همايش بررسي سه دهه موسيقي
در خانه هنرمندان برگزار شد؛
همايش بررسي سه دهه موسيقي
موسیقی ما - نخستین میزگرد بیست و چهارمین جشنواره موسیقی فجر از سوی کانون نویسندگان و پژوهشگران خانه موسیقی با موضوع نقد برنامه های آموزشی در سی سال اخیر سه شنبه، 19 آذر در تالار ناصري خانه هنرمندان ايران برگزار شد.
به گزارش اين نشست به آموزش موسيقي و‌آموزشگاه‌هاي آزاد اختصاص داشت كه با حضور دكتر محمد سرير، مهدي آذرسينا و دكتر فريد عمران به مجري گري بهروز مبصري برگزارشد.
در ابتدای جلسه، سید ابوالحسن مختاباد، ديير همايش ياد شده و رئيس كانون نويسندگان و پژوهشگران خانه موسيقي با اشاره به اینکه مباحث این هفت میز گرد قرار است به صورت كتاب- جزوه‌اي در اختیار علاقمندان و به خصوص دست اندركاران موسيقي و هنر كشور قرار گيرد گفت: «با پيشنهاد آقاي روشن روان، دبير جشنواره موسيقي فجر به خانه موسيقي براي مشاركت در برنامه‌هاي جشنواره و ارجاعي كه از سوي آقاي دكتر سرير،‌رئيس و نيز هيئت مديره خانه موسيقي، به برنامه ریزی این هفت میزگرد را به کانون نویسندگان و پژوهشگران سپرد و هیئت مدیره کانون پس از بررسی موضوعاتی را برای بررسی و نقد انتخاب کرد. مجری هر میزگرد یکی از اعضای کانون است و هر روز سه میهمان در جلسه حضور خواهند داشت.»
وي ابراز اميدواري كرد اين مباحث بتواند اندكي بر آگاهي‌هاي جمعي اهالي موسيقي نسبت به وضعيتي كه در آن قرار دارند تاثير بگذارد و دست اندركاران و متوليان هنري را به توجه و رفع نقايص مطرح شده در اين نشست‌ها راغب كند.
در ابتدای جلسه، بهروز مبصری، عضو هيئت مديره کانون نویسندگان و پژوهشگران و كارشناس مجري برنامه بعد از معرفی میهمانان میزگرد به ارائه آمار آموزشگاه های موسیقی در سطح کشور پرداخت: «بنابراطلاعات موجود در وزارت ارشاد 257 آموزشگاه موسیقی در سطح تهران و 625 آموزشگاه در کل کشور وجود دارد. حدود 50 درصد آموزشگاه های کشور در تهران قرار دارد و با توجه به اینکه متقاضیان بسیاری برای آموزش در این رشته وجود دارند کیفیت آموزشی اهمیت زیادی پیدا می کند. به همین دلیل امروز به بررسی وضعیت تدریس در آموزشگاه های آزاد و فردا به بررسی سطح آموزشی دانشگاه ها در این حوزه می پردازیم.»
محمد سریر رئيس هيئت مديره خانه موسيقي، با اشاره به اینکه ورود به چنین بحثی به پژوهشی چند ساله نیاز دارد گفت: در حقیقت ما اطلاعات و برداشت های خود را مطرح می کنیم و به تبادل نظر می پردازیم که برای آینده راهگشا باشد. اتفاق مهم سی سال گذشته، افزایش چشمگیر متقاضیان فراگیری موسیقی بوده است. پیش از آن رشد متقاضیان درصد پایئنی بود كه شايد 10 درصد رقمي كه آقاي مبصري اعلام كردند را شامل نمي‌شد، به همين دليل جامعه مدرسان پاسخگوی آن نيازها بودند. اما با رشد زیاد به خصوص بعد از پایان جنگ،و با توجه به اینکه معلمینی برای آموزش تربیت نشده بودند، به ناچار افرادی این وظیفه را به عهده گرفتند که لزوما نمی توانستند از عهده تدریس برآیند. به همین دلیل آموزشگاه های زیادی در این زمینه تاسیس شده است. ضمن اینکه آموزش های غیر رسمی هم در این حوزه کم نیستند و شايد به همين تعداد ما در منازل و به صورت شخصي مدرس موسيقي داشته باشيم كه البته اگر هر چقدر قوانين وآيين نامه هاي مربوط به آموزشگا‌ه‌ها شفافتر باشند طبيعي است كه از كلاس‌هاي خصوصي كاسته و به كلاسهاي عمومي افزوده مي‌شود.»
