیچ وقت این حرف رو نمیزنیم..
و اینکه تفاوته بین موسیقی کوچه بازاری که از دیزی و دلبر میگه و بگیم "موسیقی مردمی!" یا اینکه درد و سخن و فریاد مردم زمانه خودمون رو در آواز و شعرمون بگنجونیم.
انتظار میره که در اینجا یکم تخصصی تر به موسیقی پرداخته بشه در نظرات،؛ نه اینکه بگیم هر وقت که موسیقی شاد بود میشه اصیل و هروقت مثلا تو دستگاه دشتی خوندیم میشه سنتی و روضه ای! شما آثار شجریان و شعر های انتخابی رو در طول این 40 سال هم که ببینید متوجه ذات پویای اون موسیقی میشید.. تا اینکه بعد از این همه سال و در این شرایطی که بر ما گذشته و میگذره هنوز هم دم از یه چیزی بزنیم " ای گل ناز من " و نتونیم با مردم و شرایط زمونه و مردم زمانه خودمون پیش بریم... کاری که شجریان از ابتدا کرد و زبان گویای احوال مردم زمانه خودش بود و با اون ها خندید در آثارش و با اون ها گریست و با اونها فریاد زد..

چهارشنبه 27 اسفند 1393 - 12:08
حسین نعمت اللّهی

سلام
ببینید همه ملت ها موسیقی غم دارند -شاد داند - مگه میشه اروپایی ها همیشه شاد بزنن چرا (اوه ماریا ) میزنن همیشه با حزن هست . همه ملت ها دارای غم . شادی . جنگ هستند اگه تنها غم این موضوع به ایرانی ها افتاده چرا سمفونی میده هیچ کسی گوش نمیده ؟؟؟؟ میگن نوحه است ؟؟ حتی به اجرا های بزگی مثل اتریش . این مشکل درون مایه ای ماست . موسیقی هیچ گاه نوحه نبوده . نوحه امده از موسیقی وام گرفته . همان گونه که مراسم دفن گرفته . یا جشن و پایکوبی گرفته یا مراسم سماع گرفته . وقتی میگین قومی مثل بختیاری ها غم گینن چون همیشه در دشت بودند و زیر ظلم و جوانهاشون کشته میشدند از سوی عده ای برای اون موسیقی هاشون غم انگیزه . کرد ها و آذری ها شادن چون در بالا دستها هستند و شاد هستند . این ها رو باید درک کنیم . جمع این ها میشه ردیف موسیقی . ردیف غیر اینه ؟؟؟؟

85.185.18.80
رسول
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:44

متاسفم که یه همچین نظری دادی !!! همین ، چیز دیگه ای نمیگم چون اگه بخوام جوابتو بدم باید 20 سال موسیقی رو به تو اول آموزش بدهم یاد بگیری بعد حرفامو بزنم تا بفهمی!!
شجریان و مشکاتیان و ذوالفنون رو محکوم میکنی به سنت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

رسول
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:44

منم با آقای امیرچمنی موافقم
خداوکیلی ظلم بزرگیه که بگیم شجریان دنباله رو سنته!!
اصلا اسامی ای که در بالا بعنوان سنت آورده شدن هر کدوم از بزرگانی است که در مقاطعی موسیقی ایرانی رو به جلو هدایت کردند ، فراموش نکنیم استاد ذوالفنون بود که سه تار رو از پستو و کنج خلوت به روی صحنه برد و کا رارکستراسیون روش انجام داد آیا این مدرنیته است یا سنت؟
تحولی که استاد مشکاتیان در ساز سنتور ایجاد کرد بر هیچ کسی پوشیده نیست،
میخوام ازاین خانم سوال کنم در کجای سنتی که یاد کردید سبک جدید مولانا خوانی استاد شهرام ناظری بوده که ایشان تقلید کرده اند ؟ آیا این نوآوری نیست؟
یه مرتبه اسم استاد علیزاده و لطفی و کلهر را هم ببر و خودتو خلاص کن!
من در پایان یک جمله عرض میکنم واون اینه که ما دو نوع موسیقی داریم ، موسیقی کلاسیک( جدی و علمی) نوع دوم موسیقی تنفننی ( بازاری و کاباره ای)
حال به تاریخ مراجعه کن ببین آقای مشکاتیان در کاباره سنتور زده یا اینکه ایرج و گلپا در کاباره اجرا داشته اند؟
خواهش میکنم این نظر رو جهت روشنگری و اینکه جوانترها با حقایق آشنا بشن حذف نکنید و در نظرات قرار بدین.
قضاوت با مردم.