رئیس هیئت مدیره خانه موسیقی پس از آن به ارزیابی معلمان آموزشگاه های موسیقی در سه سال گذشته توسط این نهاد پرداخت و گفت: « در سه سال گذشته براساس قراردادی با مرکز گسترش آموزشهای هنری ارشاد، خانه موسیقی به ارزیابی مدرسانی پرداخت که متقاضی تدریس در آموزشگاه های‌کشور بودند. در این مدت نزدیک به هزار نفر مورد ارزیابی قرار گرفتند اما از آغاز سال جدید این وظیفه بر عهده مراکز ارشاد استان ها گذاشته شد. به هر حال این ارزیابی روند خوبی بود که باعث شد آموزشگاه ها تا اندازه ای سامان پیدا کنند.»
سپس مهدی آذر سینا نوازنده کمانچه و آهنگساز که مدیریت یکی از آموزشگاه های موسیقی را نیز بر عهده دارد به سطح علمی آموزشگاه ها اشاره کرد و گفت: آموزشگاه ها نیز بر اساس ارائه کیفیت آموزشی و موارد دیگری درجه هنری می گیرند اما به درستی مشخص نیست که این ارزیابی بر چه اساسی صورت می گیرد. علاوه بر معلم، فضای آموزشی و اهداف مدیریتی آموزشگاه ها نیز در آموزش موثر است که باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد و به صورت اصولی تری دنبال شود.
فرید عمران نیز با اشاره به تنوع شیوه های تدریس در آموزشگاه ها بر لزوم بررسی شیوه های تدریس در آموزشگاه ها تاکید کرد: «متاسفانه دستورالعملی در زمینه شیوه های آموزشی وجود ندارد و غالبا آموزشگاه ها بر اساس تجربه و تفکر معلمان خود به تدریس مشغولند. اما آنچه در سایر کشورهای دنیا انجام می شود، متفاوت است. هر سال 3 تا 4 بار ازمون هایی از هنرجویان آموزشگاه ها گرفته می شود که بر اساس آن هر آموزشگاه درجه هنری 1 تا 8 را به خود اختصاص می دهد. در حقیقت این سطح هنری هر هنرجویی است که کیفیت آموزشگاه ها را تعیین می کند. مشکل ما این است که آزمون صلاحیت و درجه هنری پیش از تدریس صورت می گیرد و به نتیجه آن کار نداریم. از سوی دیگر شیوه های مختلف آموزش در آموزشگاه ها معصل دیگری است که کیفیت آموزشی را پائین می آورد.
سپس سریر با اشاره به محدودیت برای یکسان سازی شیوه های آموزشی و آزمون از هنرجویان گفت: «هر کشوری با توجه به امکاناتی که منطبق با فرهنگ و اجتماعش باشد عمل می کند. ما در خانه موسيقي تجربه‌اي داشتيم كه به گمان ما مثمر ثمر و مفيد بود و جريان سازنده‌اي را در آموزش موسيقي سبب شد. كار ما در قدم اول تعیین صلاحیت معلمان آموزشگاه ها بود. معلمان متخصص واقعا کم بودند و ما تصمیم گرفتیم حداقل امتیازات را برای تدریس در نظر بگیریم. قدم دوم اتخاذ متد صحیح و درست برای تدریس بود. خانه موسیقی از مدرسان با تجربه و متخصص دعوت كرد تا به تبادل نظر بنشینند تا بتوانیم روش تدریس را ارتقا بدهیم که در این صورت هم باز تنها می توانیم به آموزشگاه ها پیشنهاد بدهیم که از روش پیشنهادی استفاده کنند. قدم سوم نیز می تواند آزمون هنرجویان باشد که البته ممکن است این آزمون ها هم با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی کشورمان نتیجه مورد نظر ما را نداشته باشد چرا که متقاضی بسیار بالاتر از توانائی مطلوب تدریس در زمینه موسیقی است.»
آذر سینا نیز با تاکید بر آشفتگی شیوه ها تدریس و سردرگمی هنرجویان گفت:«هر کسی نوع تدریس خود را دنبال می کند. از 120 سال پیش که نت وارد ایران شدشیوه های تدریس موسیقی غربی کم کم مورد استفاده قرار گرفت. در صورتی که در برخی موارد این شیوه برای موسیقی ایرانی پاسخگو نیست. از طرف دیگر برخی هنوز شیوه های سنتی را برای تدریس ادامه می دهند. مثلا در حوزه آموزش موسیقی کودک، کودک شش ساله روبروی استاد می نشیند و از طریق گوش دادن به نوازندگی استاد خود، موسیقی را می آموزد. معلمان به این فکر نمی کنند که بر ذهن و فکر کودک کار کنند و بر آن تاثیر بگذارند. برخی کاملا طرفدار شیوه های اروپائی مثل آموزش ارف هستند و برخی به گذشته رجعت کرده اند و شیوه های قدیم را می پسندند. در درجه اول باید به این بیندیشیم که چه شیوه‌ای برای موسیقی ما خوب است. نه تقلید صرف و نه پایبندی به شیوه های سنتی پاسخگوی نیاز امروز نیست. همه این عوامل باید در خدمت موسیقی باشد. به نظم باید معلم تلفیقی از این شیوه ها را انتخاب کند.»
عمران بحث حضور نرم افزارهای رایانه ای و آهنگسازی به این وسیله را نیز یکی دیگر از مسائل مهم آموزش موسیقی دانست که باید به آن توجه شود: «امروز وسیله ای در اختیار جوانان است که به آنها اجازه می دهد موسیقی هایی خلق کنند که با هیچ سازی و به هیچ ثورتی قابل اجرا نیست. اینها موسیقی دانان کامپیوتری اند. بعضی مواقع موسیقی بسیار جداب است اما قابل اجرا با ساز نیست. حقیقت این است که باید در بحث آموزش به این نکته توجه داشت که آهنگسازی قلم و کاغذ و ساز نیست. داشتن روح خلاق برای یک هنرمند باارزش ترین چیز است که باید در نطر گرفته شود. به نظر من مهم نیست که آهنگساز کمانچه می نوازد یا پیانو و یا ویولن. مهم آن کسی است که آهنگسازی می کند و روح خلاق دارد.
بچه‌ها موسيقي ايراني ندارند
اذر سینا در این بخش به شیوه ای که برای تدریس موسیقی به کودکان استفاده می کند اشاره کرد و گفت: «برخی از آموزشگاه ها متد کارل ارف را که ار 1920 شکل گرفت اعمال می کنند. این شیوه از 1960 همه جا شناخته شد و حتی در ایران هم به کار گرفته شد. اما این شيوه اجازه نمی دهد کودکان با موسیقی ایرانی آشنا شوند و آنها را از موسیقی ایرانی دور می کند. به همین خاطر از سال ها پیش به این فکر افتادم که شیوه‌اي ازآموزش را در موسیقی کودک به کار گیریم که او را از موسیقی ایرانی دور نکند. مهم ترین موضوع که می توانست به ما کمک کند گوش کودک بود که می توانست موسیقی ایرانی را درک کند. کتاب «از متد ارف تا چهارگاه» را برای همین منظور نوشتم كه در دوجلد در سال 85 از سوي انتشارات سوره مهر به بازار كتاب آمد و اكنون هم با مدد گرفتن از هنرجويان ، برخي تصانيف ساده‌تر كتاب را در قالب يك سي دي عرضه خواهيم كرد. دراين شيوه از تدريس در حقیقت ما از کودک نمی خواهیم که کرشمه بنوازد اما او را همراهی می کنیم تا آواز چهار گاه را بخواند. او با کمک معلم خود می تواند آهنگ های ریتمیک را بنوازد. ما نمی خواهیم در آموزشگاه ها همه را نوازنده حرفه ای کنیم می خواهیم آنها به درستی با موسیقی آشنا شوند. اجرای گروهی و همراهی بچه ها در آواز و نوازندگی به آنها کمک می کند تا بهتر بیاموزند. متاسفانه منبع و یا مرجعی برای کودکان وجود ندارد. یا باید موسیقی های پیش پا افتاده گوش کنند و یا موسیقی های پیچیده بزرگترها را. ما برای بچه ها هنوز موسیقی ایرانی نداریم.