127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 18:44

کاملا موافقم
خانم آحادی نژاد کاملا برعکس گفتند.
اساتیدی چون ایرج و گلپا و تاج رو سر ما جا دارند، اما در همون زمانه و حال خودشون موندند و با زمان و حال روزگار جلو نرفتند و نوآوری شگرفی که این موسیقی رو به جلو ببره انجام ندادند. برعکس اساتیدی که در زیر اون ذکر کردید یعنی شاگردان استاد برومند ( شجریان، علیزاده، ذولفنون، مشکاتیان، ساکت، طلایی و...) که هرکدوم کارهایی بسیار نو و بدیع خلق کردند.
شما آثار استاد شجریان رو که در این 40سال از برگ سبز 216 تا همین مرغ خوشخوان مرور کنید میبینید میبینید که کاملا چندین بار دگرگون شده و هرکدوم حالی داره و نوآوری ای رو آورده.
ایکاش که ذهنمون رو کمی بازتر کنیم

چهارشنبه 27 اسفند 1393 - 11:52
حسین نعمت اللّهی

درود
دوستان عزیز باید پیشرفت علم موسیقی و در حیطه جهانی را در نظر بگیریم . الان چه گونه است؟
از ایرا چه کسانی از اینهمه موسیقی دان که هستند از سمفونیک تا فولکوریک و پاپ و رپ گرفته از ایران چه کسانی در جایزه بزرگ های جهان شرکت می کنند .
پس پیشرفت موسیقی در (زمان و نکان) خیلی مهمه . همه این افرار را که گفتید تاثیر گزار بودند در موسیقی ایران حتی برای 1 لحظه . موسیقی ثانیه ها نیست موسیقی صدمهای ثانیه است . پس همه تاثیر گذاریم .
کسانی که موسیقی امروزی گوش میکنند به موسقی های قدما میگویند (خز) . تا جایی که میدانم . همین موسیقی از قدما به امروزی ها به ارث مانده نه از نسل امروزی به قدما . کلا امروزی ها چیزی ندارند جر موبایل و کامپیوتر . (شما خونه خودتون رو با یک سوراخی که در کوه پیدا کردین تا بارون قطع بشه و برگردین به خونه تصور کنید) این فرق موسیقی با ارزش هنری از دیدگاه زیبا شناسانه است .
*- یک مثال = غذای مادرتون = موسیقی با ارزش هنری بالا که تو دانشگاه ها درس داده میشه ولی ساندویچ = موسیقی امروزی که تنها شمارو از گشنگی در میاره.

والسلام

85.185.18.80
tanha
216.185.63.225
جمعه 1 اسفند 1393 - 22:14

با سلام
دوستان عزیز شما ببنید ایرج در کجای موسیقی جای دارد ؟؟؟ آیا 20 سال دیگر هم می توان به آهنگهای ایرج و امثال این بزرگوار گوش داد ؟؟؟ چه خدمتی به موسیقی ما کردند؟؟؟ چه نو اوری و تحولی ایجاد کردند؟؟؟ واقعا بی انصافیه که استاد شجریان را با ایرج بخواهیم قیاس کنیم ایرج یعنی فیلم فارسی . الان فیلم فارسی کجای سینما جا دارد ؟؟؟ اگر کسی نکاه کند مورد تمسخر قرار می گیرد. این چیزها برای گذشته بود و در همان گذشته ماندند . ولی پویایی موسیقی اصیل ایرانی یعنی شجریان لطفی مشکاتیان زلف نون کیوان ساکت همایون شجریان ( اینها نسل طلایی موسیقی اصیل ما هستند )

چهارشنبه 27 اسفند 1393 - 11:39

من تنها یک مثال می آورم :
--------------------------------------------------------------------------------------
1- استاد داریوش طلایی (نوازنده :تار و سه تار ) .
2- استاد مرحوم محمدرضا لطفی (نوازنده :تار و سه تار ) .
3- استاد حسین علیزاده (نوازنده :تار و سه تار ) .
--------------------------------------------------------------------------------------
1- نوازنده ای ست مبتنی بر اصول 100% ردیف موسیقی ایرانی .
*-(هم تک نوازی / هم آهنگسازی) .

2-نوازنده ای بودند هم بر اصول ردیف و هم نو گرا بر ردیف موسیقی ایرانی.
*-(هم تک نوازی / هم آهنگسازی) .

3- نوازنده ای هستند 100% نوگرا بر ردیف موسیقی ایرانی .
*-(هم تک نوازی / هم آهنگسازی) .

چهارشنبه 27 اسفند 1393 - 12:15

آدم‌های بزرگ موسیقی را درک می‌کنند
حسین علیزاده

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.