سپس مبصری، مجری جلسه از رئیس هیئت مدیره خانه موسیقی خواست تا درباره شیوه اعطای کارت آموزش به متقاضیان تدریس توضیح دهد. به گفته مبصری برخی هنرمندان به خصوص هنرمندان استان های دیگر کشور در زمینه اعطای کارت آموزش از سوي خانه موسيقي منتقد بودند. سریر در پاسخ به این اعتراضات گفت: اختلاف نظر در برخی استان ها زیاد است و متاسفانه استادان یکدیگر را نمی پذیرند. در زمینه اعطای کارت مربیگری ما به طور یکسان مواردی را در نظر می گیریم و چون معلم ها از شهرستان ها برای آزمون می آیند در اینجا مسئله استاد و شاگردی هم مطرح نیست که بگوئیم شاگردان فلان استاد و یا معلمان فلان شیوه را پذیرفته ایم.
سرير در پاسخ به ابهام آذر سينا و عمران مبني بر نبود آيين نامه‌اي براي ارزيابي نحوه ارتقاي آموزشگا‌ه‌ها گفت: دو کتاب توسط مرکز گسترش آموزش های هنری چاپ شده است. کتاب «طرح جامع موسیقی کشور»، و شیوه های اعطای درجه هنری به آموزشگاه ها و کار مربیگری كه مطالعه اين دو كتاب كه سه ‌،چهار سال قبل منتشر شدند ، مي تواند برخي ابهامات در اين زمينه را برطرف سازد.
مبصری همچنین به آموزش مربیان در ده جلسه که در برخی آموزشگاه ها مرسوم است اشاره کرد و از آذرسینا خواست تا بگوید چگونه می توان در ده جلسه مربی تربیت کرد. آذر سینا نیز در پاسخ گفت: در ده جلسه نمی توان مربی ترییت کرد اما می توان شیوه های تدریس را به کسانی که واجد شرایط هستند آموخت. این شیوه برای کسانی جواب می دهد که در درجه اول تحصیلات موسیقی داشته باشند و در درجه دوم برای مربیگری از نظر ظاهر و اخلاق مناسب باشند.
در بخش دوم میزگرد پرسش و پاسخ با حاضران انجام شد. مصطفي کمال پورتراب مدرس دانشگاه که در این جلسه حضور داشت گفت: «توجه به زیر ساخت های موسیقی بسیار کمرنگ است و باید به آن توجه بیشتری شود. باید کاری کنیم که مدرسان موسیقی پیشرفت کنند و سطح هنری قابل توجهی داشته باشند. هر سال باید از مدرسان آزمون هایی به عمل آید و سطح هنری آنها نسبت به قبل سنجیده شود. ما در این زمینه به علم هم نیاز داریم که کمتر مورد توجه قرار می گیرد. باید مدرسان را موظف کنیم که اطلاعات خود را بالا ببرند. خانه موسیقی موظف است که معلمان را رهنمون کند.
پورتراب همچنين به شيوه‌هاي مختلف آموزش موسيقي دركشورهاي ديگر اشاره كرد و ضمن نام بردن از اين شيوه ها گفت: قطعا در سنت موسيقايي ما نيز شيوه هاي آموزش وجود دارد، اما متاسفانه كمتر پژوهشگري به سراغ اين شيوه‌ها رفته و يا پژوهشي درخور در اين زمينه‌ها انجام داده است كه اميدواريم اين كار صورت بگيرد»
سپس یکی از حاضران در سالن به روح هنری آهنگساز که فرید عمران آن را یکی از عوامل مهم در آهنگسازی شمرده بود اشاره کرد و پرسید آیا این روح هنری قابل آموزش و پرورش است؟ عمران در پاسخ گفت: «استعداد بیشتر انسان ها نزدیک به هم است اما اینکه این بذر در چه خاکی کاشته می شود و یا در چه آب و هوایی به حیات ادامه می دهد بسیار مهم است. نوع دانش، امکانات و فضایی که هنرجو در آن پرورش پیدا می کند اهمیت زیادی دارد و این معلم است که می تواند در طول زمان روح هنری هنرجوی خود را بارور کند.
فریبرز رستمی محقق و پژوهشگر موسیقی نیز که بيش از يك دهه است روي متدي بومي در آموزش موسيقي كودكان كار و پژوهش انجام مي‌دهدیکی دیگر از حاضران در جلسه بود كه در تكميل اين بحث و اين كه جايگاه خانه موسيقي چه بايد باشد و چه رفتاري در اين زمينه صورت دهد كه بهترين دستاورد را براي موسيقي و اهل موسيقي و به خصوص آموزشگا‌ه هاي موسيقي داشته باشد ، گفت: «برخورد ما یک برخورد غیر نظام مند با موسیقی بوده است. وظیفه آموزش همیشه بر عهده دانشگاه بوده است ونه خانه موسيقي؟ چرا خانه موسیقی به جامعه دانشگاهی فشار نمی آورد که رشته آموزش موسيقي و یا اتنوموزیکولوژی تاسیس کند. شيوه‌هاي تدريس و آموزش باید مبتنی بر یک روش بنیادی باشد. ما هنوز کار بنیادی متكي بر برپژوهش روشمند نداشته ایم. ما هنوز تاریخ موسیقی نداریم. هنوز نمی دانیم تاریخ موسیقی کودک در کشورمان چطور بوده است. به قول دكتر پورتراب هنوز كسي نرفته تحقيق كند كه آموزش موسيقي به كودكان در پيشنيه تاريخي ما ايرانيان چگونه بوده‌است. بايد پرسيد كه آيا در ايتاليا، كودكان به شيوه ارف موسيقي ياد مي‌گيرند، يا آنها موسيقي ما را به كودكانشان آموزش مي‌دهند؟ ما باید روش های آموزشی و مبانی هایی که در سنت موسیقایی مان اتفاق افتاده را بیرون بکشیم و آنها را به صورت روشمند با نگاه دانشگاهی کنار هم بچینیم تا به نتیجه برسیم. موسیقی سنتی و بومی ما بسیار گسترده است. از طرف دیگر استنباط ریتم در موسیقی ما با فرهنگ اروپایی بسیار فاصله دارد چطور می توان روش های اروپایی آلمانی و غیره را برای آموزش کودک ایرانی استفاده کنیم. به نظر می رسد باید به این سمت برویم که روش آموزش موسیقی را دانشگاهی کنیم.
سریر در پاسخ به این پژوهشگر کفت:«دانشگاه های ایران هر کدام شیوه های خاص خود را دارند. باید دید که یکسان سازی حتی در آن سطح تا چه اندازه امکان دارد. آموزشگاه های متعددی هست که موسیقی کودک تدریس می کنند. طبیعی است که روش های تدریس هم وقتی به دست استادان می رسد با شیوه های مختلفی ارائه می شود. این موضوعات باید با دقت بیشتر مورد بررسی قرار بگیر تا به این نتیجه برسیم که چه روشی مورد نظر است.

در حاشيه:
به رغم آنكه روز تعطيل و عيد قربان بود، ولي نزديك به 80 نفر در اين نشست مستمع مباحث بودند.
- داود گنجه‌اي كمانچه نواز نامي نيز از حاضران بود. احمدي ، رئيس دفتر امور موسيقي وكامبيز روشن روان هم در اين ميزگرد حضور داشتند. جالب اينكه گنجه‌اي در حاشيه نشست گفت در اين دوسالي كه آقاي احمدي از مركز آموزش رفتند ، وضعيت آموزشگاه‌هاي آزاد اسفناكتر شده است. شايد اگر آقاي احمدي تا پايان نشست در تالار حاضر بودند و سخنان حاضران را مي شنيدند برخي از ابهامات ماجرا را برطرف مي‌كردند.
.
منبع: 
تاریخ انتشار : پنجشنبه 21 آذر 1387 - 00:00

برچسب ها:

دیدگاه‌ها

127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:33

اي كاش متن ميزگرد هاي ديگر را هم براي اطلاع علاقه مندان اين سايت در سايت قرار مي داديد.

روژینا
127.0.0.1
سه شنبه 15 اسفند 1391 - 17:33

سلام من به دنبال کلاس موسیقی برای دخترم هستم سن او 5 سال است منزل ما در |اسداران دیباجی جنوبی است

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.